هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

اثبات شايستگي

… آفتاب هنوز غروب نكرده و تا اذان مغرب دقايقي باقي است …
… صداي تق تق كليدهاي كيبورد اتاقم هنوز پابرجاست و من مشغول كارم .كار تايپ اداري …
ناگاه درب اتاق مديريت باز شد و آن آقايي كه ظهر امروز وارد شده بود و دستورات رئيس اداره را به مديرمان ابلاغ كرده بود ، دوباره پيدايش شد و سراغ مديرمان را گرفت . وقتي به او گفتم كه آقاي حرفت منش رفته اند و ممكن است دوباره بازگردند ، پيغام رئيس اداره را داد و خارج شد ….. با خود گفتم اين جوان هم لابد مثل خيلي از كارمندان ديگر اداره مي انديشد كه مديريت ما چه كارمند خوبي دارد .كارمندي كه بعد از چند سال خدمت كردن ، با داشتن مدركي و تجربه هايي و… دست به تايپ خوبي هم دارد …خوب اين هم هنري است كه لابد فقط وهابي اين را مي داند !… يا اين كه وهابي فقط اين را مي داند ! … شايد اراده بر اين تعلق گرفته تا وهابي بعد از چند سال خدمت كردن اين واقعيات را درك كند ! بايد بداند كه حالا حالاها بايد جان بكند تا شايستگي هايش را به اثبات برساند ! هنوز بايد به خيلي از همطرازان خود كه بعضاً هيچ مزيتي نسبت به او ندارند ، بفهماند كه مستحق ! است .. هنوز بايد حقش را تكدي كند .. و لابد تا دست از همه چيزش نشويد ، لايق همه چيز ، حتي … نخواهد بود ..

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱ آبان ۱۳۸٢