هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

ايرانی سی يايی !

بنیاد اعانه ملی آمریكا (NED) كه مجله لوموند دیپلماتیك ، در ژوئیه 2007 ، آن را بنیادی آبرومند برای سازمان سیا لقب داده است در تاریخ 16 دسامبر 2007 ، عناوین بورسهای تحقیقاتی خود را كه از سال 1995 به جاسوسان آمریكا- كه با ظاهری آكادمیك در دانشگاههای مختلف فعال هستندی ارائه كرده ، منتشر نمود .

فكر مي كنيد در این فهرست اسامی كدامين ایرانیاني ( كه حاضر به همكاری با سازمان جاسوسی سيا شده اند ) اعلام شده است ؟

1 ) علی افشاری ـ عضو سابق دفتر تحكیم وحدت- دارای بورس تحقیقاتی با عنوان « چالشهای دمكراتیزاسیون در ایران »- از اكتبر 2006 تا فوریه .2007

2 ) دكتر حسین بشیریه ـ دانشیار سابق دانشگاه تهران- دارای بورس تحقیقاتی از برنامه دمكراسی ریگان- فاسل، تحت عنوان « بسیج سیاسی و ناپایداری های دمكراتیك » از نوامبر 2005 تا اگوست 2006

3 ) دكتر رامین جهانبگلو ـ دارای بورس تحقیقاتی با عنوان « روشنفكران و دمكراسی در ایران » از اكتبر 2001 تا اگوست 2002

4 ) دكتر هاله اسفندیاری ـ دارای بورس تحقیقاتی با عنوان « زنان و انقلاب اسلامی- بازسازی زندگی » از فوریه تا ژوئن 1995

5 ) منوچهر محمدی ـ از اغتشاش گران حادثه كوی دانشگاه - دارای بورس تحقیقاتی با عنوان « جنبش دانشجویی در ایران » از فوریه تا می 2007

6 ) دكتر لادن برومند ـ فرزند عبدالرحمان برومند از عناصر جبهه ملی- دارای بورس تحقیقاتی با عنوان « نهادینه كردن دموكراسی و حقوق بشر در ایران » از سپتامبر 1998 تا سپتامبر 2004

7 ) سیامك نمازی ـ مدیرعامل شركت مشاور آتیه بهار- دارای بورس تحقیقاتی از برنامه دموكراسی ریگان- فاسل ، تحت عنوان « ابعاد بین المللی مداخلات دمكراتیك » از نوامبر 2005 تا فوریه 2006

جا داره به اين عزيزان تبريك بگم بخاطر كسب موفقيت هايشان  

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

اخبار انتخاباتی :

۱ )  زمانه اصلا ح طلبان را مودب کرده است  ! ؟

۲ )  اصلاح‌طلبان همیشه صاحب برنامه بودند !  دقيقا ؛ مثل الان ها .. كه با برنامه دقيق می آيند تا آمده باشند

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ روز ٢۸ آذر ۱۳۸٦


رئيس شجاع ؛ رئيس بزدل ؛

 

روسها هم از برآورد اطلاعاتی سرويس هاي جاسوسي امريكا ( مبني بر پاك بودن فعاليت هاي هسته اي ايران ) كمال بهره برداري را كردند !

بعبارتی پوتين توانست در اين اثناء مردانگي از خود نشان دهد (!) و سوخت هسته اي نيروگاه بوشهر را ( كه در تعهدات آن دولت بود ) روانه ايران كند .. يعنی باور كنيد اگر اين اقراريه حالا حالاها منتشر نمی شد آقای پوتين همچنان دو به يك می كرد .. به سبك روسی

هر چند سوخت هسته‌اي ويژه نيروگاه اتمي بوشهر در همان سطحي غني‌سازي شده است كه به اقرار خود روسها ، ما خود نيز  در داخل كشور قادر به توليد آن هستيم « اورانيوم ۲۳۵ با غلظت 1.6 تا  3.6  درصد  » .. اما مهم اين بود كه اولا : طرف قرارداد را ملزم به اجرای تعهداتش كنيم .. و ثانيا : بعدها آتو دست دشمنان خارجی و اغيار داخلی ! نيافتد كه مثلا ج.ا.ا بدنبال اهداف غير صلح آميز از دانش هسته ای است ..

بالاخره احتياط هم شرط عقل است 

حالا دانستيد فرق بين يك رئيس شجاع با يك رئيس بزدل و جبون از كجا تا به كجاست ؟

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

 قريب به 60 سال از تأسيس رژيم غاصب صهيونيستي مي‌گذرد ؛

دهها و صدها کنفرانس و اجلاس و نشست و همايش در جهان اسلام ! برگزار شده و هزارها قطعنامه و اعلاميه و بيانيه و طومار صادر گشته و خدا مي‌داند چند بار رژيم اسرائيل محکوم شده است ؛ اما...

اما هنوز نام  اين رژيم بر نقشه‌ها خودنمايي مي‌کند و بر سر زبانها مي‌چرخد و در کشورهاي دنيا سفارتخانه و در سازمانهاي جهاني حق رأي دارد و دائما در سازمان ملل قطعنامه صادر مي‌کند و عليه اين کشور و آن کشور موضع مي‌گيرد و... و هر روز حلقه محاصره را بر ملت مظلوم فلسطين تنگتر و روز به روز نسل‌کشي مردمان ستمديده اين سرزمين را بيشتر و خانه‌هايشان را خراب و فرزندانشان را آواره مي‌کند و...

مي‌دانيد چرا ؟

فکر مي‌کنيد چرا اسرائيل بعد از گذشت نيم قرن هنوز به حيات نامبارک خويش ادامه مي‌دهد ؟  آيا بخاطر داشتن سومين ارتش منظم دنياست ؟  يا بخاطر داشتن صدها کلاهک هسته‌اي ؟ و يا ...

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

اخبار انتخاباتی :

۱ ) آخرين برنامه هاي « جبهه دوم خرداد » براي حضور در انتخابات مجلس هشتم چيست ؟

۲ ) آقا ! فرمودند :  هر كس از راه رسيد خود را اصلاح‌طلب ناميد  !     

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٦:۱۱ ‎ب.ظ روز ٢٧ آذر ۱۳۸٦


بياييد پا تو كفش هم نكنيم !

 

برخي از دوستان _ خاصه قديمي ! _ هر از چند گاهي گوشزد مي كنند كه :

آقاي هلوع ؛ چي كار بكار بوش و رايس و اعقاب و انساب شان داري .. !

راستش اگر جسارت نباشد بايد عرض كنم كه اينجانب با توجه به شناخت كاملي كه از هئيت رهبران كنوني امريكا دارم  همواره سعي داشتم تا ثابت كنم كه جامعه امريكا بايد اين افراد _ خاصه كوندوليزا رايس ! _ را ( كه عليرغم نبودن اسمش در فهرست مبارزات انتخاباتي آتي امريكا ، كانديد مطرح اين پست خواهد بود ) مهار كند تا دنيا بيش از شاهد جنگ افروزي و تروريست پروري نباشد ..

گويا بالاخره اخير نصايح اين آدم هلوع توي گوش يكي از امريكايي هاي نئومحافظه كار هم رسوخ كرده ( رسوخ كه چه عرض كنم ! رسوب كرده ) و داد او را هم در آورده است !

جان بولتون _ سفير سابق آمريكا در سازمان ملل _ و يكي از نومحافظه‌كاران تندروي اين كشور ( كه طرفدار موضع سخت آمريكا عليه ايران ، كره‌شمالي و عراق است ) در گفت‌وگو با شماره جديد هفته‌نامه آلماني "اشپيگل" گفت :

« بوش بايد كاندوليزا رايس را مهار كند »

بولتون همچنين گفته : « سياست خارجي آمريكا در حال سقوط آزاد است .. و رئيس‌جمهور عليه برداشت خود عمل كرده و تحت نفوذ كاندوليزا رايس قرار دارد .. و به اندازه كافي بر كار وي نظارت ندارد و اين يك اشتباه است .. .. »

البته مي دانيد كه فرياد بولتن نه از حُبّ علي ، كه از بغض معاويه است ..

 

( بمناسبت نزديكی انتخابات مجلس )

اخبار انتخاباتی : رأى را براى شب اول قبر كه نمى خواهم !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ روز ٢٦ آذر ۱۳۸٦


عکس های توپ !

 

در پست قبلی درخواست کردم تا « احتمالات ادبی » خود را از « بودن توپ در زمین ما ! » بیان کنید .. برخی دوستان عمدا اشتباهی (!) از عکس توپ آن پست تقدیر کردند !

نمی دانید که چه شکنجه ای شدم وقتی خواستم یه عکس « توپ » را تو گوگل سرچ کنم ! .. هر چی « عکس های توپ » بود ميومد جلوی چشمم .. پناه بر خدا !   ..

منتظر احتمالات ادبی ، سیاسی ، بین المللی ، بین الدولی ، بین الوبلاگی و .. .. می مانم 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز ٢٥ آذر ۱۳۸٦


توپ توپ ؛

 جناب چوپان دروغگو ( بوش پسر  ) در پاسخ غیرمستقیم به سخنان احمدی‌نژاد ـ كه از حركت ۱۶ سرويس جاسوسی ايالات متحده در پاك بودن فعاليت های هسته ای ايران تقدير كرده بود ـ فرمودند :

اينك توپ در زمین ایران است !

 

نكات متصوره ادبي ماجرا :

·          اول از همه اينكه : جرج كوچولو ، منتظر ماند تا به او بگويند كه حالا ديگر وقت بازي تو نيست ! لذاست كه راضی شد توپ را بياندازد تو زمين حريف

·          جرج عزيز ، سياست را با فوتبال ( و يا هر بازي كه با توپ است ! ) اشتباه گرفته !

·          جرج خوب ما ، توپ بازي بلد نيستند و توپ را تو زمين حريف ول مي دهند !

·          جرج مهربان ، با توپ بزرگ تر از قدش  نمی تواند بازي كند !

·          جرج جان ، نشانه گيري اش هم خراب است و توپ را به طرف شيشه همسايه شوت مي كند !

ساير احتمالات ادبی را شما بگوييد .. 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢٤ آذر ۱۳۸٦


دعا کنيد منو آب نبره !!

 

اين مَثَل را ــ هم ! ــ هميشه پدرم تو مناسبت های خاصی زياد استفاده می کنه .. :
( من هم بپاس فعالیت های سیاسی بعضی از بهترین هام ! اینجا بازگو می کنم .. بدل نگیرید ! اون بعضی ها ! قطعا شما نیستید ..   )  

یه روز دست بر قضا ! آب جوی طغیان کرد و دامنه اش لانه مورچه را درنوردید !

ناگهان مورچه دوست داشتنی ما تو امواج ! خروشان نهر گرفتار شد و .. شروع کرد به دست و پا زدن !

صدای ناله و فغان آن دلشکسته و مغبون به آسمان بلند شد که : آی ي ي ي ؛ کمک ک ک ک ؛

بداد من برسيد که دنيا را آب بُرد !!

رهگذری از آنجا رد می شد و صدای ناله مورچه را شنيد و .. خم شد و مورچه را از آب گرفت و چند سانت اونورتر روی زمين گذاشت و گفت : کجا دنيا را آب برده ؟ تو را آب برده ! نه دنیا را !!

مورچهه ! جواب داد : 

وقتی من نباشم چه فرقی می کنه که دنيا باشه يا نه !! 

برای همين هم وقتی آب منو می بره .. انگاری که دنیا را آب برده !!؟

دعا کنيد منو آب نبره  !!

« از آرشيو هلوع » / سه شنبه ، 17 خرداد  1384

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢۱ آذر ۱۳۸٦


پاكِ پاكِ پاكِ پاكرُخ !

در زماني كه آخرين برآورد سازمان هاي اطلاعاتي و جاسوسي امريكا حاكي از « پاك بودن » فعاليت هاي هسته اي ايران است و كشورهاي بزرگ دنيا _ در خلاف جهت قطعنامه هاي تحريم ايران ! _ قرادادهاي ميلياردي با ايران امضاء كرده و بازتاب جهاني به آن مي بخشند ، سران مستاصل رژيم غاصب اسرائيل آخرين دست و پاها را مي زند تا شايد انحرافي در مسير آژانس انرژي اتمي پديد آورند !

بايد شنيده باشيد كه جناب اولمرت اظهار فرمودند كه : « به آژانس فشار مي‌آوريم تا بگويد برنامه هسته‌يي ايران نظامي است » !! ..

خب ؛ آخه دشمن ابله ! نمي گي همين چند تا اذهان جا مانده و غافلي كه هنوز قبول نكرده اند كه لابي هاي شما در اقصاء نقاط دنيا با زر و زور و تزوير حكومت مي خرند و حكومت مي فروشند ( تا چه رسد به سازمان و آدم و .. ! ) از دور و بر شما متواري مي شوند و ديگر برايتان تره هم خُرد نمي كنند ؟

البته اين وعده حق تعالي است كه هر كس كه با حق در افتد ، ور افتد .. و ما بشارت يافتيم كه « اين قرن بخواست خدا قرن غلبه مستضعفين بر مستكبرين است »

امروزه روز چه خفتی برای شياطين غرب در دنيا بالتر از اين که .. حتي اعراب (  كه زماني _ و حتي اينك ! _ غلامان حلقه بگوش امريكا بودند ) به ريش دولتمردان امريكايي مي خندند ، و وزير امور خارجه امريكا ( بعد از اينکه برخي كشورهاي عضو گروه 1+5 خواست سران امريکايی را برای نشست جديد تمکين نکردند ! ) ناچار می شود به کنفرانس تلفنی معاونان امور سیاسی کشورهای عضو ( درباره برنامه هسته ای ایران ) بسنده كند تا شايد بيش از اين خوار و ذليل نباشند

من بسهم خود خدای منان را سپاسگذارم .. 

و لله الحمد

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز ٢٠ آذر ۱۳۸٦


بزرگترين دستبرد قرن بيستم !

 

 

مي دانيد بزرگترين دستبرد قرن بيستم چه بوده ؟

نه ؛ اشتباه نكنيد ...

سرقت طلا ، الماس ، پول يا حتی نفت هم نبوده است ! ..

                                    آيا مي توانيد حدس بزنيد ؟

در واقع ، بزرگترين سرقت دنيا ( كه دولت مردان جهان تنها نظاره گر آن بودند و _ متاسفانه _ لب از لب باز نكردند و به روي مباركشان هم نياوردند ! ) دستبرد به سرزمين فلسطين و غارت اموال آنها بود !

آنهايی که از جنگ بيزارند و دم از حقوق بشر و صلح و آشتی و .. می زنند چرا لال مونی گرفته اند ؟!

دل به کنفرانس اناپوليس و .. بسته ايد ؟

به کجا می رويد چنين شتابان ؟

 

توضیحات :

۱ ) رنگ سبز ( در نقشه ) نشانگر درصد ساکنین صاحبان سرزمین ( اعراب ) در طی ادوار است .. همانطوری که ملاحظه می کنيد  تنها در فاصله دو سال ( ۱۹۴۶ تا ۱۹۴۷ ) كه اوج قتل عام های فجيع انسانی ( همچون صبرا و شتيلا ) در آن سرزمين بوده ، مردم بی دفاع فلسطين آنگونه آواره و متواری شدند كه .. و بمرور زمان .. !!؟؟   

۲ ) سمت چپ نقشه آخری ( مربوط به سال ۱۹۹۹ ) را ملاحظه كنيد ! نوار غزه را می گويم ؛ نوار غزه كلهم چند درصد سرزمين اشغالی را تشكيل می دهد ؟ اما می دانيد مقاومت مردمان آن ديار چه نفسی از غاصبان تنگ كرده است ! دست مريزاد

۳ ) فلسطين بعون و قوه الهی  به صاحبان اصلی آن بازگردانده می شود

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۸ آذر ۱۳۸٦


اندر مذمت سفرهای اُستانی (!)

 

بعضي موقع ها كه اسامي شهرها و روستاهاي ما سر از اخبار سراسري در مي آورند (!) به عنوان يك ايراني وطن پرست ، تازه مي فهميم كه چه شهرها _ و يا روستاهايي _ داريم !!؟

مثلا روستاي « چوار » ؛ اصلا مي دونيد تو كدوم اُستانه ؟

یا محله محروم و فقيرنشين « بانبرز »

یا روستاي « آوه ‌زا »

نظر يك خبرنگار ژاپني در اين مورد

اما منتقدانی که خود دست به کار سفرهای استانی شدند 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۱٧ آذر ۱۳۸٦


آخرين سوتی جرج دبليو !

 

روز گذشته جورج عزيز ( همان بوش كوچولوي خودم ) در يك كنفرانس رسمي در كاخ سفيد " طرح نجات مسکن " را ارائه كرد .. طرح هایی برای منجمد کردن نرخ بهره وام های زیراستاندارد مسکن ، برای مدت پنج سال ، جهت کمک به کسانی که از بحران بازار مسکن در آمریکا ضربه خورده اند ( شامل بیش از یک میلیون نفر !! ) .. ..

قصدم پيش كشيدن معضلات اقتصادي و اجتماعي جامعه امريكا نيست ! .. كه خود مي دانم جامعه خودمان نيز از كاستي هايي اينچنيني رنج مي برد ( هر چند كه منتظرم برخي دوستان مشتاقانه آنها را برخم بكشند ! ) .. بلكه توجهم به اين قسمت از اين خبر است كه :

جناب پرزيدنت در گوشه اي از سخنراني اشان شماره تلفني را مي دهند تا كساني كه از « باز پرداخت اقساط خانه هاي خود _ بدليل افزایش نرخ بهره _ ناکام مانده اند و در نتیجه خانه هایشان را از دست داده اند » بتوانند با آن تماس گرفته و نسبت به حل مشكل خود اقدام نمايند .. اما گويا شماره تلفن متعلق به يك ايالت ديگر ( تگزاس ) و مربوط به يك اكادامي بوده و هزاران تماس گيرنده اي كه از دقايق اوليه اقدام به تماس كرده بودند سر كار رفته اند !!  

يعنی بوش من ! مردم خودش را هم سر كار گذاشت ؟

اصلا مگر آنجا هم بحران بيكاری دارند ؟؟!!

 

يك توضيح كوتاه : گويا بحران وام های زیر استاندارد باعث کاهش شتاب کل بازار مسکن شده است. وام زیر استاندارد به وام هایی گفته می شود که بانک ها و مراکز اعتباری به افراد کم درآمد با کارنامه اعتباری ضعیف عرضه می كنند . وام هایی که نرخ بهره آنها ثابت نیست و در اکثر موارد _ برخلاف رويه دو سه ساله اخير بانك هاي جمهوري اسلامي _ نرخ هاي بهره آنها بالا می رود .

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

ستاد انتخاباتي وزارت كشور رسما فعاليت هاي اين دوره از انتخابات مجلس شوراي اسلامي را آغاز كرد .. اما گويا عده اي از نامزدهاي انتخاباتي و حاميان آنها زودتر از موعد مقرر تلاش هايشان را ( براي جلب آراء مردم  ) آغاز كردند .. و طبيعتاً شيوه‌هاي مختلف را ( متناسب با مقتضيات زمان ! ) به كار گرفته اند ( يعني آخرين ورژن فعاليت ها را   )

يكي از اين شيوه هاي نوين ! عبارتست از :

« پر كردن بطري‌هاي بنزين و ارائه آن به افرادي كه در برخي پمپ بنزين‌ها دچار مشكل شده‌اند »

تا اينجاي اقدام مذكور در راه انداختن رانندگان دچار مضيقه ، انساندوستانه به نظر مي‌آيد ، اما نكته جالب زماني است كه هنگام دادن بطري بنزين ، براي اينكه ريا نشود خود را هم معرفي و صرفاً جهت اطلاع توضيح مي دهد كه .. .. !!

البته من نگفتم اين مورد ياد شده از طيف اصولگرايان بوده يا اصلاح طلبان !

اصلا به من چه .. خود دانيد

برخي شيوه هاي مدرن تبليغات انتخاباتی را " اينجا " ببينيد . با تشكر از وبلاگ " مهتاب مهربون "

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

زنان مسلمان انگليس آموزش نينجابي ( نوعي دفاع شخصي ) مي بينند تا بتوانند در برابر حملات وحشيانه نژاد پرستانه بعضي (!) از انسان هاي فوق مُدرن مصونيت خود را حفظ نمايند ...

نه اينكه پليس بريتانيا كاره اي نيستا ! نه ؛ كار كه مي كنند ... اما از اون نظر ! ..  

بعبارتی امنيت متعرضين را تضمين و تامين مي كند  

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

اگر ‌در جستجوي لايه‌هاي پنهان اهداف گزارش « شوراي اطلاعات ملي ايالات متحده » هستيد « اين تحليل » را بخوانيد .. هر چند كه تمام قضايا آن نيست !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ آذر ۱۳۸٦


صراحت نه ؛ صرافت !!

 

 هنوز سركار دوشيزه ، كاندوليزا رايس پاي مباركشان را در ركاب هواپيما ننهاده بودند كه فرمودند :

« اين خبر خوبي است كه ايرانيها پروژه تسليحاتي را در برنامه هسته‌اي خود دنبال نمي‌كنند »

« بانوي جنگ » كه براي انجام ديدارهايي درباره درگيريهاي آفريقا عازم اتيوپي بودند اين افاضات را فرمودند .. خدا بخير كند كه چه آتش هايي كه نمي خواهد در آنجا بسوزاند .. !!

البته در بخش هايي هم با ملقمه هايي از اخبار صحيح و كاذب ، دست رئيس دولت خود را از پشت بستند .. حضرت عليّه اين اقراريه ها را هم داشتند كه :

« ايران در حال ادامه غني‌سازي اورانيوم به سطوح بالاتر و بالاتر است »

« .. و اين همان جايي است كه بايد عجله كنيم »   

اما چه بر سر جرج بوش آمد در آن کنفرانس خبري ؟ ( كه درباره گزارش اطلاعاتي جديد آمريکا درباره ايران تشكيل شده بود ) .. برخي از سئوال های خبرنگاران پرزيدنت را پريشان و سر در گُم کرده بود و او را آشكارا به صرافه گويي كشانده بود ( و او را مجبور به ذكر نكاتی اينچنينی کرد كه : تا هفته گذشته به من گزارش نداده بودند !!؟ و يا زمان آن فرا رسيده كه با هم كار كنيم و ايران را متقاعد كنيم تا برنامه غني‌سازي خود را به حالت تعليق درآورد !!؟ .. ) برخی از سئوالات خبرنگاران از اين قرار بود :

·     اطلاعات جديد نشان مي‌دهد كه ايران برنامه تسليحات هسته‌اي خود را چهار سال قبل رها كرده ، آيا هنوز هم فكر مي‌كنيد كه ايران قصد دارد تسليحات هسته‌اي بسازد ؟

·     آيا نگران نيستيد كه آمريكا اعتبارش را در جهان از دست داده و بصورت كشوري درآمده كه فقط مي‌خواهد در دنيا جنگ درست كند ؟

·     شما و دولت شما گفتيد كه ابر قارچي در كار خواهد بود ، بعد درباره ايران 17 اكتبر گفتيد كه جنگ جهاني سوم در كار خواهد بود ... آيا شما را نمي‌توانند متهم كنند كه اين خطر را بيش از حد نشان مي‌دهيد ؟ و آيا نگران اعتبار آمريكا نيستيد ؟

·     جهان مي‌گويد كه برنامه ايران در سال 2003 متوقف شده است . شما وقتي كه اولين بار اين را ديديد آيا خشمگين نشديد ؟ 

·          آيا از گزارش ديروز ناراحت نيستيد كه شايد شكاف اعتباري با مردم آمريكا ايجاد شود ؟

و .. .. ..

بنظرتان پاسخ هاي پرزيدنت چه بود ؟ و تا چه حد با اصول و موازين حاكم بر روابط بين المللي موجود منطبق است ؟!

پاسخ هاي ايشان را می توانيد در « اينجا » ببينيد .. .. فقط خواهشا سعي كنيد جلوي خنده يا خشم خود را بگيريد ! ..

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱٥ آذر ۱۳۸٦


برآورد اطلاعاتی امريکا زير و رو شد !

 

جورج بوش در ماه‌هاي اخير احتمال "جنگ جهاني سوم" و يا "هولوكاست هسته‌يي" را ( در صورتي كه ايران به زاردخانه‌هاي اتمي دست پيدا كند ) مطرح كرده بود و به غلط مدعي گرديده بود كه تهران آشكارا تمايلش براي در اختيار داشتن يك سلاح هسته‌يي را " اعلام كرده " است .. اما برآورد اطلاعات جاسوسي ملي آمريكا كه براساس اجماع نظر 16 آژانس جاسوسي آمريكايي است با اعلام اينكه «  مشخص نيست كه آيا ايران به دنبال تسليحات هسته‌يي است يا خير ! » آب سردي روي اوهام داغ بوش ريخت ..

برآورد‌هاي جاسوسي ملي آمريكا كه به تأييد 16 آژانس جاسوسي اين كشور رسيده اذعان مي‌كند آنچه اين سازمان‌ها برنامه تسليحات هسته‌اي ايران مي‌خوانند از سال 2003 متوقف شده و تا اواسط 2007 از سر گرفته نشده است.

آنها اعلام كردند: « ايران بر خلاف آنچه كه دولت واشنگتن ادعا كرده است ، چندان به توسعه برنامه سلاح اتمي علاقه نشان نمي‌دهد »

آری ؛ بالاخره اين جامعه اطلاعات جاسوسي آمريكا بود که توانست ادعاهاي كاخ سفيد درباره برنامه هسته‌يي ايران را به چالش بكشاند ! .. والا مسئولين ج.ا.ا بارها و بارها تاكيد كرده بودند كه بدنبال دستيابی به بمب اتمی نبوده و نيستند .. اما ..

گوش اگر گوش من و ناله اگر ناله توست  /     آنچه البته بجايی نرسد فرياد است

متن كامل برآورد اطلاعات ملي آمريكا درباره ايران را « اينجا » ببينيد .

جامعه اطلاعاتی جاسوسی امريكا ؛ دست مريزاد     

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳ آذر ۱۳۸٦


 

بدون آمريكا هم مي‌توان پيشرفت كرد

نمی توان ؟!!

ما که کرديم شد

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

اگر مايل بوديد گفت‌وگوهاي خصوصي و جدل‌هاي دروني دولت بوش را ( در جريان تعامل با مسايلي مانند برنامه هسته‌اي كره شمالي و ايران ، رخدادهاي غم انگيز دارفور سودان ، نبرد رژيم صهيونيستي با حزب‌الله لبنان و سردي روابط اين كشور با روسيه و ..  ) بدونيد چه كسي محرم تر از جان بولتن !

بولتون ، سفير پيشين آمريكا در سازمان ملل ( و معاون پیشین خلع سلاح ! وزارت خارجه این کشور ) كه اخيرا به نويسندگي _ هم ! _ روي آورده ، در كتابي تحت عنوان « تسليم مطرح نيست : دفاع از آمريكا در سازمان ملل متحد و خارج » جزييات كاملي از اختلافات عمده دروني دولت بوش در شش سال نخست رياست جمهوري خود را به رشته تحرير درآورده ...

وي كه به عنوان فردي تحت تاثير شديد صهيونيست‌ ها در محافل سياسي و بين المللي شناخته مي‌شود در كتابش ( كه به زودي منتشر مي شود ) به شدت از سياست خارجي دولت بوش در قبال ايران انتقاد كرد ..

بد نيست بدانيد که ايشان چندی پيش هم ـ در گفتگو با روزنامه ورمیانووستی روسیه ـ اعتراف فرموده بودند که « ایران بدون کمک خارجی تمامی مسائل دشوار علمی و فنی هسته ای را حل کرده است » ..

 

الان نوشت ! :

۱ ) من هی می گم اين جرج دبليوی عزيز كاری به كار ما ايرانی ها نداره و دلسوز ماست ها ! شما باور نكن

۲ ) مضمون مصاحبه اخير آقای بولتن با شبكه بی بی سی ، بماند برای بعد . هنوز ردی از آن در شبكه جهانی ( متن html  آنرا ) نيافته ام

 

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪

 

 خب ؛ 

يك مژده و بشارت هم به خواهران فمينيست خوب خودم 

 قراره به زودی نسخه جدیدی از ترجمه قرآن مجید ( به زبان انگلیسی ) توسط یکی از خانم هاي ایرانی فعال در امور مذهبی ـ البته ساکن آمریکا ـ منتشر و روانه بازار کتاب شود که البته .. خب .. مسلما كمي با نسخه اصلی این کتاب آسمانی تفاوت دارد ! .. 

ظاهرا این ترجمه با هدف تعیین دستورالعمل تازه برای رفتار مردان با همسران خود ارائه گردیده است ... و خواهران فمينيستی می توانند حض و بهره وافر را از آن ببرند ( بقول امروزی ها ، می تونند حالشو ببرند ) 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱٢ آذر ۱۳۸٦


سياست اعلامی ؛ سياست اعمالی !!؟

 

دیالوگ را کیف می کنید ، تو عالم جهانی !

الان اوج آن لحظاتیه که خانم روزکرانس _ نظریه پرداز معاصر آمریکایی _ از آن سخن می گفت :

لزومی ندارد که سیاست اعلامی با سیاست اعمالی یکی باشد !!

يعنی می توانی چیزی را بگویی ، اما چیز دیگری را بانجام برسانی !

می توانی بگویی « مبارزه با تروریسم ! » ، اما به تروریست های عراق کمک کنی تا با ايجاد ناامنی و کشت و کشتار ، حضورت را مشروعیت ببخشند !

می توانی بگویی « حمایت از دموکراسی ! » ، اما با روند و مهم تر ، نتیجه رای گیری آن در عراق ( که بر خلاف انتظار چندین و چند ساله ، شیعیان اکثریت آراء را بدست آوردند ) و یا حکومت خودگران فلسطین ( که بر خلاف انتظار چندین و چند ساله ، گروه جهادی حماس اکثریت کرسی ها را بدست آوردند ) ابراز نارضایتی کنی ! و حتی آن را ـ منظور مورد اخير است ـ تهديد به حملات نظامی و يا تهديد به ترور اسماعيل هنيه و .. نمايی !

می توانی بگویی « بمب هسته ای ممنوع » ، اما علاوه بر اینکه زرادخانه های هسته ای خود و همپیمانانت را انباشته از سلاح های هسته ای و نوتروژنی کنی ! می توانی روز بروز بمب های متنوع ديگری را در صحراهای کالاهاری و .. آزمايش کنی !

می توانی بگویی « تحقیقات هسته ای موقوف » ، اما برای جلوگیری از ترکتازی های پاکستان ، به هند سفر کنی و وعده مساعدت های تحقیقاتی هسته ای و اورانیم غنی شده به دولتمردان هندی را بدهی !

می توانی بگویی « آزادی بیان » ، و موج حمایت از کاریکاتورهای موهن بر علیه پیامبری که ربع مردم جهان پيرو آيين اويند را براه بیاندازی ، اما از آنطرف هر ندایی را در که مخالف با هولوکاست باشد ، توطئه بدانی و قائلین به آن را به مسلخ بکشی !

 

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

 

از : " آرشيو هلوع "

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٦:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱٠ آذر ۱۳۸٦


 

بوش کوچکيه ( بالاخره بعد از ماهها کلنجار رفتن و استخاره کردن )  گفت :

فكر مي كنم مسأله هسته‌اي ايران را بتوان از طريق ديپلماتيك حل كرد

 

 

 

راستی ! اين روزها خبر توليد موشك‌ عاشورا با طول بُرد دو هزار كيلومتر در صدر اخبار خبرگزاري‌هاي رژيم صهيونيستي قرار گرفت

خبرگزاري صهيونيستي « ايزرائيل نشنال نيوز » ( تو بهر نام خبرگزاری رفتين ؟ ) نوشت : وزير دفاع ايران اعلام كرد نظاميان اين كشور دومين موشك با قابليت اصابت به اسرائيل را ساخته‌اند

البته اگه دست صهيونيست های قدرتمند (!) و شجاع باشد (!) آنها حتی از بمب اتمی ايران هم نمی ترسند   چه برسد به موشك های با بُرد دو هزار كيلومتر

 

يك گفتنی ديگر ؛ يك زيردريايي ديگر ساخت ج.ا.ايران ، روز گذشته ( ۷ آذر ماه ) به ناوگان كشتيراني  کشورمان پيوست

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ روز ۸ آذر ۱۳۸٦


دمکراسی ؛ وقتی هديه می شود !

 

شايد خيلی از شما هم با شنيدن نام عراق ، تصاويری اينچنينی در ذهنتان تداعي شود ؛

 

تصوير سربازان امريكائي !



 

شايد هم تصوير يك جنازه كه بچه های عراق به آن خيره شدند !



 

يا تصاويری از بچه هاي يتيم !



 

 و شايد هم تصوير يک پدر بر بالين فرزند قربانی خود !



ببخشيد ؛ ديگه نميتونم عكس بزارم .. ..

از وبلاگ : نگاهی به صدای امريکا

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٧:۱٩ ‎ب.ظ روز ٧ آذر ۱۳۸٦


 

                انسان نمی داند

                           به حال دنیایی که اسرائیل در آن طرفدار صلح می شود

                                                                                         بگرید  یا بخندد 

 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ٦ آذر ۱۳۸٦


امامزاده اناپوليس !

 

روند ایجاد صلحی را كه ايالات متحده امريكا طي سالهاي اخير در خاورمیانه دنبال مي كرد ( بدلیل اختلافات بین فلسطینیان و رژیم صهیونیستی و همچنین درگیریهای داخلی بین فلسطینیان ) با بن بست روبرو شده بود .

تا اينكه ..

"جرج بوش" طي سخناني در ۱۶ژوئن برخي كشورها را به شركت درهمايش " صلح ميان فلسطيني‌ها و رژيم صهيونيستي " به‌رياست " كاندوليزا رايس " دعوت كرد .

بنظر بوش مشاركت اسراييل و فلسطيني‌ها و حضور همسايگان و نمايندگان كشورهايي كه اسراييل را به رسميت مي‌شناسند ( نه ايران ؛ كه اسرائيل را برسميت نمي شناسد  ) مي تواند راه‌حلي مسالمت آميز براي برپايي يك دولت فلسطيني در كنار اسراييل باشد .

از ميان 50 کشور و نهادهاي بين‌‌المللي كه براي شرکت در اين کنفرانس دعوت شدند نامي هم از كساني که برگزيده ملت فلسطين در مبارزات انتخاباتي بودند ( که به اعتراف خود غربي‌ها به صورت عادلانه و آزاد برگزار شد ) نمي بينيد ! 

مي‌توان گفت که آمريکايي ها هر آن كسی را که از نظر آنها مي‌توان با آنها مصالحه کرد به اين کنفرانس دعوت کردند تا شايد بتوانند نتيجه مورد دلخواه خود را بيابند

اسامي دعوت شدگان در « اينجا »

 

اعراب كنفرانس اناپولیس را هرگز به معنای به رسمیت شناختن اسرائیل ندانسته اند و شخصيت هاي سياسي بارز فلسطيني هم همچنان خواستار پايبندی فلسطينيان بر مواضع ثابت خودشان ( طرح صلح عربي ، اصرار بر حق بازگشت آوارگان فلسطيني ، برخورداري دولت آينده فلسطيني از حاكميت كامل بر تمامي سرزمين‌هاي اشغال شده درجنگ ژوئن سال ۱۹۶۷از جمله بيت‌المقدس ) هستند ، اما رايس ( كه براي هشتمين بار در سال ميلادي جاري به منطقه خاورميانه سفر كرده ) تلاش هاي گسترده اي را بعمل آورد تا طرف‌هاي ذيربط را به اهميت برگزاري آن قانع كند . اين در حالي است كه مقامات اسراییلی ( و حتي آمريکايي ) خود از دستاوردهاي اناپولیس نا اميدند و از شکست کنفرانس آناپليس شديدا نگران ..

 

·      آيا واشنگتن برگزاري اين نشست را براي فرار از بحران عراق و خاورميانه و حفظ آبروي خود در صحنه جهاني ، ضروري ديده ؟

·     و يا هدف واقعي اين كشور در زمان زمامداري "بوش" از برگزاري اين همايش در خاك خود اين است كه به اعراب بگويد درجنگ كنوني عراق در كنار ما ايستادگي كنيد تا ما در "صلح" بعدي كنار شما باشيم ؟

·     آمريكا منافع واقعي در تحقق " صلح زودرس " را ندارد ( در حالي كه براي جنگ كنوني خود در عراق ، منافعي دارد ) اما برعكس ، اعراب منافع واقعي در جنگ عراق ندارند بلكه درتحقق " صلح زودرس " منافع دارند . آيا جمع اين دومساله ضد و نقيض ، امري محال بنظر نمی آيد ؟

·     آيا بوش قصد دارد در واپسين ايام عمر حكومتش ، با برگزاري « كنفرانس صلح پاييزي » يا بهتر است بگوييم « كنفرانس باج خواهي » بر بخشي از شكستهاي دولتش سرپوش بگذارد ؟

 

گروه هاي فلسطيني همواره از ادامه انتفاضه و مقاومت فلسطيني به عنوان يك گزينه استراتژيك در تحقق اهداف خود ( بسيار سودمندتر از نشست‌هاي سازشكارانه ) نام برده اند و هرگونه چشم پوشي از حقوق و اصول فلسطينيان در اين کنفرانس را جرم دانسته و حرام مي دانند و .. نشست اناپوليس را يك نشستي تشريفاتي دانسته و آنرا صرفا براي انداختن « عکس يادگاري » مناسب مي دانند .. و يا بقول صهيونيست ها ( ها‌آرتص ) تفريح زمستاني براي مقامات جهاني ....

 

اما اسراييلي که هر روز عليه فلسطينيان دست به جنايت مي زند چه چيزي را از اين طرح دنبال مي كند ؟ 

پاسخ واضح است : 

امنيت ؛

زيرا زماني كه اسراييل به عنوان اشغالگر مطرح باشد ، اقدامات او - سركوب و تحريف - به مثابه ارتكاب جنايت عليه بشريت است . اما اگر تامين امنيت را از طريق اجراي بند اول طرح نقشه راه - يعني خلع سلاح فلسطينيان -  و يا اجراي طرح توني بلر -  ايجاد اصلاحات در ارگانهاي تشكيلات خودگردان فلسطين - محقق كند ، ديگر اقدامات او رسميت مي يابد .

 

با اين حال ؛  آيا اين امام زاده ( امام زاده اناپوليس ) بالاخره شفا می دهد يا نه ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٠٩ ‎ب.ظ روز ٥ آذر ۱۳۸٦


من پيروز شدم ! .. هورااااا

 

بعد از اتمام اعتصابات 9 روزه در فرانسه ، كاركنان بخش حمل و نقل بدون هيچ دستاوردي به سركارهايشان بازگشتند

در اين ميان رييس جمهور فرانسه به دليل مقاومت در برابر خواست اعتصاب كنندگان كه خواستار تغيير در برنامه پيشنهادي وي در زمينه حقوق بازنشستگي شده بودند خود را پيروز اين اعتصابات دانست .

هزينه اعتصابات را هم که می دونيد ؛ پنج ميليارد يورو   

در نظام هاي كاپيتاليستی ، آن معامله ای سودمنده كه بازده اش بيشتر از هزينه كرد آن باشه ..

وقتی برادر نيكلا می گه پيروز شده ، يكي اش همين ديگه ! .. پنج ميليارد يورو  هزينه می كنه تا .. چقدر براش فيدبك داشته باشه ؟!! ..

و از ديگر موارد واضح پيروزي وی ، بي اعتنايي به خواست و حقوق طبقات فرانسوي است ! ( دقت كنيد ؛ نگفتم خواست و حقوق مهاجرين ها ـ خصوصا از نوع غير قانوني اش !  ـ بي اعتنايي به خواست و حقوق طبقات فرانسوي   ) 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

 

 حسین درخشان از وبلاگ نویسان خارج از كشور ( همونی كه می گن ابو الوبلاگ نويسان ايرانه  ) در وبلاگ خود خطاب به شیرین عبادی گفته :

 

ـ خانم  ؛

خدايي اش ؛ اگه زمان مصدق بودي طرف انگليسي ها را نمي گرفتي ؟؟!!

داستان خانم عبادی ( و دسته گلی كه ايشان به آب داده ) را هم كه می دونيد از كجا آب می خوره ؟!

اجازه بديد در صورت لزوم بعــــــــــــــــــــــدا بگم

 

٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪ 

چه خوب ؛

10 دانشگاه از 20 دانشگاه برتر خاورميانه متعلق به ايران است ..  

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ روز ٤ آذر ۱۳۸٦


آزادی ، آزاد بايد گردد !

 

اينبار ! اهانت یک روزنامه‌ی آمریکایی ( کلمبوس ديسپچ _ Columbus Dispatch ) در چاپ يك کاریکاتوری اهانت آميز ( كه کل ایران را در قالب یک مجرای فاضلاب به تصویر کشیده و ایرانیان را به شکل سوسک‌هایی که در آن در رفت‌ و‌ آمدند ترسيم کرده ! ) بيش از آنكه و حتي پيش از آنكه ! براي ايرانيان ساكن ( در مقابل ايرانيان .. ! ) حساسيت برانگيز باشد (!) براي برادران غير مقيمان تاثر برانگيز بود ! ( شاید حضرات برای این متاثرتر شده اند که سوسک های آن کاریکاتور را بیشتر بخود  ـ که از ایران رفته اند ـ گرفته اند  )

اين كاريكاتور شايد بقول امثال اين آقا ، براي بار چندمی است که مشابه آن انتشار مي يافته ( و ما فقط اين بار کشفش کرده ايم ! ) .. اما خدا را شكر  كه باز بناچار (!) خداي را شاکريد که همه اتان عاقلانه رفتار کرده ايد و کار را به تظاهرات جهاني كشيده نكشانده ايد  .. بهر حال اين هم زبانی منطقی است براي سخن گفتن .. مگر نه ؟! هميشه كه نمي شود مانند كيهان مقابله بمثل كرد ! يا حتي پيشتازي در اهانت !

اما بالاخره اساس اصول و قواعد و قوانین رسانه‌ای ( در نظام رشنال و قانونمند جهاني ) چه مي گويد ؟ آيا هر چیزی قابل انتشار است ؟!

آيا مگر از اصل مكتوب شده آن قواعد نيست كه مي گويد : اگر ما از همجنس‌گراها خوش‌ مان نیامد ، يا از سیاه‌پوستان ، يا از جمعیت‌های صهيونيستي .. آزاد نيستيم هر چه دل‌ مان خواست بگوييم و بکشيم .. ؟؟ ( همانطور كه اين اصل در كاريكاتور نيما به ما تفهيم شد ! ) پس چگونه است كه رسانه‌های آزاد غربی ( كه مشهون از آزادی بیانند ! ) آزادند كه هر چه می‌خواهند بگویند ؟! و يا بكشند ؟ و يا ... (  و سايرين بايد خودسانسوری را سرلوحه رفتار رسانه هاي خود كنند ؟!! )

بالاخره مرزي وجود دارد يا نه ؟

و اگر ( ناچاريم كه ) بگوييم آري ؛ اين مرز كجاست ؟!!

 

تصور کنيد آمريکايیهای به ستوه آمده از مهاجران مکزيکی بخواهند آنها را به موش تشبيه کنند که از فاضلابهای مکزيک زده باشند بيرون و همينطور در کاليفورنيا زياد شده باشند . فکر میکنيد خود راميرز ( كاريكاتوريست روزنامه امريكايي ) که مکزيکی الاصل است آرام میگيرد ؟ هر چند هم بخواهند روی دهانه چاه فاضلاب بکشند .. خيال میکنيد همان توجيه را « مايک راميرز » تحمل میکند ؟

آري ؛ گفتيد به مايك اعتراض مي كنيد !

بد نيست .. شايد اعتراض شما به او باعث شود تا دفعه ديگر (!) بيشتر دقت کند ...

 مگر شما چيز ديگری هم میخواهيد ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٧:٤۸ ‎ب.ظ روز ۳ آذر ۱۳۸٦