هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

چند رويداد


ناراحت نشين !
ــ اگه شما هم جزء ضاربين « مستر سين » بوديد ، اميدوار باشيد كه بتونين به مجلس راه پيدا كنيد !! ( مي گين نه اينجا را كليك كنيد )

******************


ــ زن آمريكايي، يك هفته پس از به دنيا آمدن نوزاد اول خود، پنج نوزاد ديگر به دنيا آورد !! ( اينجا را كليك كنيد )

******************


ــ و اما بشنويد از مادر جواني كه با داشتن دو كودك خردسال ، از دشمنان ميهنش انتقام گرفت !

« هرقطعه بدنم را به تركشي براي صهيونيستها تبديل مي كنم »

.... نوار ويديوئي « مريم الرشيد » 22 ساله كه پيش از شهادت ضبط شده بود ساعتي پس از اين حمله توسط شبكه تلويزيوني الجزيره و شبكه هاي ديگر پخش شد . او در اين نوار ضمن ابراز عشق به فرزندان خود ( يك پسر ۵/۳ ساله و يك دختر ۵/۱ ساله ) گفت قصد دارد به يك تركش كشنده براي اسرائيليها تبديل شود .

**********************


ــ اگر هم دوست داشتيد داستان «هنادي جرادات » دختر 29 ساله اي كه در يك حمله شهادت طلبانه 19 نفر از صهيونيستها از جمله رئيس سابق نيروي دريايي ارتش اسرائيل را به درك واصل كرد ، اينجا را كليك كنيد .

خلاصه اش از اين قراره که :
.. همه چيز آماده بود . ماده منفجره در گيتار جاسازي شده بود . هنادي يك بار ديگر نقشه را در ذهن خود مرور كرد . محكم و استوار به راه افتاد.
وارد رستوران اسرائيلي ها شد . در گوشه اي نشست و شروع كرد به گيتار زدن . كم كم اسرائيلي ها دور او جمع شدند . بعضي از آن ها هم مست و لا يعقل بودند.
بعد از مدتي وقتي كه هنادي فرصت را مناسب ديد ضامن انفجار را كشيد و ....

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:۱٥ ‎ب.ظ روز ۳٠ دی ۱۳۸٢


بلاگ با « رنگ و بو » !!

خوشحالم كه مطلب پيشينم مورد توجه دوستانم ، از منتقدان و مخالفان نظام اعم از چريك و سلطنت طلب و آزاديخواه و فمنيست و ...گرفته تا طرفداران نظام و .. قرار گرفت .

بابا مگه قراره بلاگمون « بدون خاصيت » باشه ؟!
من كه دوست ندارم صفحه ام « بدون رنگ و بو » باشه ..
طبيعتاَ هر « رنگ » و هر « بويي » هم به هر مزاجي جور در نمي ياد .. !!
يكي باران رو دوست داره و ديگري از يه روز آفتابي لذت مي بره ، اون يكي از طعم گس خرمالو مور مور مي شه .. و اين يكي از بلع پوست گوجه تو غذا اوقش مي گيره ..

مگه بايد چيزي بنويسم كه همه ـ با سلائق مختلف ـ فقط تمجيدم كنند ؟؟
اقرار مي كنم خيلي بدي دارم ، اما اين يكي رو كه تشنه تعريف و تمجيد اين و اون باشم را ندارم .. حتي شايد هم ديديد ، سعي هم مي كنم كه بي جهت ستايش كسي را نكنم ..
اين را هم باور كنيد كه منظور من از بيان جمله :

از « درد » سخن گفتن و از درد شنيدن ،
با « مردم بي درد » نداني كه چه دردي است


توهين به احدي الناسي نبوده و نيست .. !!

چرا اين رو مي گم ؟ چون احساس مي كنم بعضي از رفقا از اين جمله يه نوع توهيني رو استنباط كردند . شايد من بواسطه اين توهمي كه ايجاد شده يه جورايي بايد عذرخواهي كنم .. من قصدم بيان كلي بود . نه اينكه مخاطبم « انسان بي درديه » .. كه اگر اينطور بود ، اصلاً با او ارتباط برقرار نمي كردم .. ..

اما خودمونيم ، آدم اگه عينك قرمز به چشماش بزنه ، الزاماً همه چيز را لبو نمي بينه ؟؟ !! حتي ممكنه شلقم را هم لبو ببينه !! بهر حال خبر « برخي از دلايل رد صلاحيت شدگان » كه حالا پرشين بلاگ ، لينک آنرا باز می کنه !! چالش خوبي بود تا دوستان بتونند نظراتشون را بدن .. بگذريم كه برخي از گفته هاي دوستان رو مي شه به سادگي هر چه تمام تر « نقض » كرد . وقتي هم كه نقض شد ، يعني غير قابل صلاحيت ، يعني « رد » !!

برخي از اين « نقض » ها را براي خود اين دوستان گوشزد كرده ام .. اگه بدونم که ناراحت نخواهند شد ، مجموعه « نقيضين » را در يادداشت بعدي ام خواهم آورد ..
بهر حال از همه ممنون كه « حساسيت » نشون داديد .. و اين از نشانه هاي « دردمند بودن » است .. كه من اون رو يه كمال مي دونم ..

از دهنده كمالات عالم هستي كه كامل مطلق و بي انتهاست ، سپاسگذارم ..

راستي مي خواين يه كمي هم از « بدي شهدا » ! بدونيد ؟ اينجا را كليك كنيد و يادداشت ۲۵/۱۰/۸۲ حنابندان رو بخونيد

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٥:٥۳ ‎ب.ظ روز ٢۸ دی ۱۳۸٢


درد بی دردی


چند نکته :

۱ ) مناجاتي که در يادداشت قبلی آوردم ، همانطوری که دوستانی چون بی دل  و  فريبا احمدی  و سيد محمد انجوی نژاد  و يوسف و يلدا گفتند ، متعلق به « علامه حسن حسن زاده آملی » است که توسط شاگردانش در کتابی تحت عنوان « الهی نامه » ارائه شده است . شايد بعدها بتونم از ايشون بيشتر بگم .

۲ ) اما در مورد يادداشت اول دی که در مورد « هلوع » نوشتم ... دوستای خوبم لطف داشتند و بعضی چون خاتون خانم ( که نمی دونم چرا يه مدتی بلاگش باز نمی شه .. ) و هدی عزيز آدرس و ادامه آيه را می خواستند ، که بايد بگم از سوره معارج و آيات ۲۹ به بعده ... زينب در بلاگ عطر نماز و ای خدا هم از جمله دوستانی بودم که اشاره به ادامه آياتی داشتند که در آن يادداشت آورده بودم .
آری ؛ انسان حريص و کم طاقت آفريده شده .. هرگاه به او بدی روی بياورد جزع و بی تابی می کند و هر گاه خيری به روی بياورد آن را از ديگران دريغ می کنند ..
.............. الا المصلين


               ـــ مگر نماز گزاران ؛


               ــ آنها كه نمازها را مرتباً به جا مي آورند ؛

               ــ و آنها كه در اموالشان حق معلومي براي تقاضا كنندگان و محرومان است ؛

               ــ و آنها كه به روز جزا ايمان دارند ؛

              ــ و آنها كه از عذاب پروردگارشان بيمناكند ؛

              ــ و آميزش جنسي جز با همسران و كنيزان ( كه در حكم همسرند ) ندارند . چرا كه در بهره گيري از اينها مورد سرزنش نخواهند بود ؛

              ــ كه هر كس بيش از اين طلب كند متجاوز است ؛

              ــ و آنها كه به امانتها و عهد خود وفا كنند ؛


              ــ و انها كه قيام به اداي شهادت حق مي كنند ؛

              ــ و آنها كه بر نمازهايشان مواظبت دارند ؛

                                 . .. .. .. اين افراد در باغهاي بهشتي گراميند .. .. .. ..



****************************


از درد سخن گفتن و از درد شنيدن ؛


 


با مردم بی درد ندانی که چه دردی است


 


******** 


يه کمی هم سياسی بشيم !!



  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز ٢۳ دی ۱۳۸٢


کمی مناجات !

 

الهي ؛ همه گويند خدا كو ، حسن گويد جز خدا كو .

الهي ؛‌ همه از تو دوا خواهند ، و حسن از تو درد .

الهي ؛ ‌ همه گويند بده ، حسن گويد بگير .

الهي ؛ همه سر آسوده خواهند و حسن دل آسوده .

الهي ؛ همه آرامش خواهند و حسن بي تابي ، همه سامان خواهند و حسن بي ساماني .

الهي ؛ همه از گناه توبه مي كنند ، تو حسن را از خودش توبه ده .

الهي ؛ همه گويند كه بُعد سوز و گداز آورد ، حسن را به قرب سوز و گداز ده .

الهي ؛ همه تو را خوانند ؛ قُمري به قُوقُو ، پُوپك به پُوپُو ، فاخته به كوكو ، حسن به هوهو.

الهي ؛ اگر حسن مال مي يافت و حال نمي يافت ، از حسرت چه مي كرد ؟

الهي ؛ اگر حسن از تو جز تو خواهد ، پس فرق ميان او و بت پرست چيست ؟

الهي ؛ حسنم كردي ، احسنم كن .


              ***************************************

« حسن » کيه ؟؟ و اين مناجات های چه شخصيه ؟؟ 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۸ دی ۱۳۸٢


برای دوستانی که جنگ رو نديدند ..

16 دی سالگرد حماسه شهداي هويزه است .
حماسه هويزه ، يك تاريخ خشك و بي روح نيست .
حماسه هويزه اولين حمله سازماندهي شده سراسري ايران بود ، تعداد زياد شهيدان ـ 140 شهيد ـ كه از 29 شهر مختلف كشور بودند ، موجي از شهادت طلبي در همه كشور ايجاد كرد .
در زماني كه فقط 7 ماه از پيروزي انقلاب مي گذشت و ارتش ( كه تازه به ملت پيوسته بود ) هنوز سازماندهي جديد نيافته و آمادگي حضور در جنگ را نداشت و نيروهاي مردمي هم كه در قالب سپاه پاسداران ، بسيج و عشاير آماده دفاع مي شدند ، هيچ گونه سابقه نظامي ( آن هم براي برخورد با ارتش منظم عراق ) نداشتند ، تهاجم دشمنان آغاز شد .

در چند ماه ابتداي جنگ فقط عمليات چريكي بود كه مي توانست به ارتش عراق ضربه بزند اما به واسطه اختلافي كه بني صدر بين ارتش و نيروهاي مردمي ايجاد كرده بود ، جبهه ايران اسلامي توان حمله هاي گسترده را نداشت .
عمليات هويزه اولين حمله مهم ايران بود كه بين نيروهاي مردمي يعني سپاه ، ارتش ، بسيج و عشاير هماهنگي كامل برقرار شد .

نويسنده كتاب روز شمار جنگ خليج ( The Gulf War ) اين نبرد را بزرگترين نبرد تانكها بعداز جنگ سال 1973 مي نامد و مي نويسد : " در اين نبرد استعداد طرفين درگير ، بيش از 300 تانك و زره پوش بود . "
نيروهاي مردمي گرچه دانشگاه جنگ نديده بودند ، اما توانستند چون نظاميان دوره ديده ، وارد عمل شوند .

بني صدر دستور داده بود اسلحه و فشنگ به بسيجيان داده نشود ، چنان كه در ميان حدود 150 نفر نيروي پياده عمليات هويزه فقط دو عدد آرپي جي بود ، كه يكي از آنها در دست فرمانده عمليات ( حسين علم الهدي ) بود در عمليات هويزه تنها يك دستگاه وانت در اختيار نيروهاي مردمي بود كه آن هم آذوقه و وسايل آنها را حمل مي كرد .

حدود 150 نفر نيروي پياده پس از طي مسافتي در حدود 25 كيلومتر خط مقدم عراق را شكستند و به نبرد با ارتش متجاوز عراق پرداختند و هيچ نيرو و امكاناتي براي جايگزين كردن خط شكنها پيش بيني نشده بود.

سالگرد شهادت دانشجوی شهيد حسين علم الهدی و ساير دانشجويان شهيد هويزه گرامی باد .

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٠:٥۱ ‎ق.ظ روز ۱٦ دی ۱۳۸٢


فقير دارا

خدايا ؛

من در كلبه فقيرانه خود

چيزي را دارم

كه تو در عرش كبريايي خود مانند آنرا نداري
!!

من ، چون تويي را دارم

كه تو چون خود را نداري !


                                                                                                          « امام سجاد عليه السلام »


  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳ دی ۱۳۸٢


زماني كه وقت برخاستن فرا رسد

 

اين متن را با الهام از كامنت چند روز پيش هدی گردآوري كردم . اميدوارم مفيد فايده افتد .

××××××××××××××

زماني كه وقت بيداري و برخاستن فرا رسد .. چنان هول و دهشت همه را فرا گيرد ، كه مردم را مست بيني .. وحال آنكه مست نيستند .. در آن روز مادران شيرده ، كودكان شيرده خود را از ياد ببرند و زنان باردار ، بار خود را بر زمين گذارند .(1)

در آن هنگام ، وقتي عذاب قهر الهي را ببينند، خواهند دانست كه نه تخفيفي است و نه مهلت دوباره اي (2) و يقين كنند كه جايشان در آن است و راه گريزي نخواهند يافت (3)

در آن روز اگر تمام چيزهاي روي زمين در اختيار ستمكار باشد ، همه را براي نجات خويش خواهد داد . (4)

آنروز كه چهره ها در آتش دگرگون شود ، خواهند گفت : اي كاش از خدا و پيامبرش اطاعت مي كرديم و گردن نهاده بوديم (5)و اي كاش مي توانستم به دنيا باز گردم .. و اي كاش آيات پروردگار را تكذيب نمي كرديم و از مؤمنان بوديم . (6)يا اي كاش كسي را شريك پروردگارم قرار نمي دادم . (7)

روزي كه از حسرت ، دست را به دندان گزيده و خواهند گفت :‌ اي كاش راه رسول خدا را پيش گرفته بودم و فلاني را به عنوان دوست برنمي گزيدم . چرا كه او با وجود قران و هدايت الهي مرا گمراه ساخت (8)

در آن روز نامه اعمال بندگان را بدستشان دهند ..

و اما كسي كه نامه اعمالش را بدست راستش دهند ، گويد : ‌بيائيد نامه اعمال مرا بخوانيد .. من يقين داشتم كه حساب اعمالم را خواهم ديد . اين كس زندگي رضايت بخشي خواهد داشت . در بهشتي كه برين است ..(9)

و اما كسي كه نامه اعمالش را بدست چپش دهند ، خواهد گفت : كاش نامه عمل مرا اصلاً به من نمي دادند تا نمي فهميدم كه حسابم چيست ! اي كاش مرگ پايان كار بود . چرا كه مال و منالم مرا بي نيازم نكرد و قدرتم از دست نمي رفت . (10)

ناگهان ندا خواهد آمد :‌

او را بگيريد و به زنجير كشيد و به دوزخ افكنيد و با زنجير ضخيم هفتاد زراعي ببنديدش . چرا كه به خداي بزرگ ايمان نياورد و مستمندان را اطعام نمي كرد . پس امروز در اينجا يار مهرباني ندارد ( تا به او محبت كند ) و غذايش جز چرك و خون نخواهد بود .. غذايي كه جز خطاكاران خورنده اي ندارد ..(11)

آري ، ما شما را از عذابي كه نزديك است آگاه مي كنيم .. از روزي كه انسان آنچه را كه پيش فرستاده خواهد ديد .. (12)

در آن روز انسان متذكر و متنبه خواهد شد . اما چه فايده كه اين تذكر به حال او سودي نخواهد داشت . در آن روز آدمي خواهد گفت :‌ اي كاش براي زندگي ابدي ام چيزي از پيش فرستاده بودم (13)

در آن روز هيچ كس را مانند او عذاب نخواهند كرد (14)

بگذريم كه برخي نيز آرزو كنند كه اي كاش خاك بودند .. (15)

*******************************************

سوره حج آيه 2          2ـ نحل 276       3- كهف 53       4- يونس 54       5- احزاب 66        6- انعام 27        7- كهف 42                    8- فرقان  27 الي 29        9- حاقه 19 الي 22        10- حاقه 25 الي 29         11- حاقه 30 الي 37        12- نباء 40        13- فجر 23 و 24           14- فجر 25        15- نباء 40

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:٢۳ ‎ب.ظ روز ٧ دی ۱۳۸٢


 

 دوستان خوبم . سلام


مصيب وارده زلزله بم را بهتون تسليت مي گم .. خصوصاَ به دوستاي نديده بمي ام .. اميدوارم اهلش تنبه لازم رو از اين بلاياي طبيعي ببرند .
واما خبر زير رو تو يكي از سايت ها ديدم . گفتم شما هم بخونيد تا ببينم نظرتون چيه ؟

 جنگ در عراق براي كسب تابعيت آمريكايي


« ‌مزاياي شركت در جنگ عراق از جمله اعطاي تابعيت دايم آمريكايي ، باعث شد تا بسياري از مهاجران آمريكايي تمايل خود را براي جنگ در عراق اعلام كنند.
در اين زمينه راديو فردا گزارش داد، مهاجران غيرآمريكايي نيز بخشي از سربازاني هستند كه در جنگ آمريكا با عراق جان خود را از دست مي‌دهند. در ميان اين سربازان مليت‌هاي گوناگون مكزيكي، فليپيني، جامائيكايي، خاورميانه‌اي نيز وجود دارد. بيشتر اينان جان خود را در برابر به دست آوردن تابعيت آمريكا به گرو نهاده‌اند.
اين راديو مي افزايد : هم اكنون 36 هزار غير آمريكايي در نيروهاي مسلح آمريكا عضويت دارند . يكي از آنان امير اميرشاهي ايراني 24 ساله متولد تهران است كه هم‌اكنون در بيابا‌ن‌هاي عراق براي ارتش آمريكا مي‌جنگد.
به گفته وزارت دفاع آمريكا ، تاكنون 13 غير آمريكايي در جنگ كشته شده‌اند، كه 5 تن ! از آنان پس از مرگ به كسب تابعيت آمريكايي نايل شده‌اند. »

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:٢٢ ‎ب.ظ روز ٦ دی ۱۳۸٢


« هلوع » يعنی چه ؟

وقتي نمره شيمي را 6ـ شده باشي ، مي گي :‌
معلم شيمي مون با من بد بود بهم تك
داد “ .
اما اگه جبر و آناليز رو 19 شده باشي ، مي گي :
نوزدهگرفــتم “ ..
.. اين از صفات آدميزاده .. كه همواره چيزاي خوب را به خودش نسبت مي ده ، اما از اتصاف چيزاي نامطلوب به خودش اكراه داره
( تك داد ، بيست گرفتم )


خداوند تو قرآنش مي گه :
بدرستكه انسان « هلوع » و حريص و کم طاقت آفريده شده است ..
****************************************************

 هنگامي كه خيري به او برسد ، از ديگران دريغ مي كند ، نخوت و غرور او را فرا مي گيرد و غرق در منيت مي شود ؛ جز خود و نفس خودش چيزي را نمي بيند ! در اين مواقع خواهد گفت :

ــ اين فكر من بود كه باعث شد من از همه پيشي بگيرم ..

ــ اين بازوي من بود كه توانستم باهاش به زندگي مناسبي برسم ..

ــ اگه كمك من نبود فلاني نمي تونست سر كار بره ..

ــ اگه من بنودم فلاني نمي تونست جهيزيه دخترش را جور كنه ..

ــ اگه من .. ..

اما اگه شري به او برسد .. .. !!  زمين و زمان را بهم مي دوزد كه:

ــ مگه “ خدايا ” من چه گناهي داشتم كه بايد ماشين منو دزد ببره ؟ ..

ــ خدايا ؛ مگه من چي از اون كمتر داشتم كه بايد بدبخت باشم و اون تو ناز و نعمت ..

ــ خدايا ؛ چرا من ؟ چرا مال و فرزند منو از من گرفتي ..

ـ چرا روزي منو تنگ كردي و .. ..

آري آدمي تا سختي و مرارتي بهش برسه ، جزع و فزع مي كند و اگر خوشي و لذت به او روي بياورد ، خدا را هم بندگي نخواهد كرد ..

.. آري ..

.. وان الانسان خلق هلوعا ..


.. انسان هلوع خلق شده است ..


 توجه :
البته اين اصل ـ كه آدميزاد حريص و كم طاقت آفريده شده ـ استثناء هم داره !!؟ مي تونيد بگيد اون استنثاء كجاست ؟

 راهنمايي :
دنباله همين آيه ، اون استثناء ذكر شده ..

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٧:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱ دی ۱۳۸٢