هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

جواب های هوی است ؛

چند وقتی بود که بقول « کاموا نیوز » ، مبارزین فلسطینی عملیات استشهادی انجام نداده بودند !  شاید به این جهت که حماس پس از پیروزی در انتخابات سراسری ( و تشکیل دولت خودگران ) ، رویکرد صرف نظامی را کنار گذاشته بود تا با پرداختن به راهکارهای سیاسی شاهد حُسن نیت طرف مقابل و بهبود اوضاع داخلی باشد  ..

اما تهاجمات چند روزه اخیر رژیم صهیونیستی به مناطق مسکونی مسلمانان نشان داد که این رژیم قابل اعتماد نیست *

پس چه باک از پاسخ دادن به دشمنی که جز از سفاکی بهره ای نبرده ؟!!

جواب مشت ، مشت است ( همان عمليات استشهادي يک دختر فلسطيني در قلب تل آويو ! ) و نهایت ذلت است که اگر دشمن به گوش راست تو سیلی نواخت ، تو گوش چپ خود را هم جلو بیاوری و بگویی که این گونه مرا هم بنواز تا موازنه برقرار شود !!! 

 اين عمليات _ که به هلاكت شش صهيونيست و زخمي شدن 49 تن ديگر منجر شد _ نتيجه طبيعي تداوم تجاوزات اسراييل است ؛ و بهتر است کاخ سفید بجای محکوم کردن « مقاومت مردم ستم کشیده »  حداقل تذکرات آیین نامه ای _ آبکی و صوری خود را ! _ به فرزند نامشروع خودش بدهد تا آبرو ریخته اش را بجوی باز گرداند !!  چرا که بقول موسي ابومرزوق _ يكي از رهبران حماس _ فلسطينيان از خودشان تا آنجا كه بتوانند دفاع مي‌كنند .

دیروز دیدم که ستاره درخشش _ گوینده خبری بخش خبرها و نظرهای کانال ماهواره ای رادیو آمریکا _ در سطور خبرهای دیکته شده اش از کمک های ج.ا.ا به ملت فلسطین می نالید و اینکه ایران اکنون آشکارا به فلسطین کمک می کند . در حالی که شاید نداند که سایر کمک کنندگان هم _ همچون قطر ـ  ـکمک های خود را به ملت ستم دیده فلسطین آشکار می کنند   !

 

قابل توجه طرفداران اعتماد سازی !!

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ٢٩ فروردین ۱۳۸٥


 

بالاخره فهمیدم چرا بوش اینقدر آدم می کشه !!!

به عکس دقت کنید . انگار دارن سرودی ، دعایی به هر حال یه چیزی که واسشون مقدسه میخونن . همه دستشونو رو سینشون گذاشتن . حالا بوشو نگاه کنید . انگار قلبش تو شرتشه ! حالا معلوم میشه که چجوری دلش میاد این همه آدم بکشه . آخه قلبش دردسترس نیست که برای کسی بسوزه . نظر شما چیه  ؟

 

اقتباس از وبلاگ غير سياسی « ! عکسهای بامزه ! »

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

از وبلاگ « چلوکباب » :    

            " شيطان حكومت خويش را
                   بر ضعف ها و ترس ها و عادات ما بنا كرده است ،
                            و
اگر تو نترسيدي
                                     و از عادت مذموم خويش دست برداري
                                                و ضعف خويش را با كمال خلفةالهي جبران كني ،
                                                          ديگر شياطين را بر تو تسلطي نيست ."

شهيد سيد مرتضي آويني – گنجينه آسماني

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز ٢٩ فروردین ۱۳۸٥


 

مگس ؛

 

حیوانی که در میان همه مظاهر زیبایی ها ، زشت ترین منظره ها ( زباله ها ! ) و در بین همه طعم های شیرین غذایی ، گندترین و بدبو ترین خوردنی ها ( کثافات و مدفوعات ! ) و در میان همه صحنه های سلامت و تندرستی ، بدنبال زخم های دهان بازکرده و کورک هاست ! و ..

خب ؛ بالاخره باید یه موجودی نماد اظهار این حقایق ! باشد .

 

 

و اما زنبور عسل ؛

 

وقتی که شعله های آتش نمرود زبانه کشید ، از جمله حشراتی بود که دهان خود را ! پر از آب کرد و بسوی کوه آتشی که ابراهیم را فرا گرفته بود روانه شد .. .. آن حضرت در حق زنبور این دعا را فرمود : دهانت همواره از شهد و شیرینی سرشار باد !

 

نتیجه های آمیخته با فلسفه سیاسی این پست :

  •      اگر همه ما همواره از جلوه های قشنگ جوامع بشری و لذائذ آنی و توانایی و سلامتی آن دَم بزنیم ، شاید از جوانب دیگر آن غافل شویم !
  •      اگر جامعه بشری عاری از زشتی ها .. و ضایعات و بدبختی ها .. و زخم های کهنه و کورک بسته نیست ! چه باک از انگشتن گذاشتن روی آنها و آگرادیسمان کردن ریزترین جزء آنها ! 
  •      همواره اینطور نیست که آنهایی که زخم ها را نشانه می روند قصد چاک چاک کردن آن را داشته باشند !
  •       ما موظفیم تا بدی هایمان را برخ یکدیگر نکشیم ! بلکه آنرا بهم هدیه کنیم !
  •    احتمالا ! سه و نيم درصد اروانيم غنی شده ايران به اندازه همان آب دهان زنبور عسل بوده !
  •       نتایج ماخوذه بعدی بعهده شما  !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٧ فروردین ۱۳۸٥


به بهانه سومين کنفرانس بين المللی قدس ؛

 

اگر كسي نمي‌تواند به فلسطين كمك كند ،

 

حداقل به اسراييل كمك نكند

                                                   

 

 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:۳٩ ‎ب.ظ روز ٢٥ فروردین ۱۳۸٥


 

 

 

پيوستن ايران به کشورهاي هسته‌اي جهان مبارک باد

 

 

گوارا باد این فتح و پیروزی بر همه هموطنان غيور ايرانی

 

 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۸:۳٦ ‎ق.ظ روز ٢٤ فروردین ۱۳۸٥


اخبار شيرين هسته ای !

 

این روزا به هر محفل دیپلماتیک و بین المللی سر می زدی ! سرشار بودند از اخبار داغ مانور نظامی ایران در آب های نیلگون خلیج همیشه فارس .

اما چرا این مانور از حساسیت ویژه ای برخوردار شد ؟!

ببینیم چند تا نکته می شه ازش استخراج کرد ؟

* این مانور طبق زمان بندی های معمول سال های قبل برگزار شد . پس چرا خیلی ها _ از داخل یا خارج _ سعی داشتند آن را با سریش هم که شده به پرونده هسته ای ایران بچسبانند ؟

* این مانور مشترک ( ارتش و سپاه و نیروهای مردمی و بومی .. ) با فاصله کمی از مانور سالیانه  ارتش ( همانی که با سقوط هواپیمای C130 _ حامل خبرنگاران و عکاسان آن مانور _ همراه بود ) برگزار شد ، اما چرا اخبار و اهمیت آن در رساناهای جهانی روزافزون تر بود ؟

* مانور سال گذشته با شرکت 100 هزاز نیروی نظامی برگزار شد ؛ اما مانور امسال تنها با حضور 17 هزار نیروی نظامی برگزار شد .. اما این کجا و آن کجا ؟

اما تحلیل ها در مانور امسال هم شگفت برانگیز بود :

·          در حالی که ایالات متحده این روزها اعلام کرده سلاح های اتمی خود را گسترش می دهد ، سخنگوی وزارت امور خارجه امریکا ( آدام ارلی _ آدم نیست ها ! اشتباه نکنید ! ) گفت : برنامه تهران ساخت سلاح های کشتار جمعی است ! و موجب نگرانی جامعه جهانی است !

·          علیرغم اینکه جک استروا _ وزیر امور خارجه انگلیس _ برای خوداقناعی ( یا شاید هم باور گریزی ! و يا شايد اغفال سربازانشان در سرزمین ما ! ) موشک فجر 3 را فقط یک جنگ لفظی می داند ! و همچون  وسلی کلارک _ فرمانده سابق ناتو _ اظهار داشته جنگ افزارهای ایران بُعد نظامی ندارند ! ، همزمان ملکه جنگ آمریکا _ بانو کاندولیزا رایس _ از تلاش های واشنگتن برای دریافت داده های بیشتر درباره آزمایش موشک فجر 3 پرده برداشت !؟

·          شبکه تلویزیونی فاکس نیوز هم گفت : آزمایش موشک زیر سطحی ایران موجب نگرانی تحلیل گران نظامی در غرب است . شاید برای همین بود که نماینده ایالات متحده در سازمان ملل ( گریگوری شولت _ گریگوریه ها ! بعدا نگین فقط تو ایرانه که هر گریگوری از راه می رسه و به پست و مقامی می رسه ! ) در کنفرانس کارشناسان نظامی در بوداپست اظهار داشته که مساله هسته ای ایران هنوز ! می تواند بطور دیپلماتیک حل و فصل شود ! 

·          در اثناء این مانور خیلی از تحلیل گران _ همچون ماروین کالب _ اعتراف کردند که پیرو تحریم های تسلیحاتی آمریکا بود که ایران توانست به خوداتکایی در ساخت سلاح های فوق مدرن برسد . ( قابل توجه خوش باوران تحریم های بین المللی سازمان ملل ! )

·          و اما مهم تر اینکه بقول سخنگوی وزارت امور خارجه اسرائیل ( مارک ژری _ که قطعا فقط یه مارک تو خالی هست و بس ! ) نوشت : خبر آزمایش موشک نامریی سبب نگرانی شدید اسرائیل شده ! چرا که این موشک های بالستیکی بین قاره ای ، از قابلیت نظامی ( مخفف Multple Independently Targetable re_entry Vehicles ) برخوردار است که قابلیت حمل همزمان چندین کلاهک متفاوت را داشته و امکان انهدام چندین هدف جداگانه را نیز داراست .. و .. تازه رادار گریز هم هست ! یعنی سیستم های ضد موشکی آرو _ 2  که رژیم ظالم اسرائیل بدانها می نازید ، با وجود موشک های جدید ایران خلع سلاح شده .. و این یعنی ناامنی جدیدی برای متحد مادر زاد ایالات متحده . یعنی کابوس .. یعنی ..

·          .. .. ..

هنوز تو مُد مانور دریایی ج.ا.ا بودم که خبرهای شیرین هسته ای آقای احمدی نژاد کام ما را دگرگون کرد !! .. ..

......................

تا حالا شطرنج بازی کردید ؟

تاکنون در اوج این بازی شاهد بودید که از میان حرکت های متعددی که برای یک طرف بازی متصور است ، ناگاه مهره بازی خلاف انتظار همگان روی صفحه شطنج بحرکت در می آید و شگفتی بیافریند !؟ ممکن است آنهایی که توی گود نیستند و همواره ( در خارج گود ) داد می زنند که لنگش کن ! آن حرکت را منتهی به نتیجه ندانند ! و یا احیانا آن حرکت را نپسندند ! اما این بازیگر هست که با شناخت از توانایی های حریف خود و اطلاع از منویات احتمالی او حرکتی را آغاز می کند که علاوه بر آچمز کردن حریف ! رجز کیش ماتی او را هم سر می دهد .

بازیگر کنونی قدرت ایران _ در صحنه اجراء _ در آغازین روزهای سال جدید ( در دیدار با فاروق الشرع ) اظهار داشته بود : امسال بخواست خدا سال اتمی جهان اسلام است ! ..

********************************

# چرا بايد خيال کنيم که انرژی هسته ای صرفا مترادف با بمب اتمه ! نگو که از مون اينو خواستن (!) که حالم ريش ريش می شه ! ..

* نکته : اينبار بعمد از دادن لينک به فرمايشات حضرات تفره رفتم ! اگر اينگونه پسنديده نيست ، همچون دوست خوبم محمد ، متذکرم شويد . ممنون .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۳:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢۳ فروردین ۱۳۸٥


شرافت ؛ سعادت ؛

 

با پول همه چیز را می شود بدست آورد ؛

جز شرافت و سعادت

ویلیام شکسپیر

 

تنها معدودی  از پی نوشت های متصوره :

  • ایشان مشخص نکردند که اگر پول سعادت نمی آورد – فی الدنیا حداقل ! - پس جویندگان آن برای چه آن را می جویند ؟!
  • همچنین روشن نکردند که اگر پول موجد شرافت نیست ، پس چرا اکثر قریب باتفاق پولداران ما اشراف زاده اند ؟!
  • شما نيز مجاز به زدن حاشيه هستيد ؛ بلاشک !
  • راستی ! تا یادم نرفته .. این فرمایش آقای شکسپیر ربطی به پست قبلی هم ندارد !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:۳۸ ‎ب.ظ روز ٢۱ فروردین ۱۳۸٥


 

بشتابید ! بشتابید !  ده تای دیگه گذاشتن رُوش !

75 ميليون دلار شد ، 85 میلیون دلار !

بشتابید تا عقب نمونید !

پایگاه اطلاع رسانی وزارت خارجه آمریكا ، در یك آگهی ، از متقاضیان خواسته است كه طرحهای خود را برای آنچه که آن پایگاه « پیشبرد عمیق دموكراسی در ایران » می خواند ! به آن وزارتخانه بفرستند و در عوض ! از كمكهای بلاعوض ! استفاده كنند .

این اطلاعیه، فرصت را برای جریانهای به اصطلاح طرفدار دموكراسی، غنیمت دانسته و خاطرنشان ساخته كه موضوعات زیر را مورد حمایت قرار خواهد داد:

  •        آزادی انجمنها
  •         حق شهروندان در برخورداری از منابع مستقل اطلاعاتی (!)
  •      حق دسترسی داشتن سریع ، عادلانه و شفاف به دادگاه ها برای مشخص كردن مسائل مدنی، اقتصادی و جنایی

در محافل سیاسی داخل و خارج كشور گفته می شود كه مدیران شبكه های تلویزیونی ایرانی خارج از كشور برای دریافت این پول ، فعالیتهای گسترده ای را آغاز كرده اند . اما همه اش که نبايد به تلويزيون ها و ماهواره ها برسه ! پس بقيه ان جی اوها NGO ( های کلاسی ـ High Class ـ هلوع را عشق می کنيد ! ) چی کاره اند ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٥


تحولات ؛ در آستانه سال جديد !

 

من این روزا که نیستم ! یه تغییراتی تو منطقه (ها) بوقوع پیوسته  !

اولین تغییر _ به نظر من البته _ سیاست زدگی آقا محسن خان گل گلابه ..

و اما محسن داداشی کیست ؟

خود وی در یکی از پست هایش گفته : در آخرين ديداری که با کوفی عنان و بوش و بلر داشتم هر چهار نفرمان قرارمان بر اين شد تا وبلاگی بنويسم در جهت استحکام روابط فيمابين کليه وبلاگنويسان عضو باشگاه بيکاران آنلاين! از آنجا که منم آدم خيلی «حسياسي» هستم و نميتونم توصيه های دوست عزيزم کوفی عنان را زمين بگذارم٬ ميبينيد که اين کار را کردم...

خب ؛ باید شما را احاله دهم به " آدرس " ایشان    .

بابا ؛ خود لامذهبشون ! می دونند که ایران ( و حتی هیچ کشور دیگه ای تو این دوره و زمونه ) ، نیازی به بمب اتمی نداره ! بمب اتم از زمانی که از انحصار یک کشور _ ایالات متحده امریکا _ خارج شد ، قدرت تهاجمی خود را از دست داد و در معادلات نظامی از آن صرفا بعنوان یک سلاح بازدارنده یاد می شود ( که متاسفانه یا خوشبختانه ! باید اعتراف کنم یاد می کردند  ( .

چند دهه " جنگ سرد " ، حاصل دستیابی شوروی سابق به تکنولوژی سلاح های هسته ای بود ؛ اما هیچگاه این رقابت ها به نزاع اتمی منجر نشد ! آخرش هم می دانید چه شد ؟ رهبران هر دو کشور طی چندین نشست پیمان های مختلف منع تکثیر سلاح های هسته ای ( سالت یک ، دو ، سه و .. ) را امضا کردند و این اواخر _ قبل از فروپاشی شوروی سابق _ توافق کرده بودند تا سلاح های دور برد هسته ای و .. خود را منهدم کنند .. که آقای گورباچف با تقدیم سیستم سیاسی کشورش ! مانع از تحقق این توافقات شد !

بگذریم ؛ قصد بدرد آوردن سرتان را ندارم . تاریخ رقابت های تسلیحاتی را هم نمی خواهم مرور کنم ....

همینقدر بگم : ایران نیازی به بمب اتم ندارد و اگر تمامیت خواهان محافظه کار آمریکا ، دوست دارند آن را به ایران نسبت دهند صرفا در راستای ساختن دشمن فرضی برای خودشان است ! ( عجله نکنید ! دلایل این کارشون رو هم بعدا بهتون می گم . هر چند خیلی از شما آگاه تر از این آدم هلوعید )

من هم مثل خیلی از چشم های باز ! جهانی ، تو کف نتایج رزمایش اخیر دریایی ج.ا.ا در آبهای نیلگون خلیج فارسم . در هر روز از این رزمایش ، توانمندیهای جدیدی از قدرت دفاعی نظامی ایران به رخ دشمنان کشیده شد :

نمايش توان دفاعی ايران اسلامی بازتاب مختلفی در محافل خبری داشت اما آنچه که مسجل شد ، اعتراف فرماندهان عالی رتبه نظامی آمريكا بود که :

و باز هم تلاش مذبوحانه قدیمی !

تونی جان ! آزموده را آزمودن خطاست .

من تعجب می کنم ! تو چرا اینو نووفهمی ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱٦ فروردین ۱۳۸٥


يک پست تنفس !

 

مرد از زن كه به شدت احساس زيبايي مي‌كرد  ، پرسيد  :
ـ ببخشيد  ، شما « شارون استون » نيستين  ؟
زن با عشوه گفت  : نه  . . . ولي . . .
و پيش از آن ‌كه ادامه بدهد  ، مرد گفت : بله  ، فكر مي‌كردم  . چون . . . زن حرفش را بريد  ، ولي همه مي‌گن خيلي شبيهشم  . اينطور نيست  ؟

مرد قاطع گفت : نه  ، همه اشتباه مي‌‌كنن  . به خاطر اين‌كه «  شارون استون  »  ، زن خوشگليه  ، ولي شما متأسفانه اصلا خوشگل نيستين  . به همين دليل  ، من فكر كردم شما نبايد « شارون استون » باشين  .
زن تازه فهميد كه رو دست خورده  ، با عصبانيت فرياد كشيد  : بي‌شرف  ! مگه خودت خواهر و مادر نداري  ؟
مرد آرام گفت  : چرا  . ولي اونها هيچ‌ كدوم فكر نمي‌كنن كه شبيه «  شارون استون  » هستن  .

زن همچنان معترض گفت  : خب  ، كه چي  ؟
مرد گفت : چون شما فكر مي‌كردين كه شبيه «  شارون استون  » هستين  ، خواستم از اشتباه درتون بيارم .
زن دوباره عصبي شد : برو ننه‌تو از اشتباه درآر .

مرد همچنان با خونسردي توضيح داد : عرض كردم كه ، والده من يه همچي تصوري راجع به خودش نداره ، ولي چون شما يه همچي تصوري دارين . . .
زن فرياد كشيد : اصلا به تو چه كه من چه تصوري دارم .
و كيفش را براي هجوم به مرد بلند كرد .

مرد خود را عقب كشيد و خواست كه به راهش ادامه دهد .
اما زن ، دست‌بردار نبود و سه ، چهار نفري هم كه از سر كنجكاوي جمع شده بودند ، ترجيح مي‌دادند دعوا ادامه پيدا كند .
يك نفر به مرد گفت : كجا  ؟ صبر كنين تا تكليف معلوم بشه .

ديگري گفت : از شما بعيده آقا ! آدم به اين باشخصيتي ! [و به كت و شلوار مرتب مرد اشاره كرد] .
و سومي گفت : اين خانم جاي دختر شماست . قباحت داره ولله .
زن بر سر مرد كه از او فاصله مي‌گرفت ، فرياد كشيد : هرچي از دهنت دربياد ، مي‌گي و بعد هم مثل گاو سرتو مي‌اندازي پايين مي‌ري ؟

يك نفر پرسيد : چي شده خانوم  ؟ مزاحمتون شده ؟
زن همچنان كه به دنبال مرد مي‌دويد و سه ، چهار نفر ديگر را هم به دنبال خود مي‌كشيد ، گفت : از مزاحمت هم بدتر . مرديكه كثافت .

*****

در كلانتري پيش از آن‌كه افسر نگهبان پرسشي بكند ، زن گفت : جناب سروان ! من از دست اين آقا شاكي‌ام . به من اهانت كرده .
افسر نگهبان سرش را به سمت مرد كه موهاي جوگندمي‌اش را مرتب مي‌كرد ، چرخاند و گفت : درسته ؟
مرد گفت : من فقط به ايشون گفتم كه شما شبيه « شارون استون » نيستين . اگه اين حرف اهانته ، خب بله ، اهانت كردم .

افسر نگهبان هاج‌وواج به زن نگاه مي‌كرد .
زن ، روسري‌اش را عقب‌تر برد ، آن‌قدر كه دو رشته منحني مو بتواند مثل پرانتز صورتش را در قاب بگيرد .
افسر نگهبان نتوانست نگاهش را از زن بردارد .
زن گفت : اصلا به ايشون چه مربوطه كه من شبيه كي هستم ؟
افسر نگهبان به مرد گفت : اصلا به شما چه مربوطه كه ايشون شبيه كي هستن ؟

مرد گفت : شما اكواين ؟
افسر نگهبان گفت : اكو چيه ؟
مرد گفت : منظورم آمپلي فايره كه صدا رو تكرار مي‌كنه .
افسر نگهبان گفت : جواب سؤال منو بده .

مرد گفت : آخه من دارم تو همين جامعه زندگي مي‌كنم . چطور مي‌تونم نسبت به مسائل اطراف خودم بي‌تفاوت باشم . يه پيرزني رو ديروز ديدم كه فكر مي‌كرد ، سوفيا لورنه . آن‌قدر طول كشيد تا من حاليش كنم كه اينطور نيست . آخرش هم فكر كنم نشد . ديروز اتفاقا كلانتري سيزده بوديم . پيش سروان منوچهري . به خاطر همچين شكايت مشابهي .

افسر نگهبان كه همچنان شق و رق نشسته بود ، فاتحانه خودكاري از جيبش درآورد و برگه‌هاي بلند پيش رويش را مرتب كرد : پس اين مزاحمت براي خانم‌ها كار هر روز شماست .
مرد گفت : نه ، هر روز نه ، هر وقت روبه‌رو بشم . گاهي وقت‌ها هم روزي دو بار .

البته فقط خانم‌ها نيستن . با خيلي از آقايون هم همين مشكل رو دارم . بعضي‌ها فكر مي‌كنن « مارلون براندو » هستن ، بعضي‌ها فكر مي‌كنن « آرنولد » هستن . تازه فقط مسئله مشابهت با هنرپيشه‌ها نيست . . .
زن آينه كوچكي از كيفش درآورد و با دستمال كاغذي ، خرده ريمل‌هاي زير چشمش را پاك كرد و در حالي كه آينه را در كيفش مي‌گذاشت ، گفت : يه مزاحم حرفه‌اي ! خوب شد كه به دام افتادي .

افسر نگهبان گفت : البته با درايت نيروي انتظامي و تعقيب و مراقبت خستگي‌ناپذير بروبچه‌ها .
زن با تعجب گفت : بله ؟!
افسر نگهبان گفت : خب البته ما شما رو هم از خودمون مي‌دونيم .
زن با عشوه گفت : وا  ؟ چايي نخورده فاميل شديم .

افسر نگهبان زهر متلك زن را نديده گرفت و فرياد زد : آشتياني ! چايي بيار .
سربازي در را باز كرد و پاهايش را به هم كوفت : چشم جناب سروان و رفت .
مرد گفت : ببين جناب سروان ! من مزاحم حرفه‌اي نيستم . فراري هم نبودم كه به دام افتاده باشم . هرجا كه تذكري داده‌ام ، تاوانشم پرداخته‌ام ، كلانتريش هم رفتم . به هيچ‌كس هم بدهكار نيستم .
افسر نگهبان به تلخي گفت : بقيه حرفها تو دادگاه .

و كاغذي پيش روي مرد گذاشت و گفت : مشخصاتتو بنويس .
مرد سريع مشخصاتش رو نوشت و كاغذ رو برگرداند . افسر نگهبان كاغذ را به زن داد و گفت : شما هم مشخصاتتونو بنويسين .
تا آشتياني در بزند و اجازه بگيرد ، پايش را بكوبد و چاي‌ها را روي ميز بگذارد ، زن هم مشخصاتش را نوشت و كاغذ را به افسر نگهبان داد .

افسر نگهبان پس از مروري كوتاه به زن گفت : اين شماره تلفن منزله ؟
زن گفت : بله ، خونه خودمه .
افسر نگهبان گفت : اگه ممكنه شماره موبايل رو هم بدين . شايد لازم بشه [ممكن است عده‌اي اشكال بگيرند كه در سال 1356 هنوز موبايل اختراع نشده بود . اشكال وارد است . اين بخش بعدا به داستان اضافه شده است] .
زن خواست كاغذ را پس بگيرد كه افسر نگهبان ، كاغذ كوچكي را به او داد و گفت : روي همين هم بنويسين كفايت مي‌كنه .

مرد گفت : منم لازمه شماره موبايل بدم ؟
افسر نگهبان مكثي كرد و گفت : خب بدين ، اشكال نداره .
مرد گفت : آخه من موبايل ندارم .

افسر نگهبان دندانهايش را به هم ساييد : پس چرا مي‌پرسي ؟
مرد گفت : مي‌خواستم ببينم اشكالي نداره من موبايل ندارم  ؟ آخه از قوانين بي‌اطلاعم ، اينه كه . . .
افسر نگهبان گفت : نه ، اشكالي نداره .
و به زن گفت : علت شكايت رو چي بنويسم ؟

و به جاي زن ، مرد جواب داد : بنويسين من به ايشون تهمت زده‌ام كه شبيه « شارون استون » نيستين .
و به زن گفت : اگه اهانت ديگه‌اي به شما كرده‌ام ، بگين .
زن گفت : خب اين خودش يه جور مزاحمته ديگه .

مرد گفت : ولي شما به من گفتين : بي‌شرف ، كثافت ، گاو و حرف‌هاي ديگه كه حالا بعد من در شكايتم مطرح مي‌كنم .
زن جا خورد و گفت : خب من اون موقع عصباني بودم .
و به افسر نگهبان گفت : حالا بايد چه كار كرد ؟
افسر نگهبان گفت : پرونده كه تكميل شد ، مي‌فرستمتون دادگاه . اونجا قاضي حكم مي‌ده .

مرد پرسيد : در مورد اين‌كه ايشون به « شارون استون » شباهت داره يا نداره قضاوت مي‌كنن ؟
و با خود ادامه داد : كار قاضي هم واقعا دشواره‌ ها . اگه بخواد از نزديك بررسي كنه .
افسر نگهبان گفت : نخير ، در مورد اهانت و ايجاد مزاحمت شما قضاوت مي‌كنن .
و به ساعتش نگاه كرد و گفت : ضمنا حالا ديگه وقت اداري تموم شده . شما امشب اينجا مي‌مونين تا فردا صبح راهي دادگاه بشين .

مرد به زن گفت : من حالا كه بيشتر دقت مي‌كنم ، مي‌بينم در قضاوتم اشتباه كرده‌ام . شما خيلي هم بي‌شباهت به « شارون استون » نيستين .
زن گفت : واقعا مي‌گين ؟!

مرد گفت : واقعا . اگه اين شباهت وجود نداشت ، چرا من از ميون اين همه هنرپيشه ، اسم « شارون استون » رو آوردم ؟!
زن گفت : خيلي‌ها بهم مي‌گن . آرزو دارم يه بار با « شارون استون » روبه‌رو بشم ، ببينم خودش چي ميگه .
مرد گفت : اون هم حتما به اين شباهت اعتراف مي‌كنه .

زن به افسر نگهبان گفت : من مي‌خوام شكايتمو پس بگيرم . واقعا حوصله دادگاه و دردسر و اين حرفا رو ندارم . اين كاغذارو هم پاره كنين بريزين دور .

افسر نگهبان گفت : نمي‌شه . قانون وظيفه خودشو انجام مي‌ده .
زن با تعجب پرسيد : وقتي من از شكايتم صرف‌نظر كنم . . . ؟
افسر نگهبان گفت : باشه . تكليف قانون چي مي‌شه ؟!
مرد گفت : قانون كه شماره موبايل ايشون رو داره .

افسر نگهبان نشنيده گرفت و به زن گفت : مشكله . ولي خودم يه جوري حلش مي‌كنم .
مرد از جا بلند شد كه برود . قبل از رفتن ، رو كرد به افسر نگهبان و گفت : يه سؤاليه كه از اول كه آمديم اينجا تو ذهنم موج مي‌زنه ، مي‌شه بپرسم ؟
افسرن نگهبان در حالي كه كاغذها را پاره مي‌‌كرد ، گفت : بپرس .
مرد گفت : مي‌خواستم بپرسم شما شبيه « شرلوك هلمز » نيستين ؟!

سيدمهدي شجاعي
* اين داستان در سال 1356 نوشته شده است!

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱٠ فروردین ۱۳۸٥


هفتم اين ماه هم گذشت !

 

امروز هشتم فروردینه و من کمی دمغم ! نه خیال کنید بخاطر عقب افتادن وعده روز گذشته عمو بوشه ها ! نه ؛ اساسا سندی دارین تا ثابت کنه او یا کارگزاران حزبی اش ( آخ / ببخشید ! منظورم همان عوامل حکومتی .. _ وای بدتر شد که _ نه .. همون چی می گن ؟ دولتمردان .. آهان بهتر شد ! اینجوری بهتره .. دولت مردان = مردان دولتی !!؟ .. ) چنین غلطی (!) را کرده بودند ؟ خب ؛ طبیعیه . یکسری عوامل منصوب به حکومت ایران _ لباس شخصی ها !؟ * _ می نشینند یکسری شایعاتی را می سازند تا شاید بقول نويسنده وبلاگ نگاه هایی از دور ( در يکی از کامنت هايشان ) ، درصد سادگی و خرافه پرستی ملت را امتحان کنند .. شاید !

مطلب امروز من برگرفته از سایت اخبار فناوری اطلاعات است :

بي‌ترديد سال 1385 به بعد سال احياي توليدات داخل و انتقال دانش فني، خود‌اتكايي در عرصه فناوري اطلاعات ، توسعه شبكه اينترنت داخلی ، تبديل شدن به هاب فعال منطقه خاورميانه خواهد بود .

این جملات سخنان مدير عامل شركت بيت‌پرداز و رييس سنديكاي توليدكنندگان فناوري اطلاعات است که برای وقوف بیشتر بر آنها می توانید اینجا  را ببینید .

سال 84 حداقل سال خوبی برای کاربران اینترنتی تهران  بود. پس از دو سال کش و قوس فراوان بالاخره شرکت‌های PAP موفق به راه‌اندازی سرویس در تهران شدند. سرویس‌های ADSL دربرخی مناطق شمالی و مرکزی شهر راه‌اندازی شد . از  سوی ديگر یکی از شرکت‌های دارنده مجوز PAP با راه‌اندازی سرویس اینترنتی بی‌سیم ، توانست کاربران زیادی را جذب کند .

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

*  این که مربوط به رخداد ! کوی دانشگاه و هیجده تیر بود که ! .. قاطی نکردم ؟

 

پ.ن : من هنوز نتونستم از شر امکانات جديد پرشين بلاگ راحت بشم ! خيلی از دوستان گفتند اگه  " تيک " را برداری درست می شه ، اما من هر چی گشتم ديدم تيک ندارم !

اين که چيزی نيست ! هلوع غير از اين ، امکانات منحصر بفرد ديگری هم که دارد که شايد هيچ يک از وبلاگ های شما آنرا ندارد ! و آن شمارگان کامنت های هلوع است ! مثلا من در يکی از پست ها ـ خصوصا قديمی ترها ؛ چهار پنج پست قبل تر ـ دوازه کامنت دارم اما در روی آيکون " نظرات دوستان " عدد ۵۴ نقش بسته ! اين امکانات خالی بندی ـ که می دانيد دست هيچ کاربری نيست تا منِ هلوع ! ـ از هديه های پرشين بلاگ به اين بی نواست ! ترا به هر کی دوست داريد منو خلاص کنيد از اين موهبت ها ! پيشاپيش ممنونم .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:٥٥ ‎ب.ظ روز ۸ فروردین ۱۳۸٥


دنيای دری وری !!

 

در سال 1۹۸1 اسرائيل از ترس توليد بمب اتمى توسط عراق ، با حمايت آمريكا به تأسيسات اتمى اين كشور ( اوراسیک ) يورش برد . اما اينک كارشناسان معتقدند با اينكه آمريكا به شدت ايران را مورد انتقاد قرار مى دهد و خواستار ارجاع پرونده هسته اى ايران به شوراى امنيت است ، اما شرايط به گونه اى نيست كه اسرائيل بتواند به تأسيسات هسته اى ايران حمله كند .

« ابراهيم كام » از اعضاى مركز تحقيقات استراتژيك بگين ـ سادات در اسرائيل معتقد است : شرايط بسيار متفاوت است . اگر اسرائيل حركتى غير ديپلماتيك در اين مورد انجام دهد ، اين نكته را بايد بداند كه جامعه جهانى به هيچ طريقى نمى تواند و قادر نيست كه از حركات بعدى ايران در برابر اسرائيل جلوگيرى كند . ( فکر می کنید این حرکات چه خواهند بود که ذهن دشمنان را مشغول کرده ؟ )

ايران اعلام كرده كه تكنولوژى هسته اى را به منظور فعاليت هاى صلح آميز راه اندازى نموده است و از آن براى اهداف غيرصلح آميز استفاده نخواهد كرد . على رغم اينكه تجربه اوسيراك در حال حاضر عملى به نظر نمى رسد، متخصصين معتقدند كه ايران (با توجه به تجربه اوسيراك ) پايگاه هاى اتمى خود را در يك مركز مستقر نكرده است . همچنين بسيارى از آنها در زيرزمين قرار دارند .... ادامه  

در ثانی بقول جک استروا _ وزیر امور خارجه انگل ستان ! _ مواضع رييس جمهور ايران در رابطه با انرژي هسته اي از پشتيباني مردمي برخوردار است و این برزگترین عامل بازدارنده دشمن از حمله به تاسیسات اتمی ایران است . 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:٠٧ ‎ق.ظ روز ٧ فروردین ۱۳۸٥


 

بنظر میاد آمریکایی ها هنوز به اندازه شاه سابق ایران هم نمی فهمند !!

 

وقتی شاه تصمیم گرفته بود برای مهار حرکت های اجتماعی سالهای 56 و 57 ، حکومت نظامی را ( در یازده شهر ایران ) اعلام کند ، فکر نمی کرد که با شلیک اولین گلوله بسوی مردم ، اتوریته و اقتدار خود را نشانه رفته است ! اما آنهنگام که به رای العین دید زن و مرد ایرانی با شعار « توپ ، تانگ ، مسلسل / دیگر اثر ندارد » به میدان آمده و با ریزش هر انسانی ، بر امواج خروشان آنها اضافه می شود ، تازه دریافت که نمی بایست شمشیر خود را از نیام بیرون می کشید !

شاید بقول نینو ماکیاول ( در کتاب پرنس ) حاکم موفق حاکمی است که شمشیر به کمر بسته باشد ، اما در زیر ردا ! و هرگز سعی نداشته باشد آن را بیرون بیاورد !

+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*+*

این روزها در افواه همگان افتاده که برادر عزیزمان بوش ! روز هفتم فروردین ، چهل نقطه حساس و استراتژی ایران را بمباران می کند ! گویا در این مرحله هم قصد پیاده کردن نیروهای نظامی خود را ندارد ( شنیده شده که بی ترمزی بسیجی ها در این تصمیم گیری بی تاثیر نبوده ! ) .. .. با این حال قصد ندارم به این نکته بپردازم که چرا امريكا به ايران علاقه مند است ؟ و آیا اساسا حمله آن به ایران متصور هست یا نه ؟  بلکه تنها می خواهم به یک نکته باریک از مو اشاره کنم .

فتح الله خالقي يزدي ( معروف به هخا ) بزرگ آموزگاری است که کمتر سیاست بازی ! از مکتب او درس گرفتند ! من نمی خواهم بگویم که او مامور سرویس های اطلاعاتی ایران است ( ؟!! ) اما خدمتی که این مرد به جمهوری اسلامی کرد کمتر از خدمت دیپلمات های ستیزه جویی چون کاندولیزا رایس و اسلافش به جهان اسلام نبوده و نیست !

هخا _ هم _ توانست آن هیمینه ای را که گروههای اپوزسیون برای خود ساخته بودند براحتی بشکند !  بگونه ای که تنها بعد از دو وهله از خلف وعده ایشان ! اگر کسی هم قسم حضرت عباس بخورد که بالاخره روزی می آید و ایران را آزاد (!) می کند ، دیگر کسی برایش تره هم خورد نمی کند ! جمهوری اسلامی چقدر باید هزینه می کرد تا این معنا را در ذهن ها جا می انداخت ؟ اینک ج.ا.ا تا اندازه ای این خدمت را مدیون برادر هخا است .. ..

البته آمریکا هم قطعا خواستار ساقط کردن جمهوری اسلامی است ( و این را کتمان هم نمی کند _ همچنانکه ج.ا.ا خواهان از میان برداشتن رژیم صهیونیستی است و این را هم کتمان نمی کند ! ) و برای رسیدن به این هدف، تمامی راههای محتمل را به روی خود باز نگه می دارد و از هیچ امکانی هم نمی گذرد ، اما نمی دانم چرا هر چه تلاش می کند نتیجه که نمی گیرد هیچ ! بلکه خیلی موقع ها بُز هم می آورد !؟

فردا يک روزی تاریخی در روابط ایران ( خاصه ایرانی های امیدوار به فضل قدرت های خارجی ) و امریکا ( خاصه دولت مردان مایوس آن ) است که حالا حالاها سوژه محافل خبری و سیاسی داخلی و خارجی خواهد شد ! حداقل تا پایان دوره ریاست جمهوری بوش ( و یا حتی جمهوری خواهان ) !

ببینید این آدم هلوع کی اینها را گفته !

من حدیث کذا و کذا را با تو گفتم / خواه پند گیر و خواه ملال .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٩ ‎ب.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٥


 

بوش‌ آمریکا را به ‌انزوا می‌کشاند ؛ حالا ببین

 

بوش اگر برخورد خود را با کشورهای جهان به ویژه کشورهای اسلا‌می از جمله ایران اصلا‌ح نکند امریکا را دچار انزوا خواهد کرد . ببين کی من اينو گفتم !

زبیگنو برژینسکی در یک گفتگوی تلویزیونی که درهیچ یک از رسانه های امریکایی تحت نفوذ صهیونیست ها بازتاب نیافت با تاکید بر اینکه دولت بوش با سیاست های غلط خود امریکا را به سمت انزوا سوق می دهد گفت: پایان غلبه امریکا و اروپا در جهان خیلی نزدیک است و کشورهای آسیایی به زودی قدرتهای بزرگ جهان می شوند .

از جملات مشاور امنیت ملی پیشین امریکا ( که به عنوان کلمات قصاری در تاریخ می ماند ) :

.. بوش و متحدانش هرگز نمی‌توانند با زور و اسلحه مردم سالا‌ری و دموکراسی را به کشورهای دیگر صادر کنند .

.. در حالیکه در ایران انتخاباتی آزادی برگزار شده است و دولتی قانونی بر سرکار است امریکا باز هم ایران را غیر دموکراتیک می‌نامد . اما از سوی دیگر از رژیم هایی که هرگز با انتخاب مردم برسر کار نیامده اند حمایت می کند.

.. درجایی که روسیه‌, هند , پاکستان و اسراییل در نزدیکی ایران زردخانه های هسته ای دارند امریکا نمی تواند ایران را که از قدرتهای منطقه است از فعالیت های صلح آمیز هسته ای منع کند .

.. دولت امریکا از یک سو دم از مبارزه با تروریسم می زند اما از سوی دیگر به گروهک منافقین که توسط خود واشنگتن تروریست شناخته شده است پول می‌دهد تا ضد دولت قانونی ایران اقدام کند .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ٥ فروردین ۱۳۸٥


 

 

بوش ، فرا رسيدن سال جديد ايراني را به تمام کساني که  آنرا جشن مي گيرند *  تبريک گفت . وی در بيانيه اي که کاخ سفيد منتشر کرده است نوروز را ائيني کهن ناميد و اظهار داشت : براي ميليون ها نفر در سراسر جهان که ميراث آنها در ايران/ عراق/ افغانستان/ ترکيه/ پاکستان/ هند و آسياي ميانه ريشه دارد ، نوروز بزرگداشت زندگي است و فرصتي است براي گذراندن وقت با خانواده و دوستان و لذت از زيبائي طبيعت .

وی همچنین اعلام کرد که بهترين آرزوهاي خود را براي صلح و توانگري در سال جديد پيشکش مي کند ! و تصریح کرد : با آرزوي صلح و رفاه در سال جديد !! 

اما .. ؟!  .. او بار دیگر نتوانست از « سیاست هویج و چماق » فاصله بگیرد !!؟

وی علیرغم اینکه می داند ( با توجه‌ به‌ ناآرامي‌هاي‌ جاري‌ عراق‌ ) امکان حمله‌ نظامي‌ به‌ ايران‌ را ندارد ، در یک کنفرانس خبری دیگری افزود :

من‌ پيشتر تصريح‌ كرده‌ام‌ ! يكبار ديگر نيز تصريح‌ مي‌كنم‌ كه‌ ما از قدرت‌ نظامي‌ براي‌ حفاظت‌ از متحد خود اسرائيل‌ استفاده‌ خواهيم‌ كرد !!؟؟ 

و گویا منظورش چنگ و دندان نشان دادن به ایران بود . آخر مگر کشور دیگری ( غير از ايران ) در عالم خاکی وجود دارد که مخالف عينی این غده سرطانی باشد ؟

وی در برابر سوالي دیگری در کليولند اوهایو ، گناه اشتباه اطلاعاتي را ( که توجيه گر تهاجم به عراق بود ) به گردن دولت هاي قبل از خود انداخت ! ولي در عين حال اعتراف کرد سعي مي کند درباره پرونده هسته اي ايران حرف هايي را بزند که از اعتبار آن مطمئن است ( اوه ه ه ) وی همچنین گفت: از حمله به عراق پشيمان نيستم اما به نحوي نيمه پشيمان هستم !

او در حالی مجبور به ادای این سخنان شد که نظرخواهی های اخیر در کشورش کاهش حمایت شهروندانش را از ادامه جنگ در عراق به اثبات رسانده است . لذا او ناگزیر شد تا در کلیولند اقرار کند که : از تزلزلی که در اعتماد به نفس آمریکائیان به خاطر ادامه خشونت در عراق بوجود آمده آگاه است .. !  ( مثل اينکه راهپيمايی ها و اعتراضات شهرهای مختلف ايالات متحده و اروپا کار خودش را کرد !! )

خبرنگاري در اين نشست از بوش پرسيد : آقاي رئيس جمهور تصميم شما براي حمله به عراق باعث مرگ هزاران آمريكايي و عراقي و آسيب ديدن مردم عراق و آمريكا تا آخر عمر شده است. همه دلايلي كه بصورت رسمي اعلام شده غلط از آب درآمده‌اند. سوال من اين است چرا مي‌خواهيد جنگ كنيد. از روز اول كه به كاخ سفيد آمديد همه افراد كابينه و ماموران دولت شما نظر به جنگ داشتند. اگر مسئله نفت نبود و مسئله اسرائيل نبود پس چه بود ؟ 

بوش پاسخ داد : با همه احترامي كه براي سوال شما و خود شما با يك عمر سابقه خبرنگاري دارم فكر مي‌كنم منطق شما غلط است . من خواهان جنگ نبودم قبول اين فرض كاملا غلط است ! و هنگامي‌كه خبرنگار خواست صحبت كند با قطع صحبتهاي او ادامه داد : لطفا يك لحظه صبر كنيد . هيچ رئيس جمهوري جنگ نمي‌خواهد آنچه كه شما شنيده‌ايد درست نيست    !!

بوش پس از پاسخ دادن به اين خبرنگار که به دقت از بين پاسخ هاي بوش سوال طرح مي کرد ، در حالی که خسته به نظر مي رسيد ناخود اگاه آهي کشيد که باعث خنده و استهزا خبرنگاران شد .

 

خب ؛ امروز را با رئیس جمهور آمریکا گذراندیم ! فکر کنم روز خوبی بود !

 

بوش و پوز بخاک مالیده اش !!؟

 

من هم ، شاید ! مثل خیلی ها مایلم بگم :

**************

* البته این سخن الزاما به معنی دسته بندی میان کسانی نیست که سال های اخیر را بلحاظ تقارن ایام سوگواری حسینی ساده برگزار کردند و به پایکوبی نپرداختند !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز ۳ فروردین ۱۳۸٥


 

میان پست !!

ضمن تبریک ایام نو و آرزوی شادکامی برای همه شما ، باید اعتراف کنم « پرشین بلاگ » منو غافل گیر کرده با این امکانات نیمه جدیدش ! بابا ؛ دیگه این تایید کامنت ها چه صیغه ای است که تو این مقطع زمانی ( منظورم اين برهه از کمال وب نگاری است   ) ،  پیش پای مشتری هایش گذاشته ؟ باور کنید من تا دقایقی پیش شک کرده بودم که چطور شده تو 24 ساعت گذشته حتی یه کامنت هم ندارم !! اگه کسی بتونه کمکم کنه تا از شر این امکان جدید پرشین بلاگ خلاص بشم ، اولین هدیه های سال جدید را بهم داده .. و قاعدتا ازش ممنون خواهم شد .

عزيزان ؛ پیشنهاداتی هم که داده بوديد مسموع است . در موردشان غور می کنم . ممنون

راستی ! این میان پست بود . قبول نیست ها !!

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ٢ فروردین ۱۳۸٥