هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

صلح برای همه ؛

روزهای آخر سال ، جهان مملو است از اعتراضات عمومی بر علیه جنگ . چیزی که دوستان آزادی خواه ما میل نداشتند به آن بپردازند !

 

 

در عوض ببینید دکتر لیبرال ما چه حدیث طویلی را _ منظورم همان مطول است ! _ سراییده ! بخوانید و دل را در این لحظات پایانی سال جلا بخشید ( نگفتم بخندیدها ! جلا بخشید ! خود دانید ) .

البته بقول جناب بوش ! اینها نشانه دموکراتیک بودن جامعه است ! یعنی اینکه یک شهروند این آزادی را داشته باشد تا بیاید و حرف هایش را بزند ( !؟ ) اما گوش شنوا چی !! صنار غاز !!؟

چرا این ها را بگم ؟

فرانسه را می بینید ؟

مهد دموکراسی را ! انصافا اینا را که می بینید نمی گید اینجا کوی دانشگاه تهرانه و اینها هم عوامل حکومتی نظام ! بقول دوست خوبمان ، محسن  اون روی پایی ها _ بخونید اروپایی ها _ معتقدند که مرگ خوبه ! اما برای همسایه !! آقای دومنیکن _ که سودای ریاست جمهوری فرانسه را هم در سر می پروراند _ در مقام وزیر کشور با لج بازی های احمقانه اش می گوید سخن مردم کشورم را نمی شنوم تا چه رسد به سخن مردم سایر ملل ؛ چون ایران !

 

دوست وبلاگ نویسی نوشت که بیایید تیتر وبلاگهایمان را به شعاری تغییر دهیم که بیانگر پایبندیمان به اصل حاکمیت ملی و مخالفتمان با هرگونه تعرض بیگانه باشد. و پیشنهاد کرده تا همه شعار Hands off Iran را که به دلیل سادگی اش و بار تاریخی که دارد و از همه مناسب تر است تیتر وبلاگ هایمان کنیم ... و چه حرکت مقدسی . باز هم صد مرحمت به نیروهای جوان ! الحق که گذر زمان آدمی را محافظه کار می کند . خصوصا اگر منافع زندگی امان با منافع گروهی و میهنی امان گره نخورده باشد ..

شادی هایتان افزون باد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:۳٤ ‎ب.ظ روز ٢٩ اسفند ۱۳۸٤


شاد باشيد و از زندگی لذت ببريد .

 

این جملات را با الهام از آخرین پست این دوست خوبمان که همواره شادی بخش جمع ماست نوشته ام :

 

 چه جمله خوبی و چه آرزوی عالی ای .. :  

 

 

 اما چه کنیم آنگاه که یه عده تمامیت خواه می خوان فقط خودشان شاد باشند و دیگرانی که هارمونی آنها را نمی پسندند ( شما بخوانید نمی خواهند عضو دهکده ای باشند که کلانترش _ بقول نئومحافظه کاران _ یه مشت یانکی باشند ) باید همواره در هراس و اضطراب باشند ..

آنهایی که می خواهند فقط خودشان از فن آوری های روز برخوردار باشند و برای این کار مغزهای کشورهای دیگر را ( نه اینکه می خرند ! ) می دزدند و اگر مغزی بخواهد تو میهن خودش فسفر خرج کند ، مُهر تحقیقات ممنوع بر پیشانی او می زنند ..

شادی رنگ خداست و همه انسانها فطرتا عاشق آنند ، اما بشرط آنکه یه عده خودشیفته که همچون زمان بربریت برای خود و نسلشان مزیت قائلند آن را به طمع آزادی بخشی و اهداء دمکراسی ، آغشته به خون و دود و غم نکنند .

یادمان باشد تنها یکبار در  این دنیا زندگی می کنیم ، اما نباید بگذاریم که عمرمان در زندان های ابوغریب و گوانتاناما و .. بگذرد ...

یادمان باشد تنها یکبار در  این دنیا زندگی می کنیم ، اما نباید اجازه دهیم که هر روز از زبان خبرگزاری ها منتشر شود که امروز هم چند ده نفر دیگر در بمب گذاری هایی که بواسطه قدم نحس یانکی ها به منطقه اشاعه یافته جان خود را از دست داده اند ..

یادمان باشد تنها یکبار در  این دنیا زندگی می کنیم ، اما آیا باید اجازه داد کشوری که در دهه سی مانع مصدق در ملی شدن صنعت نفت بود ، ما را از ملی شدن صنعت هسته امان باز دارد ؟ ..

یادمان باشد تنها یکبار در  این دنیا زندگی می کنیم .. اما برای زندگی خود ، حيات را از دیگران دریغ نکنیم !!

پس عزيزان ؛ بیایید یکبار زندگی کنيم . فقط یکبار !!

شادی اتان تمنای ماست ؛ ای آزاد انديشان جهان .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤٦ ‎ب.ظ روز ٢٤ اسفند ۱۳۸٤


 

چهارشنبه ، سوری !

 

حتما صحنه های درگیری های فلسطینی ها را تو سرزمین اشغالی دیدید . یه ماشین ضد زره ! و ضد گلوله اسرائیلی که اومده تو مناطق مسلمان نشین و با سرعت از میانِ جمعِ مبارزینِ سنگ بدستِ فلسطینی می گذره  و .. از چپ و راست آماج سنگ و کلوخ فلسطینی ها می شه ! ..

تا حالا شده جای اون راننده اسرائیلی تو اون هجمه های بی شکیب باشین ؟

اما ؛ من بودم !

 

یعنی .. چجوری بگم ؟

من راننده بودم ؛ خب ؟ ... با سرعت هم می روندم ! .. راستش یه خورده هم ترسیده بودم .. .. چجوری بیان کنم ؟ .. اصلا به مخیله ام هم خطور نمی کرد که از اونجا سر در بیارم ! راستش هیچ بنی بشری هم جرات نمی کرد تو اون وضعیت بیاد وسط کارزار ، اما من .. باید کارم رو تموم می کردم !

بهم گفته بودند باید بری و من هم چاره ای نداشتم !

مردم از خدا بی خبر هم که نمی دونستند من با چه نیتی اومدم وسط شون ؛ شاید اگه نیتم رو می دونستند و از درونم با خبر بودند قدری بهم رحم می کردند .

سنگ و کلوخ که بماند ، نارنجک های دست ساز بود که چپ و راست از طرفین بسوی من پرتاب می شد و من بدون توجه به اینکه پایم را تا کجای گاز فشار داده ام و اساسا سرعتی ورای تصورم یافته بودم ، دیوانه وار می راندم !

تصور کنید ده نفر در جهات مختلف ( جلو ، چپ و راست ، و حتی از عقب ) ترا نشانه گرفته باشند و بسویت اجرام ریز و درشت انفجاری و غیر انفجاری را پرتاپ کنند .. از یکی بتونی در بری ، از دومی اش یا از بعدی اش .. اما بالاخره باید چند تایش رو نوش جان کنی !

حالا خوبه من تو ماشین بودم و بقولی در امان !

از بس شدت بعضی از انفجارها نزدیک بود و بوی باروت و دود ناشی از انفجارشان فراگیر شده بود که واقعا نمی دونستم کدومشون کنارم می خورند و کدومشون رو سقف و بدنه ماشین ! فقط می دیدم زن و مرد ، پیر و جوان بی رحمانه اطرافم خیز برمی داشتند و می گفتند : اونهاش ! نزارین در بره ! بزنیدش .. و من فقط در فکر فرار بودم و بس ..

وقتی از صحنه درگیری دور شده بودم دیدم یه نارنجک خورده رو سقف ماشینم و چنان سقف ماشین رو گود کرده بود که هیچ صافکاری راضی نمی شد اونو درست کنه ! یه دونه هم به درب سمت خودم اصابت کرده که باعث شده آینه بغل ماشینم هم بشکنه !

بالاخره من تونستم عصر اون روز چهارشنبه سوری از کوی نصر تهران ( همین گیشا ی خودمون ! ) جان سالم در ببرم ! حتی دو سه تا خانم را هم که هر کدوم حاضر بودند برای در رفتن از کارنوال شادی افزای چهارشنبه آخر سال ، هر یک هزار تومان بدهند را فراری بدهم ! فقط شانس آوردم ماشینم یه ماشین ایتالیایی* و پر شتاب بوده ! والا معلوم نبود که الان شما اصلا یوسفی می داشتین ! و به درد دل هاش گوش می کردين !

کمی هم جدی ! : نمی دونم اين مملکت کی می خواد به هنجارهای مطلوب خودش ( که مطابق با فرهنگ ديرينه باستانی و اسلامی اش داشته باشه ) برسه ؟ می دونم که حکومت ها ( منجمله حکومت اسلامی ) تنها بازيگران عرصه فرهنگی نيستند ( که اگه بودند حداقل دولت جمهوری اسلامی می تونست صد در صد به آرمان های فرهنگ اسلامی خودش ــ همچون حجاب کامل اسلامی و .. ــ برسه ! ) اما بازيگران اين عرصه حداقل رهنمودهای دوستان خوبی چون خانم زيتا و خاطراتچی و .. بشنوند و ببيند که بابا ، اگه تو ممالک ديگه ، جشن گوجه پرتاب کنی هم دارند ، مختص يک روز است و بس ! بعد از آن ديگر کسی مترصد آن نمی ماند که در گذر از خيابان گوجه لهيده بسويش شليک شود ! اما تو اين سالها ، چهارشنبه سوری ـ حداقل در تهران خودمان ـ از دهه فجر ! آغاز می شود و نمی دوانم تا کی بعد از سيزده هم ادامه می يابد !

آقا ؛ اصلا بی خيال اين حرف ها . عيدتون مبارک . شاد باشيد و سرزنده ..  

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

*ماشين ايتاليايی گفتم ، ياد فرار جنجالی نخست وزير ايتاليا از دام مصاحبه زنده تلويزيونی افتادم . خدايی اش ماشيناشون خوبه ! چی کار به کارهای سياسی اشون دارم !

ــ هرمنوتيك و چهارشنبه‌سوری ، هديه دوست خوبمان ؛ دختر شرقی

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳۳ ‎ب.ظ روز ٢٢ اسفند ۱۳۸٤


افتخاری ديگر ..

وقتی تو هفته  پیش خبر « کشف آب در یکی از اقمار سیاره زحل » را شنیدم ، ناخودآگاه یاد دکتر فیروز نادری ، دانشمند ایرانی ناسا افتادم . با خودم گفتم : چه بسا دانشمندان متبحری از کشورهای جهان سوم ( چون دکتر نادری ) در پشت پروژه هایی چون « فضا پیمای کاسینی » قرار دارند که حاصل تلاش هایشان بنام سازمان های فضانوردی آمریکا ( ناسا ) یا آژانس فضايي اروپا ( اسا ) ثبت می شود !

 پنجسال پیش زمانی که پروژه مریخ ناسا برای دو بار با شکست مواجه شده بود ، فیروز نادری با طرح های مشکل گشایش به میدان آمد و بار دیگر نبوغ ایرانی را به جهانیان ثابت کرد. او با مدیریت موفقیت آمیز این پروژه که منجر به فرود دو روبات کاوشگر بر سطح مریخ ، مخابره اطلاعات سودمند و کشف آب در حافظه تاریخی این سیاره سرخ فام شد ، عنوان ارباب سیاره سرخ  را برای همیشه از آن خود کرد .

 

 

وی که در سال 1964 م ( ۱۳۴۳ ش ) برای تكمیل تحصیلات خود به آمریكا رفت , دارای دكترای رشته مهندسی الكترونیك از دانشگاه كالیفرنیایی جنوبی است و 26 سال سابقه كار در ناسا دارد . سمت‌های قبلی وی در سازمان فضایی آمریكا عبارت بودند از مشاغل فنی و مدیریتی در زمینه ماهواره‌ای مخابراتی متحرك, رادارهای سنجش از دور اقیانوسی رصدخانه‌های تحقیقاتی و اكتشاف مریخ و سایر اجرام منظومه شمسی.

نادری پیش از ورود به ناسا به مدت 3 سال در تهران و در مركز سنجش از دور ایران كار كرد. اما نهایتا در سال 1979 م ( ۱۳۵۸ ش ) به دلیل نبود امکانات کافی به ناسا می پیوندد و در آزمایشگاه های پیش رانش جت آن سازمان مشغول به فعالیت می شود.

نشریه Science کاوش هاي روباتيک سياره مريخ را که بدست مهندس ایرانی ساخته شده بود در صدر ۱۰ رويداد تاثيرگذار علمي بشر قرار داد . مدیریت برجسته ترین اکتشاف سال ۲۰۰۴ به عهده وی بود و جایزه اِلیس آیلند برای کشف " آب در مریخ " به اين کاشف ایرانی تعلق گرفت .

·         مدیر کل اکتشافات ناسا

·         مدیر پروژه بزرگ کاوش برای حیات در مریخ

·         معاون کنونی و مدیر ارشد برنامه ریزی استراتژیک آزمایشگاه های پیش رانش جت (1JPL)

·         رییس پروژه های حیات فرا زمینی ناسا (به مدت 4 سال)

·         و ... ... ...

و از میان فهرست ارزشمندترین سربلندی های دکتر فیروز نادری :

·         نشان افتخار ناسا برای مدیریت و رهبری برجسته

·         نشان افتخار تالار مشاهیر فناوری فضایی

·         گزینش به نام مرد برجسته علوم فضایی از سوی نشریه Aviation Week در سال ۲۰۰۴

·         نشان خدمات برجسته (بالاترین رده در جوایز ناسا )

·         نشان افتخار Ellis Island در سال ۲۰۰۵ برای همکاری برجسته در توانگر کردن جامعه آمریکا و نمایان کردن گوناگونی فرهنگی آن از جمله دریافت کنندگان پیشین این جایزه می توان بیل کلینتون، باب هوپ، محمد علی کلی و دادستان کل آمریکا را نام برد ( . 

·         جایزه روشنفکری و روشنگری در سال 2004 که از سوی یک بنیاد ایتالیایی برای همکاری در ایجاد تغییرات ژرف در اندیشه های زمانه مدرن به شخصیت های جهانی پیشکش می شود. (جایزه لیبرال پرایز) همین جایزه را دو سال پیشتر Cardinal Ratzinger ) پاپ کنونی ) دریافت کرد .

·         و .......

وقتی فیروز نادری پست مدیریت اكتشافات ناسا را پذیرفت، ناگهان ایمیل‌ها و پیام‌های بی‌شماری از سراسر جهان از سوی ایرانیان به سمت او سرازیر شد. دلیل سرازیر شدن این پیام ها این بود كه در حکم ناسا مشخصاً ذكر شده بود دكتر نادری متولد شیراز در ایران است. خودش در این باره می‌گوید: « اكنون دریافته‌ام كه هموطنانم در سراسر جهان به محض انتشار خبر مثبتی درباره ایران تا چه حد خوشحال می‌شوند. باید اعتراف كنم كه احساس می‌كنم مسوولیتم بیشتر شده است. شاید به نوعی مدیون دعاها و آرزوهایی هستم كه هموطنانم بدرقه راه من كرده و تشویق ها و دلگرمی‌هایی كه در این مدت به من داده‌اند . آنها اینك بخشی از خانواده‌ام هستند , خانواده‌ای كه به واسطه حضور آنها بسیار بزرگ شده است. »

پس از ۲۷ سال، قرار بود دکتر نادری برای اقامتی کوتاه به ايران بيايد و برنامه هایی را با هماهنگی و  همکاری مراکز علمی در سرفصل برنامه های سفر خود بگنجاند. ارایه ۳ سخنرانی عمومی برای علاقمندان در تهران و شیراز ، کنفرانس مطبوعاتی برای پاسخ به پرسشهای رسانه ها ، حضور در ویژه برنامه آسمان شب در شبکه ۴ سیما و بازدید از چند مرکز علمی از جمله رئوس این برنامه ها بود . سفر ایشان به دلیل وضعیت غیر منتظره ای که در ماموریت مداگرد اکتشافی مریخ که در ۱۹ اسفند به فراز مریخ رسيد ، دست کم تا تابستان سال آینده به تعویق افتاد .وی در نامه اي خطاب به همه مخاطبان خود در ايران از لطف و مهرباني همه آنها سپاسگزاري و آرزو کرد بتواند انها را در فرصتي ديگر ملاقات کند .

%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%%

  توضیحات بیشتر : 

الیس‌آیلند در سال 1986 توسط NECO كه یك سازمان فرهنگی است,  تاسیس شد و هدف خود را به این شكل مطرح كرد كه هر ساله به افرادی كه خود را قربانی علم و فرهنگ می‌كنند جایزه اعطا كند .

امسال 89 نفر این افتخار را كسب كردند , اما از میان این تعداد معمولاً فقط 5 نفر آنها اهمیت ویژه‌ای دارند كه به لیست برندگان ویژه هر سال راه می‌یابند. دكتر فیروز نادری امسال یكی از این 5 سهمیه را به خود اختصاص داد. این 5 نام همواره جای ثابتی را در سایت مخصوص الیس ‌آیلند اشغال می‌كنند .

الیس ‌آیلند سمبل میراث باقیمانده از مهاجران است. بین سال‌های 1892 تا 1954 حدود 12میلیون خارجی به آمریكا مهاجرت كردند . امروزه نوادگان آن مهاجران در كنار مهاجران جدید , حدود 40درصد جمعیت كلی آمریكا را تشكیل می‌دهند . بیش از 70درصد از مهاجران از طریق بندر نیویورك وارد آمریكا شدند و به اولین چیزی كه برخورد كردند مجسمه آزادی و جزیره‌ای به نام الیس ‌آیلند بود كه مجسمه روی آن قرار گرفته است  و .. ..

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ق.ظ روز ٢٠ اسفند ۱۳۸٤


 

امتیاز واگذاری نفت ایران در زمان حکومت قاجار با وساطت یک عامل انگلیس بنام « دارسی » صورت گرفت ...

در تبحر این جاسوس انگلیسی همین بس که وقتی وارد ایران شد زبان بتکلم فارسی نگشود الا اینکه فارسی را با لهجه کامل ما فارسی زبانان صحبت می کرد ..

از کرامات ! دیگر این سرباز پاکباز انگلیس این بود که وقتی آمار مراکز نفت خیز را بدست آورد عزم « هفتگل » را کرد که ناحیه ای است در جنوب غربی ایران .. قبل از عزیمت به هفتگل ، از زبان ، رسوم و لباس اهالی آنجا پرسید و وقتی بدو گفتند که مردمان آن منطقه لر هستند ، یکدست لباس محلی آنجا را تهیه کرد و با تسلط کامل بزبان لری وارد هفتگل شد ..

اینها را برای چه گفتم ؟

درصدد بزرگ نمایی اعمال دشمنان این سرزمین نیستم ؛ همینقدر می خواهم بگویم که آنها برای اهداف و منافع مملکتشان ( که البته اهداف استعماری بوده ) چه رنج هایی را بجان خود می خریدند و زحماتی را متحمل می شدند و مهمتر اينکه با چه کوله باری از تجربه پای به ميدان مبارزه نهادند .. کسانی که بقول فرمایش حضرت علی (ع) ای کاش تعدادی از آنها در صفوف ما می بود !

« مستر همفر » نیز یکی دیگر از این اسطوره های انگلیسی است که سالها بدور از زبان و بچه در کشورهای اسلامی آنزمان ( عثمانی ، حجاز و ایران ) زندگی کرد و توانست انحرافی را در صفوف اجتماعی مسلمانان ایجاد کند ( آيين وهابيت را ) .

ترجمه کتاب خاطراتش ( خاطرات مستر همفر ) در بازار موجود است .

وقتی شنيدم که رئيس جمهور ايران در سفر به استان لرستان با لباس محلی در يکی از سخنرانی هايش در بين مردم آن استان حاضر شد و عليرغم عدم تسلط کامل به زبان لری ( چون ايشان گرمساری است ) چند جمله ای را بزبان لری با مردم آنجا سخن گفته ( و وجد زائد الوصف مردم را بدنبال داشت ) ، در سخنان منتقدان ايشان ( که عمدتا دولت ايشان را به ناپختگی و ضعف تيمی متهم می کنند ) شک کردم !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۸ اسفند ۱۳۸٤


ارتش فارسی زبان آمريکا !!

 

ارتش آمریکا برای استخدام نیروهای ایرانی ! دست به تبلیغات گسترده ای زده تا بتواند فارسی زبانان را وارد یگان های نظامی خود نماید .

ارتش آمریکا با انتشار فرمهایی که بر روی شبکه های اینترنتی نیز قرار گرفته درصدد است تا نیروهایی را استخدام نمايد که به زبان فارسی نيز تسلط دارند . این ماجرا حاکی از ضعف نیروهای استخدامی آن ارتش در ماموریتهای نظامی است . ضعف هایی چون : توقع , عدم جسارت و ریسک پذیری درعملیاتها و همچنین عدم تسلط روحی و روانی نیروهای آمریکایی که بعضا تحت تاثير تبلیغات هاليوودی ايالات متحده وارد ارتش اين کشور شده اند !

ارتش آمریکا با آگاهی از حضور پر رنگ جوانان ایرانی در شبکه اینترنت ، با انتشار این فرم ها در صدد جذب آنان است . آن ارتش در فرم های جدید اينترنتى ، يك بند براى داوطلبان حضور در خليج فارس اضافه کرده  که همانا آشنايى با زبان فارسى است .

منو باش که تا بحال فکر می کردم * ما تو اين زمينه ضعف داريم که به زبان دشمنانمان ـ همچون عبری و .. ــ تسلط نداريم ! ديگه نمی دونستم تو اين زمينه هم پيرو ناب آن از ما بهترانيم !

راستی ؛ این آدم هلوع را متهم نکنید که برای ارتش آمریکا تبلیغ کرده ها !

بوقتش برای ارتش اسلام هم تبلیغ خواهیم کرد !!

 

* در ياداشت 16/10/84 تحت عنوان « شما هدف قرار گرفته اید » ذکر آن رفته است

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤۸ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٤


تب اقتصادی هلوع !

 

وقتی این روزها شوک وارده به بورس های منطقه ( مثل عربستان یا دوبی ) را می بینم ، از شما چه پنهان اول ! یاد شوک اقتصادی بازار ایران ، خصوصا بعد از پذیرش قطعنامه 598 سازمان ملل می افتم که با سقوط وحشتناک شاخص و قیمت های بازار بورس ایران همراه بود ! بعدش یاد ساعت شش بعد از ظهر روز شنبه چهارم تیر 84 می افتم که چطور پس از دو ساعت از اعلام نتایج دور دوم انتخابات ریاست جمهوری ایران ، شاخص سهام 1200 واحد سقوط کرد !! ( البته هنوز هم کسی به من نگفت که کجای این سقوط قیمت ها _ که تا دو سه هفته هم متناوبا ادامه داشت _ به عملکرد دولت نیامده ! باز می گشت ؟!! ) ..

بگذریم ؛ التهاب و هراس ناشی از کاهش نرخ سرمایه و .. در ایران ، که ملهم از تلاش های زائد الوصف « نظام های سلطه جو » بود ، سرمایه و نقدینگی بخش خصوصی را به بازارهای منطقه _ از جمله بازار بورس امارات متحده عربی ، دبی _ سوق داد و به جايی رسيد كه آن بازار یکی از چهار بازار مالی برتر خاورميانه و نخستين بازار مالی در بين كشورهای عربی شناخته شد !

پس از سقوط بادکنکی قیمت های آن بازار در ماه گذشته ، سرمایه های سرگردان و هنگفت سرمایه گذاران بسوی عربستان معطوف گشت ! .. ..  و خبرهای داغ بازار بورس عربستان را هم که این روزها می شنوید ! ..

بورس امارات كه در بحران قرار داشت با سرمايه‌گذاری ايرانيان از بحران نجات يافت و به جايی رسيد كه يكی از چهار بازارهای مالی برتر خاورميانه و نخستين بازار مالی در بين كشورهای عربی شناخته شد.

 

 

 

در يكی از جديدترين آمارهای منتشر شده ، شهرداری دوبی آماری را منتشر كرد كه نشان دهنده سهم ١/٤٨ درصدی ايرانيان در مديريت اين شركت‌هاست . ( جای بسی افتخار نيست ؟!!‌  )

آمار تعداد شركت‌های ايرانی ، دانشجويان ، كارمندان ادارات دولتی و خصوصی نيز از حضور فعال ايرانيان برای پيشرفت و ترقی اين اميرنشين حكايت دارد .

در حال حاضر بيش از ٦٥٠٠ شركت و ١٠ هزار دانشجو ايرانی در دوبی هستند و بيش از ٢٥ درصد جمعيت اين بندر را ايرانيانی تشكيل می‌دهند كه توانسته‌اند در تجارت خليج ‌فارس و ايران فعال شوند .

اطلاعات تکميلی را می تونيد « اينجا » ببينيد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٦ اسفند ۱۳۸٤


کمی شوخی ؛ کمی جدی

 

تو پست دیشب گفتم که رئیس جمهور آمریکا موافق فعالیت های هسته ای ایران است ! بعضی از دوستان این حرف منو جدی نگرفتند ! .. تقصیر من چیه ؟ حالا بالاتر از این را بهتون بگم :

بالاخره این بوش اگر ايران را ابرقدرت جهان نکرد ! حالا ببینید !

اینو فقط من نمی گم . « نيويورك‌تايمز » هم حرف منو تایید کرده !

تازه ؛ آبجی امون ، سرکار خانم كاندوليزا رايس هم تصريح كرده : هيچ نياز مبرمي براي اعمال تحريم‌ها عليه ايران درباره برنامه هسته‌ايش نيست   !!

 

«  هيچ كس نگفته است ما بايد براي اعمال برخي تحريم‌ها سريعا عجله كنيم !!؟ »

 

خب ؛ دیگه چی می خواین ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱٥ اسفند ۱۳۸٤


نيت خوانی ؛ نه !!

 

بوش در سفر اخیر خود به هند درباره همکاری هسته ای واشنگتن و دهلی گفته بود : سفرش آغاز یک روند بسیار طولانی از تشویق کشورهای درحال توسعه برای دوری از سوخت فسیلی مانند نفت است  ..!!

خب ؛ .. حل دیگه !! بوش هم یه جورایی قبول کرده ! که :

انرژی هسته ای حق مسلم ماست .

 

 آخه ؛ اگه ایران هم جزء کشورهای در حال توسعه باشه ، ضرورت پیدا می کنه که از سوخت فسیلی جدا بشه .. پس .. حل دیگه !!

 

 ناگفته نمونه که بوش در اون دیدار افزود :

یکی از دلایل اصلی که چرا هند باید از وابستگی به سوخت فسیلی جدا شود ، این است که هند از مصرف کنندگان عمده سوخت فسیلی در جهان است که این امر بهای نفت را افزایش می دهد !

فکر نکنید که وی قصد شرارت داشته ها ! نه ؛ اساسا « نیت خوانی ! » کار درستی نیست ! پس شما هم « نیت خوانی » نکنید . اگر هم می بینید که بعضی ها (!) اظهار می کنند که دست یابی ایران به فن آوری چرخه سوخت انرژی هسته ای مترادف با دستیابی به بمب اتمی است ! نه اینکه خیال کنید قصد دارند « نیت خوانی » کنند ! نه ؛ فقط شاید ممکنه قصاص قبل از جنایت کرده باشند ! اینم که در آیین نئو محافظه کاران یک امر طبیعی تلقی می شه ! .. پس غصه چی رو می خورین ؟

فردا ـ دوشنبه ـ يکبار ديگه نشست شورای حکام شکل می گيره .. ببينيم هواداران « نیت خوانی » چی درو خواهند کرد ؟!

 &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

راستی ! شنیدین ایران در وزارت خارجه آمریکا اداره جديدي را ایجاد می کند !   این اداره بنقلی 15 دایره دارد با مسئولیت های مختلف !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱٤ اسفند ۱۳۸٤


 

تصادفی به این عبارت تو یکی از پست های کاموا نیوز برخوردم ؛ دیدم بد هم نمی گه ها ! :

 

اگر کامنت ميگذاريد و نظر مخالف داريد اينقدر اعتماد به نفس داشته باشيد که آدرس وبلاگ يا سايت شخصی خود را هم قرار بديد . در غير اينصورت من در پاک کردن انتخابي کامنتها آزادم و اين را به حساب عدم آزادي بيان و اينجور شعرآلات ساخته ذهن خودتون نگذاريد.

 

موندم ؛ من هم این کار را اجرایی کنم یا نه ؟

*****************

بعد از ايران ، بالاترين بازديد کننده را از کشور چک دارم ! ای کاش می دونستم کدوم عزيزی اين افتخار را نصيب من می کنه و از اونجا به ديدار من مياد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز ۱۳ اسفند ۱۳۸٤


ميمون است انشاءالله !

دومین روز حضور رئیس جمهور ایران در مالزی بسر آمد !

 

 

در عین حال دومین روز حضور رئیس جمهور آمریکا هم در هند سپری شد !

 

 

عجب اتفاقی میمونی !

اما ... ... ؟ ... آیا به یک چیز مهم دقت کردید ؟

تو تمام رسانه ها ! هر جا صحبت از حضور بوش تو هند است ، یک پایه خبر هم تظاهرات و مخالفت گروهها و احزاب و اقشار مختلف مردم هندوستان با حضور وی در سرزمینشان است !!

 

 

 هندي‌ها با تظاهرات ميليوني از رييس جمهوري آمريكا استقبال كردند

 

اما آیا یه نمونه تظاهرات ، راهپیمایی یا اعتراض به حضور رئیس جمهور ایران در کشور مالزی گزارش شده ؟

نمی دانم چرا ناخودآگاه یاد جمله مشهور وزیر امور خارجه سابق جمهوری اسلامی _ خرازی _ افتادم که گفته بود :

" چندي پيش موسسه‌اي در تركيه كه زير نظر آمريكايي‌هاست نظرسنجي در بين مردم تركيه در مورد محبوب‌ترين و منفورترين كشور انجام داده بود كه 97 درصد از مردم اين كشور اذعان داشته بودند ايران محبوب‌ترين كشور است و در مقابل به ترتيب 98 درصد و 93 درصد اسرائيل و آمريكا را منفورترين دانسته ‌بودند . در حال حاضر ايران اسلامي محل اتكا و ملجاء مردم كشورهاي اسلامي است . "

 &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

اما يک لطيفه :

 &&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۱ اسفند ۱۳۸٤


سياست اعلامی ؛ سياست اعمالی !!؟

 

دیالوگ را کیف می کنید ، تو عالم جهانی !

الان اوج آن لحظاتیه که خانم روزکرانس _ نظریه پرداز معاصر آمریکایی _ از آن سخن می گفت :

لزومی ندارد که سیاست اعلامی با سیاست اعمالی یکی باشد !!

يعنی می توانی چیزی را بگویی ، اما چیز دیگری را بانجام برسانی !

می توانی بگویی « مبارزه با تروریسم ! » ، اما به تروریست های عراق کمک کنی تا با ايجاد ناامنی و کشت و کشتار ، حضورت را مشروعیت ببخشند !

می توانی بگویی « حمایت از دموکراسی ! » ، اما با روند و مهم تر ، نتیجه رای گیری آن در عراق ( که بر خلاف انتظار چندین و چند ساله ، شیعیان اکثریت آراء را بدست آوردند ) و یا حکومت خودگران فلسطین ( که بر خلاف انتظار چندین و چند ساله ، گروه جهادی حماس اکثریت کرسی ها را بدست آوردند ) ابراز نارضایتی کنی ! و حتی آن را ـ منظور مورد اخير است ـ تهديد به حملات نظامی و يا تهديد به ترور اسماعيل هنيه و .. نمايی !

می توانی بگویی « بمب هسته ای ممنوع » ، اما علاوه بر اینکه زرادخانه های هسته ای خود و همپیمانانت را انباشته از سلاح های هسته ای و نوتروژنی کنی ! می توانی روز بروز بمب های متنوع ديگری را در صحراهای کالاهاری و .. آزمايش کنی !

می توانی بگویی « تحقیقات هسته ای موقوف » ، اما برای جلوگیری از ترکتازی های پاکستان ، به هند سفر کنی و وعده مساعدت های تحقیقاتی هسته ای و اورانیم غنی شده به دولتمردان هندی را بدهی !

می توانی بگویی « آزادی بیان » ، و موج حمایت از کاریکاتورهای موهن بر علیه پیامبری که ربع مردم جهان پيرو آيين اويند را براه بیاندازی ، اما از آنطرف هر ندایی را در که مخالف با هولوکاست باشد ، توطئه بدانی و قائلین به آن را به مسلخ بکشی !

 

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

می توانی بگویی « ..... » ، اما ......

آنوقت آیا این سئوال بدوی ! نبايد مطرح شود که چه نیازی بود تا وزیر امور خارجه ایران در دیدار با رهبران ژاپن تصریح نماید که :

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۱٧ ‎ب.ظ روز ۱٠ اسفند ۱۳۸٤


 

آستانه تحمّل ؛

 

تحمل آدم ها نسبت به درد متفاوت است  ! همه انسانها نسبت به یک درد ، طاقت یکسانی ندارند . برای مثال طاقت آدم های گوناگون در مقابل تزریق یک آمپول بخصوص ، قطعا متفاوت است  ... ( حالا بماند که اساسا زن ها سطح تحمل دردشان بمراتب کمتر از مردهاست .. )

اگر با تزریقات چی ها محشور شده باشید ! اینرا براحتی از آنان می شنوید که مثلا  : در بین مردها ، اصولا روستا نشینان بمراتب در مقابل درد مقاوم ترند تا مردان شهری و همچنین است ساکنین مناطق کوهستانی و مرتفع نسبت به مناطق خوش آب و هوا و .. .. ..

اما آیا این قاعده در مورد جامعه هم صدق می کند ؟

تاریخ گواه خوبی بر تایید این معناست که جوامع هم نسبت به تحمل ناملایمات و سختی ها متفاوتند . مثلا در وصف فرانسویان گفته اند که همواره در مواجهه با دشمنان طرد و شکننده ظاهر شده اند و به ترسو بودن در میان ملل اروپا شهره اند ! و یا انگلیسی ها به مکار بودن و تلاش های مضاعف کردن جهت نیل به اهداف مشهور شده اند و .. ..

و جامعه شیعه به مقاومت و اعتراض و قیام ....

بله ؛ جامعه هم سطح تحمل خاص خودش را دارد و سطح تحمل هر جامعه ( که دیگر اینجا باید از آن به « آستانه تحمل » یاد کرد ) ای بسا با سطح تحمل جامعه دیگر فرق کند . اما آنچه مسلم است :

آستانه تحمل هر جامعه نيز به مقتضای شرایط زمانی و سیاسی و .. شدت و ضعف می یابد . و شدت ضعف آن برمی گردد به کارکرد نخبگان و رهبران آن جامعه . هر چقدر آستانه تحمل یک جامعه بالاتر رود ، آن جامعه نسبت به تند بادهای روزگار ایمن تر خواهد شد و هر گاه نخبگان و تکنوکرات ها و .. ( هر آنکه در گردونه رهبری نقش دارد ! ) زبون و خوار باشند و جامعه را به رخوت ( يا نِخوَت ! ) و سستی فرا بخوانند ( مانند قرص های روانگردان یا افیون های مخدر ! ) آستانه تحمل آن جامعه هم کم شده و در مقابل شدائد و سختی ها شکننده خواهند شد ...

حالا من چرا اینها را گفتم ؟!!

شاید دلایلش را در پست بعدی بگويم ! شاید ....

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

بقول جناب بوش ! آقای احمدی نژاد آدم عجيبی است ! 

وی که برای يه ديدار رسمی ـ به کشور کويت ـ صبح نرفته بعد از ظهر برمی گردد ! و ... بصورت سر زده به اردوگاه تيم ملی رفته و با ملی پوشان کشورمان ـ که قرار است فردا يک بازی تدارکاتی با تيم کاستاريکا داشته باشند ـ ديدار و حتی با لباس ورزشی در تمرينات آنها شرکت کرد ! تازه ! طی چهار شوت از نقطه پنالتی ، سه گل به ميرزايی ( دروازه بان تيم ملی امان ) زد ! ( نمی دانم چرا ناخودآگاه ياد پاس های حسن روشن ( هافبک تيم ملی ايران ) به وليهعد  ( رضا پهلوی ) افتادم که همه اشان تبديل به گل می شد !

آی خوبه فردا تيم ملی ببازه ( البته زبانم لال ها !!!!!!!!!   ) اونوقته که می گن بخاطر اين بود که احمدی نژاد به ديدار بچه های تيم ملی رفته بود ! ....

ای بسا هم ممکنه گفته شود ! که اعضای تيم ملی در يک اقدام هماهنگ جهت نشان دادن ضديت خود با دولت حاکم ـ و شخص احمدی نژاد ! ـ تصميم به باخت مفتضحانه گرفتند ....

يا .............................

خب ؛ اين که گفتم ، چه ربطی به آستانه تحمل داشت ؟ !!

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ٩ اسفند ۱۳۸٤


 

نه بهشت، نه جهنم در سراسر اروپا

 

نمايش « نه بهشت، نه جهنم » با هدف ارائه چهره‌اي متفاوت از اسلام به مدت 10 شب در زوريخ سوئيس به اجرا درآمد و قرار است در سراسر اروپا اجرا شود .

نمايشنامه را پنج نويسنده ايراني ، عربستاني ، فلسطيني و سوئيسي نگاشته‌اند و کارگرداني آن کار مشترک دو کارگردان ايراني و سوئيسي است.

نمايش « نه بهشت، نه جهنم » که توسط مرکز فرهنگي « مارالام » و مرکز فرهنگي عربي- سوئيسي تهيه شده نوشته رجاء عالم از عربستان، حسن حميد از فلسطين، نيلوفر بيضايي و شکران از ايران و يوحنا مير از سوئيس است و توسط پيتر براشلر و رويا شرف‌آبادي کارگرداني شده است .

اين نمايش از نهم سپتامبر در سالن آبي زوريخ در سوئيس به اجرا درآمد و به دليل نوآوري و خلاقيت نوشتاري و طراحي متفاوت ، با استقبال فراوان قشرهاي فرهنگي سوئيس مواجه شد. مضمون اصلي نمايش طرح مشکلات مسلمانان است که به شکلي زيبا و هنري به نمايش درمي‌آيد .

« نه بهشت، نه جهنم » قصد دارد بر نقاط مشترک اسلام و تمدن جديد تأکيد کند و مانع از تشويش اذهان عمومي نسبت به تمدن غني اسلامي شود .

اين نمايش علاوه بر کشورهاي اروپايي، قرار است پس از ترجمه متن آلماني نمايش به عربي ، در برخي از کشورهاي عربي نيز به اجرا در آید .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ۸ اسفند ۱۳۸٤


اینترنت ملی ؛

 

هاستينگ ملی يکی از دغدغه های فکری چندين و چند روزه من بوده و هست . هميشه از اينکه تو اين زمينه هم ( مثل علم ، صنايع ، انرژی و ساير فناوری های بشری ) بايد وابسته و محتاج ديگران باشيم رنج می بردم ...

تا اينکه پس از مشاهده چند نمونه از قطع سایت های ایرانی ، دلم گرم شد بمدد الهی ..

من بچه بحرانم ! و در متن تک تک بحران ها و کوران هايی که کشورم در دو دهه و اندی در آن افتاده بود ، قرار داشتم . آموخته بودم که فقر می تواند فخر من باشد ! آنجا که مايه رهايی من و کشورم از وابستگی به بيگانگان گردد ..

بگذريم .. القصه :

در اول آذر 1384 موج جديدي از تحريم‌هاي اينترنتي عليه سايتهاي ايراني به راه افتاد . اين بار علاوه بر آمريکايي‌ها ، کانادايي‌ها هم وارد عمل شده بودند . بر اثر اين اقدام ، سرورهاي يک ميزبان ايراني به نام قاصدک مسدود شد . بدين ترتيب 4 هزار سايت ايراني از دسترس خارج شدند . از جمله خبرگزاري موج و سايت بورس . اين بار مسدودکنندگان حتي اجازه بک‌آپ‌گيري هم به سايتها نداده بودند بنابراين بسياري از سايتهاي ايراني مي‌بايستي فعاليت خود را از صفر شروع مي‌کردند !

اين محدودسازي در سال 84 فقط شامل هاستينگ سايتها نبود ! جلوگيري از دسترسي به سايتها و نرم‌افزارهاي اينترنتي توسط کاربران ايراني که با IP ايراني آنها را درخواست مي‌کنند و اجازه ندادن به خريد و فروش اينترنتي موارد جديدي بود که دامن کاربران ايراني را نيز گرفت. به اينها اضافه کنيد سرعت پايين دسترسي به اينترنت در ايران و فيلترينگ نابسامان سايتها و فقدان ديتاسنتر ملي .. .. با اين وضعيت آيا براي کاربر ايراني، کاری به جز چت کردن باقی می ماند ؟

کم کم تحریم سایت های پرطرفدار نیز بر دامنه موضوع افزوده شد .

گوگل و یاهو اعلام کردند تا 6 ماه دیگر سرویس های خود را در ایران قطع خواهند کرد     .

آنتی ویروس مک آفی نیز سرویس خود را برای ایران مسدود کرد  .

جاوا هم در ایران مسدود شد .

و شرکت سیسکو سیستمز نیز سرویس خود را در ایران قطع کرد .

مایکروسافت نیز دانلود نسخه ي جديد ويندوز سرور 2003  تحريم کرد .

سایتهای ایرانی دیگری نيز رو به نابودی رفتند    ...و   ( ۲و ( ۱ ) و 

در پنجره سرویس دهی هر یک از این سایت ها يکی از این تابلوها هميشه عیان است  :

We are sorry but it appears that you are located in a country that we are unable to export to in accordance with United States law.

به نظر مي رسد شما در كشوري هستيد كه ما به علت قوانين ايالات متحده نمي توانيم به آن سرويس بدهيم !!

همه می دانیم که بانی اینترنت ، آمریکاست و تمام تلاش این کشور بر اين است كه دسترسى به اينترنت را براى تمام كشورها امكان پذير کند تا حداقل خودش از آن سود ببرد . ( اگه گفتی چه سودی ؟ ) اگر این کشور اينترنت را قطع كند، به جاى اينكه براى ما محروميت به وجود آورد براى خودش يكسرى محروميت ها ايجاد كرده است. به همين علت قطع اينترنت بسيار بعيد است .

اما اگر اينترنت هم قطع نشود ، باز بايد به فكر شبكه ملى داخلى باشيم . شبكه اى كه بتواند همه خدمات مشابه اينترنت را ارائه كند و در عين حال به اينترنت جهانى نيز وصل باشد .

چه آنها ما را تحريم كنند و چه نكنند ، ما بايد ميزبانى سايت ها را به داخل كشور بياوريم و نه تنها اين خدمات را به مشتريان داخلى ارائه دهيم بلكه زمينه خدمات دهى به خارج از كشور نيز فراهم نماييم .

استقلال اينترنتى و هاست کردن سايت ها در داخل کشور از اهميت ويژه اى برخوردار است که لحظه به لحظه بر اهمیت آن افزوده می شود . ( همچنین است ايجاد مراکز IDC مناسب در داخل ) اینک دیگر جای تردیدی باقی نمانده که  :

حساب مسائل سیاسی ( کینه توزی های دشمنان ) با نیازمندی های روزمره مردم و انجام پروژه های ملی کشوری متفاوت است  !

هر چند پس از دست رفتن اطلاعات بسیاری از سايت هاى دولتی ، تمامى دستگاه هاى دولتى موظف شدند ( براى جلوگيرى از ضررهاى ناشى از دست دادن اطلاعات ) يک نسخه از اطلاعات خود را در داخل کشور نگهدارى کنند ، اما این کار ، کمترین چاره ای بود که می توانست صورت بگیرد . گام بعدی قطعا ایجاد دیتا سنترهای داخلی است تا دامنه وابستگی های خارجی کاسته شود و نگرانی های از دست دادن اطلاعات از بین برود  .

ادامه دارد ...

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٤:٠٥ ‎ب.ظ روز ٧ اسفند ۱۳۸٤


گفتگوي بي‌بي‌سي با طلبه کانادايي در قم

 

در حوزه علميه قم علاوه بر هزاران طلبه ايراني، عده‌اي از شهروندان کشورهاي ديگر نيز به تحصيل علوم ديني مشغولند . من از دوران جنگ ( که تحمیل دشمنان غربی بود بر کشور ما ) با این طلاب خارجی برخورد داشتم . طلبه هایی از کشورهای آفریقایی ، آسیایی ، اروپایی و حتی از آیالات متحده  ..  صادق صبا را باید بشناسید ! وی گزارشگر تحلیلی و جنجال برانگیز بی بی سی در کشورهای خصوصا اسلامی است . وی اخيرا سفری به قم داشت . در این سفر با يکي از اين طلاب خارجي به گفتگو پرداخته که بد ندیدم شما هم بدانید . خصوصا در دورانی که بقول این طلبه کانادایی : « ديندار بودن در غرب خيلي سخت است » و جهان اینک شاهد اوج تقابل و کینه اسلام ستیزان با مظاهر دینی است .

احمد حنيف ، اهل کانادا که از  11 سال پیش در حوزه علمیه مشغول تحصيل است از نحوه گرویدنش به اسلام گفت : اسلام آوردن من دو دليل داشت يکي اين که خود مسيحيت مشکلاتي دارد و اصلي‌ترين‌آن پيرامون داست، دوم اين که در کتاب مقدس تناقضاتي ديده مي‌شود و سوم اين که اين دين آسماني نمي‌توانست جواب قانع ‌کننده‌اي به سوالات و مشکلات زندگي و مسائل جديد بدهد . از آنجايي که دين اسلام دين‌نژادپرستي نيست و مدافع حقوق تمام انسانهاست من آن را پذيرفتم .

در اين مصاحبه وی به سئوالهايی چون : چرا به ايران آمديد ؟  آيا از مذهبي که داريد يعني شيعه راضي هستيد ؟  محدوديت‌هاي اين شهر از لحاظ امکانات چه تاثيري بر شما مي‌گذارد ؟ و  آيا از جمهوري اسلامي راضي هستيد ؟ و .. حتی اينکه نظر شما در رابطه با موضوع هسته‌اي و يا تحريم غرب عليه ايران به عنوان يک مسلمان چيست ؟ پاسخ داده که چون بی بی سی در کشور ما فيلتر شده ، می توانيد پاسخ ايشان را در  « اينجا »  را بخوانيد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:۳۸ ‎ق.ظ روز ٦ اسفند ۱۳۸٤


هر ايرانی ، فقط يک دلار !!

امروز با خودم حساب می کردم : اگه بعد از آخرین سرشماری که تو ایران صورت گرفته بود ( و جمعیت ایران را حدود هفتاد میلیون نفر برآورد کرده بودند ) تا کنون جمعیت ایران به 75 میلیون نفر رسیده باشد ! تقاضای خانم رایس _ از کنگره کشورش _ مبنی بر اختصاص 75 میلیون دلار ( برای دموکرات شدن هر کدام از ماها ! ) به این معنا می تواند باشد که هر کدوم از ما ایرانی ها حداقل یک دلار می ارزیم !

اما اونا چی ؟ اونا چقدر برای ما می ارزند ؟!!!! ( قابل توجه مسئولین )

 

يک نکته : تصويب كمك 75 ميليون دلاري كاخ سفيد به اپوزيسيون جمهوري اسلامي ، فرياد اعتراض اين گروه‌ها را به آسمان برده است. آنها گفته اند ، در حالي كه شرايط افغانستان و عراق از نظر ژئوپلتيكي قابل مقايسه با ايران نيست ، اين كمك تنها يك شوخي مضحك است .

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

در دو پست قبل از آرزوی یک پسر ده ساله ایرانی _ کیهان _ نوشتم .. و اینکه وی آرزو داشت روزی رئیس مایکروسافت باشد .. و برای یک روز هم که شده  ، شد !

و اما بشنوید از آرزوی یک پسر ده ساله دیگر ؛ « اینجا » را کلیک کنید .

آيا اين پسر هم به آرزوی خود خواهد رسيد ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:۳٤ ‎ب.ظ روز ٤ اسفند ۱۳۸٤


 

گروه خوني من درياست

 به آنان که هر روزه زخم پیکره وجودی اُمت شان ، آماج کینه های خودشیفتگان عالم است ! 

آدم بالا مي‌آورد
از بس بالا و پايين مي‌دود
سد اميركبير تير خورده است
چرا اخبار نمي‌گويد؟
ناصرالدين شاه با قليانش شليك مي‌كند
چرا اخبار نمي‌گويد؟
آب‌ها هرز مي‌روند وآدم‌ها هرز
چرا اخبار نمي‌گويد؟
در هر اداره‌اي
ناصرالدين شاه
ايستاده با تپانچه‌اش
به انتظار من!
به سبيل مباركت قسم آقاي دكتر!
من ديوانه نيستم
فقط آدم بالا مي‌آورد
و پايين مي‌رود آدم
سقوط مي‌كنند برج‌هاي مراقبت
اين قرص‌ها را از بلاد خارجه آوردند
تا من غني سازي شوم
صد ديپلمات بالا مي‌روند و
چند ميليارد مي‌سوزد نفس‌هايم
(گفتم كه من نفسم مي‌گيرد
به بوي الكل اين تب سنج‌ها هم حساسم)
دارم صندوق‌هاي مهمات را مي‌شمارم از اول
هزار صندوق پايين
ده تابوت بالا
سهام مرگ چند است حالا؟
لطفا با آن ماشين حسابت اين‌ها را ضرب كن در من
مرا ضرب كن در ستاره و موشك
موشك را ضرب كن در باران و باران را ضرب كن در گل
تمام زخم‌ها را ضرب كن در تمام درياها
ببينم! دلتنگي‌ام چند شد؟
دارند تير خلاص مي‌زنند به ما
وقت نداريم
من مي‌پرسم تو كوتاه جواب بده!
اگر تو ناصرالدين شاه نيستي
كه روپوش سپيد پوشيده
و اين كه بر گوشت گذاشته‌اي
تپانچه نيست
لطفاً بگو:
چه مي‌شوند استخوان‌ها و گوشت‌ها؟
- خاك!
و خاك‌ها و جمجمه‌ها؟
- شايد زغال، شايد نفت!
و نفت‌ها؟
- دلار!
دلارها؟
- باروت!
- چه مي‌شوند چشم‌ها و نفس‌ها؟
- باران!
و سنگ‌ها و ميزها و عصاها؟
- خاكستر!
و گريه‌ها و خاطرات و غزل‌ها؟
- طوفان!
چه مي‌شوند شهيدان؟
- شعر!
(اين‌ها را من گفتم و تو سكوت كردي)
به ساعت اتاق شما
هنوز چند دقيقه‌ي ديگر فرصت هست
لطفا با قلمت شليك نكن!
اين هفت هزار تومان ديگر
فقط شليك نكن!
يادت هست آن همه نخلستان
كه مي‌دويد رد صدايم؟
حالا در اين شلوغي ممتد
دارد تمام مي‌شود اين ماه
اين دريا
اين كوه
اين درخت
كه پشت سر هم گلوله مي‌خورد و شهادتين مي‌گويد!

آن روز كه گفتي بيمارستان
در بيمارستان به من يك برگه‌ دادند و
سه النگوي مادرم پرنده شد!
گفتند: نام كوچك‌تان...
گفتم: دريا!
گفتند: از كدام شهر...
گفتم: دريا!
گفتند گروه خوني‌تان...
گفتم: دريا!
دريا پلاك گردن من بود
دريا لباس خاكي من بود
و نام دسته‌ي ما هم دريا بود
و نام تمام گردان‌ها درياست
اروند هم به دريا مي‌ريزد
آن‌ها به جاي تماشاي اروند
به من كپسول اكسيژن خالي دادند
و قرص‌هايي كه بوي سير له شده مي‌داد
و آمپول‌ها
آن‌قدر كه مرگ ذله شد از دستم
و گريه كرد
حالا نشسته‌ام اين‌جا
و التماس نمي‌كنم به مرگ
با زخم‌هايم مي‌خندم گاهي
و مي‌خندم به سرنيزه‌هاي وطني
به آدم‌هايي كه نمي‌پرسند دزدي يا قديس؟
تانكي يا پروانه؟
سنگي يا فرشته؟
به شب‌هاي باراني
به گريه هم حساسم
و به دكترهايي كه سبيل ناصرالدين شاهي دارند
به مجريان تلويزيون هم حساسم
به انسان ام‌پي‌تري
انسان سخت دل سخت‌افزار
انسان كولديسك
به انسان يك مگابايتي
كه حافظه‌اش را ريخته است در
memory
ها
و ممكن است پاك شود هر لحظه
ديليت شود
فرمت شود
(باشد، يك هفت هزار توماني ديگر دود مي‌كنم، اما شليك نكن)
شب‌ها نفس شكنجه است و باد شكنجه
گرما شكنجه است و سرما شكنجه
به روزنامه‌ها هم حساسم
اخبار بوي سيب ترشيده مي‌دهد
حتي گاهي لحاف تركش مي‌شود و
صداي نفس‌ها تركش
باد تركش مي‌شود و من منور مي‌شوم در آسمان اتاقم
تمام آسمان سيني آتش مي‌شود و
نفس‌هايم اسپند سوخته
با اين همه
هنوز هفت هزار تومان ديگر دارم
و يك كپسول بيست هزاري ديگر
آقاي دكتر!
به رژها و لاك‌ها
به استون و شوينده‌ها و ادوكلن ها هم حساسم

گفتم كه تب ندارم
و فكر مي‌كنم كه شما شيميايي شده‌ايد!
تمام آدم‌ها شيميايي‌اند و نمي‌دانند!
وگرنه چرا
كسي نفس نمي‌كشد اين‌جا؟
در پيش چشم اين همه ناصرالدين شاه
چشم حسود كور
دارم نفس مي‌كشم آقاي دكتر!

شاعر معاصر ؛ عليرضا قزوه

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤۱ ‎ب.ظ روز ۳ اسفند ۱۳۸٤


رئيس ايرانی مایکروسافت !

 

کودک 10 ساله ايراني يک روز به جاي بيل گيتس زمام امور مايکروسافت را به دست گرفت .

به گزارش سايت شبکه تلويزيوني NBC و استکهلميان ، اين شبکه برنامه‌اي تحت عنوان« تري ويشز » يا سه آرزو توليد و پخش مي‌کند . در اين برنامه بينندگان آرزوهايي مي‌کنند و سپس آرزوهاي مزبور توسط امکانات عظيم اين شبکه به حقيقت پيوسته و برآورده مي‌شود . درميان هزاران آرزويي که مرتبا" به اين برنامه ارسال مي‌گردد يک پسر 10 ساله ايراني به نام کيهان در کاليفرنيا نيز آرزوي خود را که با درنظر گرفتن سن اين کودک بسيار عجيب بود به اين برنامه ارسال کرد . او نوشته بود من آرزو دارم مديرکل کمپاني توليد نرم‌افزارهاي کامپيوتري مايکروسافت شوم .

علاقه کيهان به شرکت مايکروسافت که حتي در کلاس اول هم نامه‌اي به اين شرکت ارسال کرده بود باعث شد که شرکت مايکروسافت و بيل‌گيتس آرزوي او را برآورده کنند و کيهان براي يک روز واقعا" مديرکل عظيم‌ترين شرکت نرم‌افزاري در جهان گردد و نه تنها بر صندلي گيتس تکيه بزند بلکه همه وظايف او را طي يک روز کامل نيز به انجام رساند . او در جلسه هيئت مديره مايکروسافت شرکت کرد و ملاقاتي با کارمندان مايکروسافت و از جمله گيتس داشت .

کيهان 10 ساله البته بازديد از بخش توليد بازي‌هاي کامپيوتري و خصوصا" پروژه جديد و مشهور مايکروسافت ( ايکس باکس ) را نيز در دستور کارخود قرار داد . از تصميماتي که اين مديرکل 10 ساله کمپاني مايکروسافت در زمان مديريت يک روزه خود اتخاذ نمود تحويل يک سالن کامپيوتري مجهز به کامپيوتر و برنامه‌هاي جديد به مدرسه خود در کاليفرنيا بود .

شبکه NBC که اين مديرکل 10 ساله ايراني را طي روز کاري‌اش در مايکروسافت دنبال کرد روز جمعه فيلم وي را از شبکه  NBC پخش نمود .

 

&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&&

 

خب ؛ تبریک به آزاد اندیشان ! « ديويد اورينگ » هم هزینه آزاد اندیشی اش را پرداخت !

وى که در كتاب هايش استدلال كرده است كه در ابعاد كشتار يهوديان به دست نازى ها در جنگ جهانى دوم اغراق شده است ، در سال ۲۰۰۰  به جمعى در لندن گفته بود كه در اردوگاه هاى آشويتس اتاق گاز وجود نداشته است ..  به سه سال زندان محکوم شد ! ( می دونيد که من يکی برای افسانه بودن آنچه که بنام هولوکاست انتشار يافته ، دليل دارم .. )

 

 

درسته که نازيسم و صهيونيسم، دو جريان وحشت‌آفرين هستند كه در سابقه تاريخي خود، همواره در جنايت عليه بشريت بر هم سبقت گرفته‌اند و ما نبايد از بعض صهيونيسم جنايتكار به دامن ناپاك نازيسم بیفتیم ! اما اونایی که کشیدن کاریکاتورهای پیامبر رحمت را مترادف با آزادی ! آنهم از جنس بیان ! می دانستند ، اینجا باید جواب بدن ...

من که هنوز ( متاسفانه ) در مورد توهین صورت گرفته به پیامبر رحمت العالمین که بقول سیمین بهبهانی  « با وجود اینکه دشمنان بر سرش خاکستر می ریختند ، بزرگوارانه - چنان که شایسته دل بزرگ او بود - این خشونت و کینه را تحمل می کرد تا روزی که آن دشمنی که این جور را روا داشته بود از دنیا رفت ، پیامبر( ص ) از اصحاب خود پرسیدند :  آن دوست ما کجاست ؟ و برای او از درگاه حق تعالی رحمت خواستند و ...  » ، چیزی نگفته ام . اما ... ...

 

   توضيح : در كشور انگلستان ، قانون انكار هولوكاست وجود ندارد. اما كشورهاي اتريش، بلژيك، جمهوري چك، فرانسه، آلمان، اسرائيل، ليتواني، لهستان، اسلواكي و سوئيس به دليل وجود نازي‌ها و احزاب دست‌راستي داراي قانون ضد هولوكاست هستند .

چندي پيش اين نويسنده ‪ ۶۷‬ساله كه از اواسط ماه نوامبر ‪ ۲۰۰۴‬در اتريش زنداني است ، اعلام كرده بود كه خاطرات دوران زندان خود را با عنوان "جنگ من" مي‌نويسد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ٢ اسفند ۱۳۸٤


« هم اكنون زمان متوقف كردن ايران است »

اجلاس سالانه aipac با شعار « هم اكنون زمان متوقف كردن ايران است » ظاهرا با محوريت بررسي راه هاي مقابله با برنامه هاي اتمي ايران برگزار خواهد شد .

البته می دونيد که اين تلاش ها برای بازداشتن ايران از همان « خود باوری » است که امروزه هر ايرانی بدنبال آن است .. و دشمنان « خود شيفته » بشدت از آن هراس دارند !!؟

اين اجلاس با شعار « ايران ، نقطه تفاهم آمريکايی ها و اسرائيل » سعي خواهد كرد راه هاي هماهنگ كردن تلاش هاي اسرائيل تلاش هاي اسرائيل و آمريكا براي فشار بر جمهوري اسلامي را بررسي نمايد .

به نوشته سايت رسمي اين اجلاس ، دعوت از سياستمداران طراز اول آمريكا و اسرائيل و نيز ديپلمات های كشورهاي دوست اسرائيل به منظور هماهنگ سازي سياست گذاري ها در قبال ايران ،‌ يافتن مشكلات و معضلات اصلي آمريكا در منطقه و خاورميانه ، يكسان سازي سياست هاي اسرائيل و آمريكا ، ‌شناسايي و جذب علاقه مندان به اسرائيل و تدوين برنامه هاي مشترك براي فعالان حامي اسرائيل، تدوين برنامه هاي مشترك براي فعالين حامي اسرائيل و ايجاد امكان بحث هاي رو در رو و طرح نقطه نظر هاي مختلف سياست مداران و چهره هاي برجسته حامي اسرائيل به صورت مستقيم و انتقال آخرين اطلاعات و سياست هاي در پيش به آن ها از اهداف اين اجلاس ذکر شده است .

نتايج حاصل از اين اجلاس غالبا به عنوان سياستهاي رسمي و جهت گيري هاي اصلي دولت مردان آمريكا تاثير چشمگيري در اتخاذ تصميمات آتي دارد .

سايت رسمي اين اجلاس، با قرار دادن عكس هاي متوالي از دانشمندان اتمي ايران ، موشك شهاب - 3 و دكتر احمدي نژاد در كنفرانس جهان بدون صهيونيسم ، از تمام مردم آمريكا و علاقه مندان به صلح دعوت نموده در اين اجلاس شركت كنند .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱ اسفند ۱۳۸٤