باز محرم ، يادآور .. !

 

تا زنده هستيم ؛

نمی گذاريم ستمکاران به دولت و حاکميت برسند

مگر اينکه پس از مرگ ما زمان سلطنت ديگران باشد

امام حسين ( ع )

اللهم مهيای مهيا محمداْ و آل محمد و مماتی ممات محمداْ و آل محمد ..

/ 31 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
كيوان

بنده حرفی از اصالت دين خدا نزدم که چون اينانی لايق يدک کشيدن نام ولی خدا را ندارند!...آن سياهه را هم به همان کون گشاد خودت و امثالت حواله بده تا از کون گشاد ولی امرتان صعود کنيد و خوش باشید...تو که ادعای درس خوانده بودن ميکنی از نوشتارت پيداست...وای به دين خدا که سينه زنانش شما هستيد...امثال ابوموسی اشعری...و امثال علی ها از شرم شما، سر بلند نميکنند!

يوسف

کيوان خان ، اينکه مشتاقانه يا با نگرانی ( نمی دانم به کداميک از اين دلايل ! ) به ما سر می زنی ممنون .. اين حاکی از عنايت شماست . باید می دانستم که ربطی با ملای مکتب نديده ياد شده نداری . منظور من هم در آن پيام قطعاْ شما نبوديد . اين از اين . اما سرافکنده نخواهم بود اگر ابوموسی اشعری ها از شرم من بی مقدار سربلند نکنند !! .. هر چند از شرم مولايم علی ( ع ) هراسان و گريزانم .. اين اميد را هم دارم ـ بی صبرانه ـ که عنايت آن ابرمرد عالم خلقت ( که از خطای دشمنش که به او صب می گفت ،درگذشت و به او اکرام و نوازش بی اندازه کرد و .. ) شامل من و تو شود و در روزی که « يوم تبلی السرائر » است و همه پرده ها کنار می رود و همگان انگشت به دهان خواهیم گزيد .. و برخی از شدت شرم آرزو کنند که ای کاش خاک می بودند ! « و يا ليتنی کنت ترابا » شرمنده روی او و عترتش نشويم ..

عطر نماز

اللهم محيانا محيا محمد و ال محمد و مماتی ممات محمد و ال محمد.... خداوند بدهد عاقبتی خير... همين!

zahra

سلام... مرسی از گفته های قشنگتون....درس امام حسين به ما همين بود... پس بايد زنده نگه اش داريم.... يه بخشايی از عزاداری رو نوشتم.... خوشحال ميشم بخونين.... يا علی

saeel

سلام . وبلاگ خوبی داری . اميدوارم موفق باشی

احسان مطهری

سلام... به به به... صفا آوردی به کلبه درويشی ما... مطالب قشنگی می نويسی...

فا عین

اي شهسوار باديه ي ابتلاي ما / باز آ که زان تست حريم لقاي ما/ معراج عشق را شب اسراست هين بران/ خوش خوش بُراق شوق بخلوتسراي ما/ تو از براي مائي و ما از براي تو/ عهديست اين فناي ترا با بقاي ما/ دادي سري ز شوق و خريدي لقاي دوست/ هرگز زيان نبرد کس از خونبهاي ما / باز آ که چشم ما زِ ازل بر قدوم تست/ خود خاکروب راه تو بود انبيا ي ما / گرز آتش عطش جگرت سوخت غم مخور/ از تست آب رحمت بي منتها ي ما/ ور سفله اي برد ز تو دستي مشو ملول/ با شهپر خدنگ بپرد هماي ما / گسترده ايم بال ملائک بجاي فرش / کازار بر تنت نکند کربلاي ما/ دلگير کو مباد از ذبيح عشق / کافيست اکبر تو ذبيح مناي ما/ کو نوح گو بشت بلا آي و باز بين / کشتي شکستگان محيط بلاي ما / موسي ز کوه طور شنيد ار جواب لنْ/ گو باز شو بجلوه گه نينواي ما / گر زنده جان ببرد ز دار بلا مسيح/ گو دار کربلا نگر و مبتلاي ما / منسوخ کرد ذکر اوائل حديث تو / /اي داده تن ز عهد ازل بر قضاي ما............

بي دل

سلام يوسف عزيز.... در هر شرايطي ادب رو فراموش نكنيم.....

یوسف

به روی چشم ، بيدل . حق با توست . از اين ببعد فقط سعی می کنم رفع اضاله کنم و بس . تا طاهر بمانم . انشاءالله .

كامران/شبگرد

سلام دوباره به شما..............و ممنونم از لطفتون..........پايدار باشيد..