هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

 

اگه غم هاي گذشته امون همواره جلوي نظرمون باشه و فراموششون نكنيم ، ادامه زندگي برامون دشوار و حتي بغرنج مي شه ..!!
اما اگر هم بنا باشه هر واقعيتي رو براحتي بدست فراموشي بسپاريم ! مبتلا به عارضه اي خطرناك می شیم بنام « غفلت »
فراموشي › هر چند كه از جهتي نعمتي بزرگ است ! اما بعضي مواقع موجد غفلته .. و ‹ یادآوري › چيزهايي كه مي دونيم ، گاهي اوقات از ضروريات مسلم زندگي ..


*******************************

هيچ وقت اين روايت رو كه تو سالهاي جواني ديده بودم فراموش نمي كنم :
ابن مسعود ( از حافظان كل قرآن و از مورخان صدر اسلام ) مي گويد :
وقتي بر پيامبر عظيم الشان اسلام ( ص ) وارد مي شدم ، ايشان امر مي فرمودند كه اي ابن مسعود ؛ برايم قرآن بخوان !
من بديشان عرض مي كردم : يا رسول الله من چگونه بر شما قرآن بخوانم و حال آنكه قلب شما محل نزول وحي است .. ذره ذره وجود شما آيات الهي است .. و ..
ايشان مي فرمودند :
اي ابن مسعود ؛ چيزي كه در شنيدن هست ، در دانستن نيست !
و من قرآن مي خواندم و ايشان ، هاي هاي مي گريستند ..

*******************************


فذکر انما انت مذکر * لست عليهم بمصيطر ...


ای پیامبر ؛ تو خلق را متذکر ساز که وظیفه پیغمبری تو غیر از این نیست ..


آیات ۲۱ و ۲۲ سوره غاشیه

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:۳۱ ‎ب.ظ روز ۳ تیر ۱۳۸۳