دوستي مي گفت : ترجمان زندگي من اين است


ساده است نوازش سگي
شاهد آن بودن كه چگونه زير غلطكي مي رود
و گفتن كه : سگ من نبود


ساده است ستايش گلي
چيدنش و از ياد بردن كه گلدان را آب بايد داد


ساده است بهره جويي از انساني
دوست داشتنش بي هيچ احساس عشقي
بخود وا نهادنش و گفتن كه : ديگر نمي شناسمش


ساده است لغزش هاي خود را شناختن
زيستن با ديگران ، بحساب ايشان و گفتن كه : من اينچنينم


ساده است كه چگونه مي زي
زيستن سخت ساده است .. و پيچيده نيز هم


مارگوت بيگل
برگردان : زنده ياد ا . بامداد

/ 2 نظر / 4 بازدید
آهو

در مورد شعر سوم: راستي چرا ما آدما انقدر راحت زندگي ديگران رو به مسخره مي گيريم.چرا انقدر عشق بي ارزش شده؟

نرگس

آري..........آری.............ساده است زيستن....