بعد از مدتها دوستش رو تو خيابان ديد .. پس از حال و احوال پرسيد :

ـ سابقا هر روز تو را با دختری می ديدم که با هم به پارک و سينما می رفتيد .. اون نامزدت نبود ؟

ـ چرا ما با هم نامزد بوديم ..

ـ لابد الان ميانه اتان بهم خورده که ديگه با هم به سينما و .. نمی رويد ؟

دوستش جواب داد : نه .. حالا ديگه با هم ازدواج کرديم .. 09.gif

/ 18 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهر

سلام دوست بزرگوار خوب ... منو عفو کنيد و برام دعا کنيد لطفا ...خدا نگهدار...شايد آنگونه بروم که آزيتا رفت...

يك روحاني

سلام آقا يوسف /اميدوارم که در تمام مراحل زندگيت موفق باشيد/..خسته نباشيد/....تابعد

محمد/ماری

سلام . اين ديگه آخر يادآوری بود. همون قضای قبل از ازدواج و بعد از ازدواج......./ ماری

Kamran / Shabgard

سلام يوسف جان....به نکته جالب و ظريفی اشاره کردی...موفق و شاد باشی...

erfan

سلام.کلی خنديدم اصلا انتظار نداشتم اينجوری تموم بشه!!!!!!

معاون اول فاتح زمین

آی که گل گفتی. قرار بود اين طوری نشه ها ولی مثل اين که همه باورشان شده خوشی برای قبل از ازدواجه و غم و غصه و بی طراوتی برای بعد از ازدواج. اين دولت کريمه هم که با اين صدا و سيماش که مثلا رسالتهايی به دوشش است بی خيال اين قضايا که شده هيچ به همين مسائل هم دامن ميزنه. مسخره ترين نوعش فرار اردل و شادبام از زن هاشونه. البته شما غصه نخور ما معاون اول فاتح زمين شديم که ....

maryam

چه باحال.کاش ادما هميشه نامزد بمونن.

بي دل

سلام عزيز... متن قشنگي بود... چه ميشه كرد ...اين هم يه جورشه... مگه نه؟

سحر ( دلتنگی های يک زن )

سلام دوست عزيز . مطلب جالبی بود . ممنونم ار لطف شما باور کنيد من دوستانم رو دوست دارم و دلم برای نظراتشان تنگ شده اما راضی هستم به رضای او هر چه خدا بخواهد همان شود با ياری و مدد از او شايد جان تازه ای گرفتم اميدوارم که دوباره در وبم از نظرات خوب شما استفاده کنم .... موفق و سلامت باشيد ....