اشتباهات بسيار بزرگ من !

 <?xml:namespace prefix = v ns = "urn:schemas-microsoft-com:vml" />

    <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />حسين درخشان _ وبلاگ نويس مقيم آمريكا _ كه دو سال قبل چنين روزهايي را در اسرائيل گذرانده است ، طي يادداشتي در سايت شخصي خود ، آن ايام را از « اشتباه هاي بسيار بزرگ » خود خواند و گفت دفاعي در برابر آن ندارد ! 26.gif.

وي در ادامه مقاله خود كه به بهانه اوضاع كنوني غزه نوشته ، گفته است : يكی از اشتباهات " بسيار بزرگ " من ، سكوت درباره اوضاع فلسطينيان بود كه علت آن هم همانا « ترس به خاطر از دست دادن حمايت معنوي دوستان و نيز ترس از رسانه هاي اروپايي و آمريكايي » بوده است 27.gif 

اشتباه ديگرم دفاع از اسرائيل در جنگ 33 روزه بود و درباره علت آن می گويد : « ] علت اين امر [ مثل خيلي هاي ديگر اولاً اعتماد بي دليل و ساده لوحانه اي بود كه به رسانه هاي ظاهراً معتبر انگليسي زبان داشتم و روايت آنها را از آن اتفاق دقيق و واقعي و بي طرفانه مي ديدم . دوم هم كم اطلاعي ام از پس زمينه هاي تاريخي اين اتفاق و جنبه هاي گوناگونش بود كه عملاً ديدم را بسيار محدود مي كرد »

حسين آقا در ادامه مطلب خود آورده است :

الان كه فكر مي كنم دلم مي خواست زمان به عقب برمي گشت و من مي توانستم اين دو اشتباه بزرگ را به شكلي تصحيح كنم . مي دانم كه الان يك سري از اپوزيسيون براساس جمله « كافر همه را به كيش خود پندارد » شروع مي كنند كه « هودر » را چيزخور كرده اند ، خانواده اش را تهديد كرده اند ، به او قول داده اند كه اگر اعتراف كند مي گذارند به ايران برگردد ...

درخشان .حسيندو سال قبل وقتي اين نويسنده روزنامه هاي زنجيره اي به اسرائيل رفت ، مطبوعات سرزمين هاي اشغالي او را ملقب به « پدر وبلاگ نويسي ايران » كردند ! حالا با اين اوصاف _ استغفار او 15.gif _ بايد ديد كه لقب بعدي كه مطبوعات سرزمين هاي اشغالي به اين دون كيشوت ايراني مي دهند چيست ؟!  04.gif 

 

حسين درخشان کيست ؟!

/ 29 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد ( يادداشتهای يک وبلاگر )

سلام///////////خبر نداشتم پنچر گيری هم بلدی! بابا اچار فرانسه!!////////////ما نظراتمونو گفتيم بالاخره اختلاف عقيده وجود داره و من بهش احترام ميذارم/////////رفاقت موضوعه ديگه اييه////////ادب چيزه ديگه اييه//////شخصی که خودش رو به نام زيتا معرفی کرده و کامنت گذاشته چرا تو وبلاگ خودم که ظاهرا تشريف اوردن و خوششون نيومده نظرش رو نگفته تا جوابش رو هم بگيره//////يوسف عزيز با اينکه از مطلبت انتقاد داشتم ولی ايا توهينی به شما کردم؟؟؟اگر توهينی متصور شدين پوزش ميخواهم////////فرموده اند برای مطرح شدن روح خودم رو به شيطان فروخته ام!!شما مطالب اين پست من رو بخونيد///ايا نوشتن از محرم و عاشورا و عزای حسينی///برای مطرح کردن خودمه؟؟؟؟ايا با شيطان معامله کردنه؟؟؟؟انصاف کجاست؟؟؟اگر قرار به مطرح کردن خودم بود هزار راه وجود داره////که بگذ

مجيد ( يادداشتهای يک وبلاگر )

رو در رو و مستقيم بدون اهانت و توهين///////اين گوی و اين ميدان///تا ثابت کنن که من با شيطان معامله ميکنم يا.......استغفر الله ربی و اتوب اليه////////////

فاطیما

سلام يوسف..... ميگما من زنبيلتو نيگر ميدارم تو صف...تو برو

فاطیما

تحليل هات و متنات معرکس....مثه خودت

فاطیما

خوب حالا بريم سر اصل مطلب......بينم تو که حسود نيستی؟ راستش منم تو صف بودم و بليطم برنده شد

نصیری

خوب بیچاره توبه کرده چه ایرادی است. همیشه افراط پشیمانی دارد

فاطیما

سلام.....کو اون غوغات؟ نميدونی من گرفتارم ...مجبورم ميکنی پاشم با اين هوای نامساعد بيام کلبت....لا اله الاالله

اسير آزاد

دوست من ٬ دنکيشوت با آسياب های بادی ميجنگيد.در دولت مطلوب شما و همچنين در نطق پيش از دستور وبلاگتان(همون صوت رو ميگم) انسان های بيشتری هستند که با آسياب های بادی ميجنگند ...