هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

 

خیلی ها در استخر دنیا غرق شده اند !

فتح قله انسانيت خيلي دشوار است ..
در مسير طولاني دنيا ـ تا آخرت ـ بشدت نيازمند دوي استقامت هستيم و بدون آن از رقبا عقب مي مانيم و از فينال محروم .
گاهي حرفه اي ترين بندبازان هم نمي توانند از صراط بگذرند .
خيلي ها در استخر دنيا غرق شده اند و سوت ها و هشدارهاي نجات غريق نتوانسته آنها را به خود بياورد و به ساحل بيداري رساند .
مشت زنان چرا به شكم شهوت مشت نمي زنند ؟
كوهنوردان چرا به فكر فتح قله آزادگي نيستند ؟
كشتي گيران چرا نفس خود را خاك نمي كنند ؟
چرا براي تمرين به باشگاه تقوا و عفاف نمي روند ؟
چرا براي زيبايي روح به عبادت نمي پردازند ؟
چرا در كنار بدن سازي براي تربيت جان وقت صرف نمي كنند ؟
شناگران اگر بتوانند طول و عرض عمر 60 ـ 70 ساله را با موفقيت طي كنند لايق جايزه اند .. خيلي از دوندگان هرگز نمي رسند .. و خيلي از وزنه برداران نمي توانند يك حرف را بردارند .. و بسياري از صاحبان عضلات قوي و بازوهاي پرتوان حريف نفس خودشان نيستند و اسير يك عادتند ..
صحنه زندگي ما با ماهواره هاي ملكوت براي آسمانيان رله مي شود .. و روزي هم در قيامت براي داوري نهايي و اهداي جوايز مجددا پخش خواهد شد .. آنجاست كه مدال شرف بالاتر از مدال طلا و نقره است ..
دست يافتن به عنوان قهرماني در اين مسابقات واقعا دشوار است .. و جنگ كنندگان با مرگ هم براي هميشه از دور رقابت ها و صحنه امتيازات حذف و بيرون رانده مي شوند .. و بعدا چه حسرت ها كه اي كاش

بر دامن گل دست توسل نزديم
از حرف به ميدان عمل پا نزديم
افسوس كه فرصت به تماشا بگذشت
صد گيم تمام گشت و ما گل نزديم

افسوس كه ما آبشار زن نيستيم و پاس فرصت ها را از دست مي دهيم و اگر دوباره به ما پاس ندهند .. ؟!!
قهرمانان ميدان اخلاص هم اندك اند .. نيز آميختن قهرماني به عاطفه هم كمياب است . همه در ميدان راه زندگي در حركتند .. اما مگر هر كه مي رود مي رسد ؟ و هر كه مي دود مي برد ؟
اي بسا رونده و دونده اي كه خارج از خط پيش مي تازد ! و عاقبت هم خودش را مي بازد !
باختن به نفس شرمندگي دارد ، مدال گرفتن پيشكش .
برنده واقعي كيست و باخت اصلي كدام است ؟

بگذشت زمان دست به كاري نزدي
بر گردن لحظه ها مهاري نزدي
صد توپ زدي تمام را كردي اوت
صد پاس گرفته ، آبشاري نزدي


از : جواد محدثي

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٦:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢۱ تیر ۱۳۸۳