« خفه شو » !؟

 

آورده اند كه در يكي از روزگاران نه چندان دور در يكي از اين دانشكده هاي تخصصي ، فني ، علمي ، كاربردي ، .. ، .. با توجه به مناسبت روز ( نه فكر كنيد خداي ناكرده رقابت هاي حزبي ، تشكيلاتي يا انتخاباتي و .. ! ) سخنران زبردست و چيره اي را فرا خواندند تا از مضرات ( چي مي دانم .. ) تفرّق و عدم تحزب گرايي .. و حقوق بني بشر و صندوقي كه بُن هاي اعتباري آن را منتشر مي كند .. و پيشرفت تصاعدي لامذهباني كه دين و اخلاق را براي روزهاي خاصي از زندگي اشان گذاشته اند .. و .. و .. ( هَلمّ جَرّا ) .. داد سخن براند .<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

استاد مدعو وقتي بر كرسي گرم استادي تكيه زد ديگر توجهي به جمع و اجتماع ( و ايضا دانشجويان شادماني (!) كه در اين هواي سرد كلاسشان تعطيل شده بود _ و به سالن سخنراني كوچانده شده بودند و .. ) نداشت و حتي وقعی به صداي تكبير و صلوات ( ي كه البته با انگيزه هاي خاص علم دوستان ! همراه بود ) و يا يادداشت هايي كه از گوشه و كنار مجلس به روي سِن سخنراني فرستاده مي شد نمی نهاد و طبق چك ليست ( از پيش طراحي شده ! ) خود ، يکه تاز پيش مي راند ..

با رسيدن هر يادداشتي ، سخنران مدعو ( بدون قطع كردن سخنان علمي ، اجتماعي ، سياسي ، فرهنگي و .. ) نيم نگاهي به يادداشت های رسيده ( كه اي بسا با خواهش ، تمنا يا .. بد و بيراه ، اتمام جلسه را خواستار مي شدند 30.gif) مي انداخت و با كنار نهادن آنها ، به صحبت هاي مهم ! و حياتي خود ادامه مي داد ..

تا اينكه ..

تا اينكه جناب سخنران با ديدن يكي از يادداشت ها ، نه تنها مكث متنابهي كرد ، بلكه از كوره در رفتند و ضمن برخواستن از كُرسي گرم استادي ، با لحني حاكي از عصبانيت و پرخاشگري فرمودند :

آقا مسخره كرده ايد ؛

شورش را در آورده ايد ؛

من هر كاري هم كرده باشم ديگر ذُرت پرت نكرده ام ؛

و جلسه را _ كه با همهمه و اغتشاش همراه شده بود _ ترك كرد ..

در آن هنگامه ، يك دانشجوي هلوعي في الفور برخاست و با رساندن خود به ميز دانشوري ، يادداشت واصله را قاپيد و ..

و وقتي آن را خواند ، ديد كه يك دانش پژوهي خطاب به سخنران مدعو نوشته است :

« استاد ؛ لطفا ذِرت و پِرت نكنيد »

الغرض ؛

ماجراي ما بر می گردد به جناب پرزيدنت بوش كه در محاق يكي از سخنراني هاي اخيرش ( در سفر منطقه ايش به خاور ميانه ، در منزل شخصي نخست وزير رژيم صهيونيستي ) رسوايي ديگري براي مقامات آمريكايي رقم زد .

البته رسوايي رسوايي هم كه نه !! ؛

مگر نه اين جور قضايا تو مملكت آزاد و مرفّه ای چون ايالات متحده يك پديده اي عادي است !! 04.gif

بقول روزنامه « وطن » ـ چاپ ايالات متحده آمريكا ـ بوش كه به همراه ديگر مقامات سياسي آمريكا و برخي از اعضاي كابينه صهيونيستي براي صرف شام در منزل اولمرت دعوت بود ، به دليل زياده روي در خوردن شراب ، به يك باره سياست‌هاي اسرائيل را به باد انتقاد گرفت 11.gif و از عملكرد داخلي مقامات اسرائيل انتقاد كرد 09.gif

گويا اعضاي كابينه اولمرت از انتقادهاي صريح بوش به شدت شگفت زده شدند .

روزنامه هاي صهيونيستي نوشتند : مسئولان آمريكايي حاضر در اين ضيافت ، از بوش مست احساس شرمندگي كردند ، به نحوي كه رايس وزير امور خارجه آمريكا بلافاصله با مشاهده شدت يافتن لحن انتقادهاي بوش ، سريعا دست‌نوشته‌اي را به بوش داد و وقتی که بوش كاغذ را دريافت كرد سكوت سنگيني بر سالن شام حكمفرما شد .

بوش كه شراب زيادي خورده بود ، با صداي بلند شروع به خواندن دست‌نوشته رايس كرد و گفت :

اين دختره نوشته

« خفه شو و دهانت را ببند »

بوش با لحني اين مطلب را خواند كه تمام حاضران به بوش و رايس خنديدند . 29.gif

گويا رايس ، پس از اين ماجرا ، ديگر در نشست‌ها و جلسات غير رسمي بوش با اسرائيلي‌ها حاضر نشد . 27.gif

/ 18 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فاطمه

كتاب هم معرفي كردم.

هرمز مميزي

سلام دوست عزيز اگر آقای احمدی نژاد در سفر به امريکای لاتين پا روی دم امريکا نگذاشته بود و بی سیاستی نکرده بود امروز شاهد عکس العمل آقای بوش در کشورهای خلیج فارس نبوديم !

پت ومت

من بروزم اگه اين دفعه غيبت کنين ديگه خودتون می دونين و خدای خودتون فعلا

احمدرضا

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند می خواست کم بنوشد اين بوش نابکــارا !!

احمدرضا

يادم رفت از حضرت حافظ اجازه بگيرم! با اجازه حضرت حافظ...

يک طلبه

سلام! راستی شمانامزد نشدید؟...چی! شدید...۲۰ سال پیش...ممممممممممممم...اونو نمی گم که این جدیده رو میگم...بابا مجلس!

يک طلبه

خیلی بد می نویسم! پراز قلت! اتفاقا داداشم هر وقت مطالبم رو می خونه تا گوشاش سرخ میشه! مثلا خیلی ضایع است یه طلبه کانه رو بنوسه کانا درسته؟! خدا بر توفیقاتتون بیفزاید! یاعلی

زيتا

سلام.به اين ميگن زن.آفرين.ميتونه حتا رييس جمهور را دعوت به خفه شدن بکند.خدا بداد جفتش برسه. زبان کرئولی همان کره ای است.

زيتا

در ضمن با آقای مميزی کاملن موافقم.اصولن ما مسلمانها،وقتی خودمان نيش ميزنيم،آنرا عيب نميدانيم،ولی اگر مال خودمان را ببرند،فرياد ميزنيم که مسلمانی رفت