هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

زلزله !؟!

زلزله روز جمعه ـ هشتم خرداد ـ تقريباً همه را لرزاند !
همه بي مهابا بياد زلزله موعود تهران افتادند .. ..
فقط همين ؟!
نه .. بلكه بدون شك ياد رفتن .. و گذاشتن آنچه را كه نمي توان برد ! همه را در بر گرفت .
زلزله از جهتي شبيه مرگ است !
از اين جهت كه تا آخرين ثانيه ها ، از آمدنش با خبر نمي شوي !
از اين جهت كه حتي يادش قلب ها را تهي مي كند !
از اين جهت كه علي رغم عظمت و اقتدارش ، دوست نداريم به همين سادگي ها به آن بيانديشيم و يا تسليم آن شويم !
از اين جهت كه فراموش كردنش زنگار و مستي در دلها ايجاد مي كند و حقيقت آن به فراموشي سپرده مي شود !
از اين جهت كه .. .. ..

***************************

زندگی ما آدمها مملو از واقعیت های ریز و درشتی است که بعضی مواقع ـ خواسته یا ناخواسته ـ تلخی خود را به رخ ما می کشد .
شاید تلخی نهفته در واقعیت ها بدان خاطر است که وجود آن موافق با خواست ما و یا ملائم با طبع ما نیست !
مرگ هم يکی از اين واقعيت هاست . می گويند شتری است که در خانه هر کسی می خوابد !
اما آيا می شه راه گريزی برای اون پیدا کرد ؟
آیا فکر نکردن به اون می تونه ما رو راحت و آسوده نگه داره ؟
( همچنانكه فرید تو کامنتی که برای یکی از دوستانش گذاشته بود
آورده بود : « آيا اين به ياد مرگ افتادن ها فايده اي هم داره ؟ » !! )
چه فايده اي بالاتر از اينكه با ياد مرگ و اينكه نموندني هستيم ! نخوت و غروري كه تو كله امون ايجاد شده ترك بخوره و پی به زنگارهايي ببريم كه بر دلمون نشسته و سرآخر در صدد صيقل اونها بر بياييم ؟ « ترس » از « يك » واقعيت كه قطعاً « تنها » واقعيت زندگي ما هم نيست ! اشاره اي است به زنگار دل هاي بي مصفاي ما ..
و الا اگر زنگاری نیست ، پس این ترس و بیم های درونی ما كه در اين سر بزنگاه ها رخ نموده ـ و البته ای بسا هرگز آنها را بازگو نخواهیم کرد ! ـ از چیست ؟


******************************

روزي پيامبر اسلام ( ص ) در جمع ياران خود فرمودند :
دلهاي شما زنگ مي زند ، همانگونه كه آهن زنگ مي زند .
پرسيدند : جلاي آن چيست ؟ اي رسول خدا .
فرمودند : « تلاوت قرآن » و « ياد مرگ »

******************************

ياد مرگ مرهم است براي دلهاي نيمه جان ما .. قدر آن را بدانيم .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱٠ خرداد ۱۳۸۳