هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

اوج گرفتن از طريق پس زدن ديگران !!

بعنوان يه ايرانی ( كه از طبقات متوسط برخواسته ام ! ) متاسفم كه هنوز فرهنگ مون -- بشدت -- آلوده به شائبه های عصر قجری است !

هنوز هم كه هنوز است زبل بازی در گوشت و پوست و استخوانمان ريشه داره .. هنوز هم خيلی هامون رشد و ترقی امون را در عقب موندن بغل دستی امون می دونيم ! همش سعی می كنيم از هم لايی بكشيم ! هنوز هم منافع شخصی امون بر منافع ملی امون ( البته اگه واقعيت خارجی پيدا كنه ! ) می چربه ! هنوز تو اولين گام های سيستم اجتماعی كميت مون می لنگه. . اما ادعاهای اغلبمون گوش عالم و فلك را كر كرده ! هنوز برامون جا نيافتاده كه برای اوج گرفتن نبايد از کول کسی بالا رفت ! اگه حقانيت هر کدوممون در تخريب طرف مقابل باشه !؟! پس چه خُرده ای بر مكياول داريم كه راه های موفقيت را بر شاهزادگان فلورانسی ــ و زورمداران كنونی دنيا ــ بر شمرده بود ؟

زياد حاشيه نروم !

منظورم اينه كه يكی می خواد هاشمی را بالا ببره ! مياد و بر دكتر معين حمله می كنه ..

يا برعكس .. يكی می خواد فضيلت های دكتر معين را بچربونه ، لازمه اش ... را در تخريب  چهره رفسنجانی می بينه !

ديگری می خواد از بين اصولگراين ! لاريجانی كه محق ترين اصول گراست ! رای بياره .. مياد و می گه اصولگرايی خوبه اما اگه در اونای ديگه نباشه !

اون يكی احساس می كنه قاليباف يا محسن رضايی خاری در  گلوشه ! مياد و می گه نظامی ها  چه حقی دارند كانديد بشن !  و .. و ..

بابا اگه راست می  گين بياين از نكات مثبت و صفات بارز كانديداهاتون ــ البته اگه دارند ــ‌ بگيد .  چرا برای اثبات شايستگی اتون ديگران را تخريب می كنيد ؟ اينه رسم اخلاق و جوانمردی تو حزب و  گروه اتون ؟

تو وبلاگ ها كه كمتر از اين  چيزها اتفاق می افته   اما بيا و ببين كه تو محافل خبری و سايت ها  چه خبرها كه نيست ! بعدا اين ادم های همه چيز فهم كه انگاری از دماغ فيل افتاده اند ! نطرسنجی پشت نطرسنجی راه می اندازند و .. جالب اينجاست كه در نطرسنجی هر كدومشون هم كانديد خودشون در حال پيشی گرفتن از بقيه هاست ! اينجاست كه بايد به اين خوش خيال ها بايد گفت : جوجه را  أخر پاييز می خورند ( يعنی ۲۸ خرداد ! روز اعلام نتايج )

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ٢٩ اردیبهشت ۱۳۸٤


هاشمی خطرناک !

ثبت نام انتخابات هم ساعتی پیش تموم شد . تا اینجا بخیری گذشت ! فقط تعداد 1010 نفر ثبت نام کردند ! از این میان ، 921 نفر داوطلبان مرد و 89 نفر داوطلبان زن بودند . ( ببینم مگه نمی گن ! زن نمی تونه تو ایران رییس جمهور بشه ! پس موضوع این 89 نفر چیه ؟ ) با ارسال اسامي ثبت‌نام‌شدگان به شوراي نگهبان بررسي صلاحيت اين افراد ـ كه قانون مدت آن را ‌٥ روز تعيين كرده و به درخواست شوراي نگهبان تا ‌١٠ روز مي‌تواند افزايش پيدا كند ــ آغاز خواهد ‌شد.

خوب قضایا می ره برای ده روز دیگه تا توی این مدت شورای نگهبان روی چه اسامی خط بکشه و کیا تو غربال بمونند و معرفی بشن ..

تا آنجایی که این آدم هلوع می داند از دانه درشت ها و افراد شناخته شده ، رفعت بيات نماينده‌ي مجلس هفتم ، مصطفي معين ، محسن رضايي ، هاشمي رفسنجاني ، اعظم طالقاني، محمدباقر قاليباف ، محمود احمدي‌نژاد ، سيدرضا زواره‌اي ، ناصر حجازي، محسن مهرعليزاده ، مهدي كروبي ، حاج‌بخشي و ابراهیم يزدي ، ابراهيم اصغرزاده ، اكبر اعلمي ، علي لاريجاني ، مصطفي كواكبيان .. از ثبت نام کنندگان این دوره بودند . اما بشنوید از علي اكبر ولايتي ! كه از چند ماه پيش خود و حاميانش فعاليت انتخاباتيشان را شروع كرده بودند . وی براي ثبت‌نام به ستاد انتخاباتي وزارت كشور مراجعه نكرد و ساعاتي بعد طي بيانيه‌اي دلايل انصرافش را تشريح كرد ! ؟؟ خوب ؛ از قرائن هم بر میاد که میر حسین موسوی نیومده .. حالا چرا ؟ بماند !

از اینجا بعدش دیگه نمی خوام خبر بنویسم ! به من بگید چرا حضور هاشمی تو انتخابات اینقدر تلاطم انگیز ! ناک ! آلوده ؟!! می شه نظرهای موافق یا مخالفتون را برام بگین . ( ترجیحا مستند و مستدل .. و کمتر و کمتر احساسی ) در این خصوص لینک مطالب متقن و معتنابه ! هم پذیرفته می شود . ممنون .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:۱۸ ‎ب.ظ روز ٢٤ اردیبهشت ۱۳۸٤


انتخابات !

از صبح امروز ثبت نام از داوطلبين انتخابات رياست جمهوری آغاز شد !

ساعت ده صبح بود که مجری راديو می گفت طی دو ساعت اول ثبت نام ۵۰ نفر نام نويسی کردند ! اولين ثبت نام کننده يک معلم ۴۸ ساله نطنزی است و در بين افراد ثبت نامی دختر خانمی ۱۸ ساله از اصفحان است که بدنبال برادر ۳۳ ساله اش ثبت نام کرده .. .. مجری راديو می گفت از ويزگی های اين دوره ثبت نام کثيری از خانم هاست که در دوره های قبل سابقه نداشته است ..یک داوطلب ریاست جمهوری

یک داوطلب خانم و یکی دیگه ..

 

 

 

 

   يک نگاه به آمار ثبت نام هشت دوره قبل نشون می ده که :

ــ در طی هفت دوره اول انتخابات رياست جمهوری ۷۲۸ نفر داوطلب رياست جمهوری شدند که از اين ميان صلاحيت ۱۲۸ نفر تاييد شد . اما در دوره هشتم ( دوره دوم رياست جمهوری خاتمی ) تعداد۸۱۴ نفر ــ يعنی بيش از همه داوطلبين هفت دوره قبلش ! ــ برای رياست جمهوری کانديد شده بودند . امسال چه خواهد شد ! خدا می داند . فقط مثل افغانستان نشه که از ۳۵ ميليون جمعيت ، ۵ ميليون نفر اعلام آمادگی کرده بودند .

بد نيست نيم نگاهی هم به آمار انتخابات دوره های گذشته بياندازيم :

درصد

شرکت کننده

واجدين شرائط

تاریخ

دوره

۶۷،۴۲

۱۴۱۵۲۸۸۷

۲۰۹۹۳۶۴۳

۵/۱۱/۵۸

اول

۶۴،۲۴

۱۴۵۷۳۸۰۳

۲۲۶۸۷۰۱۷ 

۰۵/۲/۶۰

دوم

۷۴،۲۶

۱۶۸۴۷۷۱۷

۲۲۶۸۷۰۱۷ 

۱۰/۷/۶۰

سوم

۵۴،۷۸

۱۴۲۳۸۵۸۷

۲۵۹۹۳۸۰۲

۲۵/۵/۶۴

چهارم

۵۴،۵۹

۱۶۴۵۲۶۷۷

۳۰۱۳۹۵۹۸

۶۸/۰۵/۶

پنجم

۵۰،۶۶

۱۶۷۹۶۷۸۷

۳۳۱۵۶۰۵۵ 

۷۲/۰۳/۲۱

ششم

۷۹،۹۲

۲۹۱۴۵۷۴۵

۳۶۴۶۶۴۸۷ 

۷۶/۰۳/۲

هفتم

۶۶،۷۷

۲۸۱۵۵۸۱۹

۴۲۱۷۰۲۳۰

۱۸/۳/۸۰

هشتم

 

 

 

 

 

 

می تونم بپرسم به نظر شما کدام يک از انتخابات ياد شده دموکراتيک تر !! بودند ؟ اگه خواستيد بگيد تا تو اين زمينه ( سيستم دموکراتيک ) براتون قلم فرسايی کنم ! شوخی نمی کنم ها !

بازار انتخابات اين روزها داغ داغه ! من فقط تونستم در اين زمينه مطلبی از کشکول جوانی ببينم که خواندنش بی لطف نيست . اين وبلاگ بنقل از « آقای جيز » ۱۵ دليل بر عدم صلاحيت احمدی نژاد آورده که اولی اش اينه :

۱ـ مهمترين دليلي كه نشان مي دهد دكتر احمدي نژاد، آدم بي خودي است، اين است كه اوشان مثل شهيد رجايي وقتي كنار محافظان خود مي ايستد، آدم تعجب مي كند كه آخر اين چه مديري است كه لباس محافظانش از لباس خودش گران تر و با كلاس تر است !

بقيه اش را بايد خودتون برين و بخونين . آخه حامد تو نوشتن هم ! يد طولايی داره .

تکمله روز بعد ! : سهيل يکی از دوستان خوب ماست که هر از چند گاهی ذرت پرت می کنه ! جالب اينجاست که سياسی هم ذرت پرت می کنه ! ايشون سر قدم های کوچکی داره و براحتی پاش تو کفش سياسی ها می ره ! هنری که حالا حالاها از من برنخواهد آمد ..

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ٢٠ اردیبهشت ۱۳۸٤


مجنونيت

در ارتباط با دو پُست قبلی ام « عشق بازی ! »  خانم دکتر احمدی از جمله دوستان ديرين وبلاگی ما بذل عنايت کردند و اين اشعار را تحت عنوان « مجنونيت »  برايم بيادگار گذاشتند . از ايشان صميمانه تشکر می نمايم .

 

سر پرشور از سـودای شيريـــن                   نمی غـلـتد مگر در پای شيــرين

نه هر دل را گدازد عشـق ليـلی                   به مجنون می برازد عشق ليلی

تجـلی کن در اين طـــور دل مـن                    که تا فانـی شـود آب و گـل مـن

قيـامت کن بپـا زان قـد و قامـــت                   دری بگــــشا زبـاغ استـــقامــت

بـزن در پـرده اين ســاز و نــوا را                    مکـن رســوا تو مشــتی بينوا را

که هرگــوشی نبـاشد محـرم راز                   مگر صـاحبدلی باعشـق دمساز

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱٧ اردیبهشت ۱۳۸٤


 

تا حال شده وجودتون رو تو يکی خلاصه ببينيد ؟

جوری که همه اميد و آرزوتون ، آمال و انديشه اتون ، ذکر و توجه شب و روزتون اون فرد باشه ؟

تعجب نکنيد ! نه .. نه ! مثل حامد هم که کشکول جوانی اش رو حمائل بندش کرده و تو نت راه افتاده و در بدر دنبال گير دادن به اين و اونه .. فکر نکنيد که من عاشق شدم ! و دنبال عشق زمينی ام  ! نه .. اساسا منو با عشق مجازی چکار ؟

اما اينکه چرا اون جملات بالا را گفتم .. خوب برای اينکه يه بار ديگه سالروز تولد پسرمه   اونی که نهايت توجه منه    و من به سعادت و آينده اش اميد بسته ام .

اون امروز هيجده سالش تموم می شه و می ره که دروازه های رشد و شکوفايی رو يکی يکی پشت سر بگذاره ..  

من قبلا هم از پسرم نوشته بودم . «  اينجا را ببينيد  »

شما هم برای عليرضايم که داره سخت برای کنکور تلاش می کنه دعا کنيد  . ممنون 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸٤


عشق بازی !

ديد مجنــــون را يکــی صحــرا نورد

عشـــق بازی می کــند تنها و فرد

صفــحه ای از ريگ و انگشــتان قلم

می نويســــد  نام  ليــلی دم بــدم

گفت ای مجنون شيدا چيست اين ؟

می نويسی نامه بهر کيست اين ؟

گفـت مشــق نام ليــلی می کنـــم

خاطــــر خــود را تســلی می کنـم

چون ميـسر نيست ما را کام دوست

عشـق بازی می کنم با نام دوست

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٧:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸٤


ولادت پاکی و اخلاق مبارکباد

 

چیزی به وقت نماز باقی نمانده بود !

 

اصحاب پیامبر یکی یکی در خانه خدا گرد آمده بودند تا جماعت را شکل دهند . همه وضو گرفته آماده و مهیا بودند که پس از فرا رسیدن هنگامه اذان به امامت شخص رسول الله (ص) بنماز بایستند .. بناگاه ! در همهمه جمعیت ، صدای ناخوشآیندی (!) برخواست !

 

ولوله ای در جمعیت بپا شد : کی بود ؟ کی بود ؟!

اما مگر کسی می توانست فاعلیت این عمل را بگردن بگیرد ؟  قبول کردن مسئولیت این عملِ – ای بسا سهوی – مترادف بود با عُمری شهرت و آوازه نامطلوب ! برای آن بیچاره مستاصل .

ناگهان از میان جمعیت شخصی فریاد زد : کاری ندارد ! هر که بوده ، ناچار است که برای اقامه نمازش تجدید وضو کند . آنوقت است که ما او را خواهیم شناخت !

بلا درنگ پیامبر عظیم الشان اسلام که اسوه اخلاق و تقوای همه جهانیان است برخواستند و دستور دادند تا همه – بدون استثناء - برخیزند و بروند دوباره وضو بگیرند ! تا مبادا حُرمت آن غفلت کرده ، هتک شده  و از بین برود .. و همه چنین کردند .. 

 

*****************************

از فرمایشات پیامبر عزیز ماست که :

من برانگيخته شدم تا مکارم اخلاق را بر شما کامل کنم .

خیلی جالبه ! نکته ها در این جمله کوتاه نهفته است ..

یکی از اهم این نکته ها اینه که : منِ پیامبر می دانم که هر یک از شما اخلاقیات – ای بسا نیک و خوبی – دارید ؛ و من در صدد نفی همه آنها نیستم . بلکه آمده ام تا آنها را بنور وحی کامل کنم .. و این معنا انگیزه و جهت بعثت را می رساند ..

من تکه تاریخی بالا را مناسب دیدم تا به مناسبت ولادت پیامبر خاتم به شما دوستان خوبم تقدیم کنم تا ببینید که چگونه شخص اول عالم امکان رسالت خود را دنبال می کردند . خداییش ! اگر هر کدام از ما ( توی همین ماجرای مسجد و نماز جماعت و .. ) جای ایشان – نعوذ بالله – بودیم چکار می کردیم ؟

 

من بسهم خودم ، ولادت  پيامبر عزيزمان (ص) و نيز ولادت رئيس مذهب جعفری ، امام جعفر صادق (ع) را به همه شما دوستان خوش اخلاقم تبريک می گم

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۳:۳٩ ‎ب.ظ روز ٥ اردیبهشت ۱۳۸٤