سخناني تا اندكی جدی !

 

از دمكرات ها و اصلاح طلبان، از بيروت گرفته تا بغداد و از دمشق گرفته تا تهران حمايت مي كنيم<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

اين مطلب را بوش رئيس جمهور آمريكا در پيام راديويي هفتگي خود قبل از سفر به خاورميانه اعلام كرد 27.gif

اول اينكه : حمايت يا مخالفت و دشمني آمريكا در سياست خارجي خود با افراد ، احزاب ، گروه ها دولت ها و ملت هاي ديگر يك امر طبيعي و بديهي است .

و بعد : آمريكا شيطان بزرگ و سمبل نظام سلطه است. پس از فروپاشي بلوك شرق ، تنها كشوري كه به تنهايي هوس بلعيدن تمامي ملت ها را داشت و نظم نوين جهاني را با هدف به دست گرفتن رهبري جهان مطرح ساخت ، آمريكا بود . آمريكا پس از يازده سپتامبر به دنبال تقسيم دنيا به دو بلوك تروريسم و ضدتروريسم برآمد و بر اساس منطق اين تقسيم بندي گفت : « هركس با ما نيست عليه ماست » با اين ديدگاه هر فرد ، گروه ، حزب ، دولت و ملتي كه در مسير و چارچوب منافع آمريكا حركت كند ، آمريكا از آنها حمايت به عمل آورده و هر فرد ، گروه ، حزب ، دولت و ملتي كه مستقل باشد و براساس منافع خود حركت كند ، آمريكا آنها را دشمن مي دارد .

به عنوان مثال آمريكا ، يهودي هاي صهيونيست ، سازمان هاي صهيونيستي و رژيم صهيونيستي را همواره مورد حمايت قرار داده و مي دهد و در نقطه مقابل ، ملت فلسطين، سازمان هاي مردمي و اسلامي فلسطيني مانند حماس و دولت مردمي فلسطين را دشمن داشته و با آنها مقابله مي كند. مبناي حمايت از يكي و مقابله با ديگري ، منافعي است كه آمريكا براي خود تعريف كرده و رابطه خود با ديگران را براساس همين منافع تعريف مي كند .

در ايران ، آمريكايي ها از بدو پيروزي انقلاب اسلامي ، عده اي را مورد حمايت قرار داده و با ملت ايران و نيروها ، سازمان ها ، احزاب ، نهادها و افراد انقلابي به مخالفت و دشمني پرداختند . دلايل حمايت آمريكايي ها طي ساليان گذشته از احزاب ضدانقلابي در كردستان مثل دمكرات ، كومله و اخيرا پژاك ، از سازمان منافقين ، از سلطنت طلب ها ، از ليبرال هايي چون نهضت آزادي و ... و همچنين مخالفت و دشمني آنها با ملت ايران و نهادهاي انقلابي كاملا مشخص است و نيازي به توضيح ندارد . اما اكنون اين سوال مطرح است كه چرا بوش اصلاح طلبان ايراني را كه هشت سال قوه مجريه و چهار سال قوه مقننه را طي سال هاي 1376 تا 1384 در اختيار داشتند ، اين گونه مورد حمايت قرار مي دهد . جالب اينكه اين حمايت از يك جريان سياسي داخل ايران در حالي انجام مي گيرد كه آمريكايي ها نظام اسلامي را همواره مورد تهاجم قرار داده و ايران اسلامي را تهديد جهاني معرفي كرده و نهادهايي چون سپاه پاسداران را به عنوان يك گروه تروريستي معرفي مي كند .

آمريكايي ها از يك طرف از طريق قطعنامه هاي شوراي امنيت براي فرماندهان سپاه ايجاد محدوديت مي كند و از طرف ديگر پذيراي افرادي چون كديور ، سازگارا ، حقيقت جو ، علي افشاري ، عطري ، بشيريه و ... شده ، به عده اي بورس تحصيلي مي دهد و برخي را هم كرسي استادي جهت تدريس در دانشگاه هاي آمريكا عطا مي كند .

افرادي كه از آنان نام بردم ، زماني در ايران به عنوان چهره هاي فعال اصلاح طلب شناخته مي شدند . چندي پيش كه بوش آن اظهارنظر را كرد ، مقام معظم رهبري فرمودند ، حمايت بوش از يك جريان داخلي ايران ، يك ننگ است و ملت ايران و آن جريان بايد به اين فكر فرو روند كه آن جريان چه ويژگي داشته كه آمريكا آنان را مورد حمايت قرار مي دهد .

پس از بيان آشكار بوش عده اي به تكذيب و نفي و انكار روي آوردند ، لكن اين يك واقعيت تلخ است كه جريان اصلاحات به گونه اي عمل كرده كه امروز اين گونه مورد حمايت آمريكايي ها واقع شدند . نمونه هايي از مواضع و كاركردهاي اين جريان را كه موجب شد آمريكايي ها آنان را همسو با خود ارزيابي كنند مرور مي كنيم

 

·          شعار جامعه مدني و توسعه سياسي بر محور ليبراليسم با بهره گيري از مدل هاي غربي

·          ترويج سكولاريزم و تز جدايي دين از سياست

·          ترويج اباحه گري بر مدارتساهل و تسامح

·          مقابله با فرهنگ جهاد و شهادت و معرفي اين فرهنگ با عنوان خشونت گرايي

·          تلاش براي محدودسازي ولايت فقيه و حذف آن از ساختار قدرت

·          تلاش براي سازش با غرب و آمريكا

·          تلاش براي عدول از سياست استكبارستيزي و حمايت از مستضعفان عالم

·         تلاش براي انجام انقلاب مخملي در ايران از طريق حوادثي چون كوي دانشگاه و تحصن در مجلس

·          طرح نظريه هاي نافرماني مدني، خروج از حاكميت با استعفاي دسته جمعي

·          طرح نظريه حاكميت دوگانه

·          مقابله با فعاليت هاي هسته اي جمهوري اسلامي ايران

·          ...

براي هر يك از موارد مذكور كدهاي فراواني وجود دارد كه پرداختن به آن از ظرفيت اين يادداشت خارج است. اما يك نكته اساسي در اينجا وجود دارد . 

تمامي كساني كه در جريان دوم خرداد يا جبهه اصلاحات قرار دارند ، همگي مثل هم بوده و آمريكا همگي آنان را مورد حمايت قرار مي دهد .. در حالی كه در درون اين جبهه طيف هاي مختلف فكري قرار دارند .

اين سوال وجود دارد كه كساني كه حمايت آمريكا از اصلاح طلبان را محكوم مي كنند و يا رفتارهاي افراطيون دوم خرداد را محكوم مي كنند ، چرا همچنان با آنان در يك صف قرار دارند و حساب خود را از آنها جدا نمي سازند ؟ مگر گردانندگان اصلي پشت صحنه حادثه كوي دانشگاه ، تحصن در مجلس ، چراغ سبز دادن به غربي ها ، انتشار نامه هاي سرگشاده ، طرح حاكميت دوگانه ، طرح سناريوهاي نافرماني مدني و خروج از حاكميت و .. .. احزاب و سازمان هايي نبودند كه اكنون محور ستاد ائتلاف اصلاح طلبان هستند و با تمام توان وارد عرصه رقابت هاي انتخاباتي شده اند . اگر اينچنين است افراد و اشخاصي كه حمايت آمريكا را محدود به چند نفر افراطي و تندرو مي كنند ، همراهي خود با احزاب و سازمان هاي مذكور را چگونه توجيه مي كنند ؟

اين آدم هلوع را ببخشيد برای اين چالشِ پُر دست انداز 01.gif

/ 25 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ليلا

سلام اقا يوسف احوالات می زونه؟ نکنه فکر کرديد بلانسبت بنده شهرداری هستم که بيام دست اندازهای پستتون رو با قير و اسفالت پر کنم؟

ليلا

می خونم و بر ميگردم!

صادق

آیا کسی هست مرا یاری کند؟ بسم رب الحسین از ان روز که مقتدای عشق و مولای شهیدان در عاشورایی خویش ندای … هل من ناصرا ینصرنی را سرود تا کنون طنین آن در دل تاریخ چنان پیچیده است که گویی این فریاد زمانه ی ماست .

مهران

تاخت و تاز به شکل افراطی صحیح نیست زیر سوال بردن عملکرد به این شکل و مقایسه با گروه هایی که ماهیت وجودی شون رو حتی بی سواد ترین افراد جامعه رد میکنن، فکر میکنم گناه باشه. خدا کنه ادله ای که آوردین برای خودتون لا اقل به اثبات رسیده باشه ،که بعید میدونم. برای من جای سواله که چطور شما که در چندین پست به حرفای این فرد میخندیدین و سوژه مورد تمسخر شما بود، این گونه سرمست از این حرفا قداره بستین به جون این قشری که حمایت مردمی داشت و داره افتادین خدا همه ما رو به راه راست هدایت کنه

مهران

دوستیمون به جا اصول فکریمون هم جای خودش

کاموانيوز نو

موافقم باهات. اصولا امريکا در پی ايجاد دمکراسی نيست و اين را همه مردم دنيا ميدونند. امريکا در پی بسط هژمونی خودش بر دنيا هست و اگر در جايی دولتی مثل حماس از روش دمکراتيک هم به قدرت برسه اون را سعی مکنه له کنه/

کاموانيوز نو

اگر هم در ايران جريانی به اسم اصلاح طلب روی کار مياد دليل حمايت امريکا ازش اين نيست که اون جريان برای امريکايی کردن ايران آمده. دليلش اينه که امريکا احساس ميکنه در اين جريان ميتونه مهره هايی جای بده که بيشتر در خدمت اهدافش باشند. هرچند که روی کار آمدن احمق ها و کوتوله های دنيای سياست مثل پرفسور احمدی نژاد از راه ديگه ای به سياستهای واشنگتن کمک کرده.

هرمز مميزی

سلام با نقدی بر صدا و سيما به روزم منتظر نظرت هستم

فاطمه

سلام آقای هلوع من فکر نميکنم جريانی که در هر دو انتخابات ۲۰ ميليون رای اعتماد از ملت ايران گرفت . جریانی باشه که از حمایت آمریکا سرچشمه میگیره. بعد آخه شما که همه چی رو با هم قاطی کردید.