هلوع

اگر لینک بعضی از آدرس ها برایتان باز نشد از کوره در نروید ! و ما را به بی اطلاعی از سیستم فیلترینگ ج.ا.ا متهم نکنید ! .. شاید آن آدرس ها - تعمدا - برای آندسته از دوستانی نهاده شده باشد که اصرار دارند « هلوع » را مستند ببینند

باز تحریم !!؟

چند روز پیش نمایندگان کشورهای اروپایی در نشست بروکسل درباره تحریم واردات نفت ایران به توافق رسیدند . بر اساس جلسه بروکسل، 27 کشور اروپایی موظف شدند از هر گونه توافق نفتی جدید با ایران خودداری کنند ! اما این واردات نفت تا زمان قطع کامل در آغاز ماه جولای (تیر) ادامه خواهد یافت !!

بنظر می آید این تحریم اعلان جنگ اقتصادی اتحادیه اروپا علیه ایران است که در ابتدا نیکلا سارکوزی آنرا پیشنهاد کرده بود. بهانه رسمی اتحادیه اروپا برای این جنگ هم  «نگرانی‌های جدی و فزاینده در مورد برنامه هسته‌ای ایران» اعلام شده است افسوس

حالا آن فرجه حدوداً شش ماهه برای چیست ؟ ظاهرا به دو علت :

1- سه کشور بحران‌زده اقتصادی اروپا یعنی ایتالیا، اسپانیا و یونان که در بین کشورهای اروپایی بیشترین واردات نفت از ایران را دارند و چند روز پیش از این هم برای واردات نفت از ایران قرارداد بستند .
2- اینکه توافق‌کنندگان این تحریم، فرصت بیشتری برای ارزیابی ابعاد و پیامدهای آن داشته باشند و چنانچه متوجه شدند توانایی تحمل پیامدهای آن را ندارند، موضوع را به شکل دیگری تغییر دهند و همچنین به کشورهای عضو اتحادیه اروپا فرصت دهند تا برای نفت ایران جایگزین مطمئنی پیدا کنند.

البته با توجه به اینکه 18 درصد صادرات نفت ایران به اروپاست و از آن مقدار، حدود 70 درصد یعنی تقریباً معادل 13 درصد از کل صادرات ایران به اروپا، به سه کشور مذکور است، ایران مشکل خاصی ندارد و می‌تواند از این فرصت حدود شش ماهه استفاده کند و برنامه‌ریزی جدید و کلانی داشته باشد.

من یکی که منتظر اثرات این اقدام شجاعانه اتحادیه اروپا بر اقتصاد ضعیف و بیمارگونه کشورهای اروپایی اش هستم نیشخند

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٢:۳٧ ‎ب.ظ روز ٧ بهمن ۱۳٩٠


صلاح !

   از نزدیکان امام بود ؛  برادرش ؛

          محمد حنفیه امام را نصیحت کرد و گفت چه بکند و چه نکند ؛

                       از صلاح برای امام گفت .. ..

    از نزدیکان امام بود ؛ برادرش ؛

          عباس ابن علی ؛ امام را یاری کرد و تنها شنید ؛ چشم به فرمان بود . می دانست امام صلاح را می داند .

 

****************************

            چگونه منتظری هستی ؟

            _ صلاح امام را می دانی ؟

            _ یا امام صلاحت را ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ روز ۱٤ آذر ۱۳٩٠


ارمغان امریکا برای ما ؟

 آمریکایی‌ها بعد از عراق به‌خوبی یاد گرفته‌اند که بدون هیچ‌گونه «آلترناتیو» مشخص و شناخته شده‌ای ، به سوی سیاست تغییر رژیم نروند. سیاست تغییر رژیم بدون آلترناتیو مشخص، منجر به تبعاتی می شود که ثبات منطقه را به هم می زند و همچنین منافع استراتژیک آمریکا را به خطر می‌اندازد. بر همین اساس، باید ببینیم اگر سیاست آمریکا برود به‌سوی برخورد و تغییر رژیم، آلترناتیو آن چه کسانی هستند؟ آیا ساکنین قرارگاه اشرف آلترناتیو مناسبی هستند؟! آیا مردم از آن‌ها حمایت می‌کنند؟ آیا می‌توانند دموکراسی را برای کشور به ارمغان بیاورند؟

این حرف نه تحلیل این آدم هلوع ، که تحلیل کارشناس مسائل سیاسی " صدای آمریکا " است که بنظر گرامی اتان رسید !

با این اوضاع و احوال آمریکا با ایران چه کار می تواند بکند ؟

   _ حمله کند ( مثل حمله به عراق ، تا مثل گاو تا مرفق توی گِل بماند )

   _ به مسائل داخلی خود توجه کند ( و لنگان خرک خویش بمقصد برساند ! )

   _ دل به ورشکستان سیاسی ببندد دوباره ( مانند ساکنین قرارگاه اشرف و .. یا .. )

   _ امیدی دیگر به کف خیابان های ایران _ تهران _ ببندد ( و از کف خیابان های خود غافل شود ؟ )

   _ و یا .. .. ..

      شما بگویید این مستاصل بیچاره چه باید بکند که در حد و اندازه امپراطوری جهانی اش باشد ؟

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز ٢۳ آبان ۱۳٩٠


اسرائیل، کودکی ضعیف در برابر ایران

 

در روزهای گذشته تبلیغات رسانه‌‌های غربی درباره احتمال حمله نظامی اسرائیل به ایران زیاد شده، اما شرایط منطقه و دنیا به سمتی پیش می‌رود که ادعای حمله‌ی اسرائیل به ایران علاوه بر اینکه برای ما ایرانی‌ها خنده‌دار و تکراری است، برای افکار عمومی دنیا ( حتی خود اسرائیلی‌ها ) هم خنده‌دار و مضحک شده است.
«یوری آونری» تحلیل‌گر سکولار و منتقد اسرائیلی چند روز پیش مقاله‌ای درباره این جاروجنجال رسانه‌ای نوشت و با ادبیاتی جالب سیاست‌های اسرائیل را به تمسخر گرفت. وی مقاله‌اش را با تمثیل جالبی شروع می‌کند که نشان دهنده جایگاه ایران و اسرائیل در نگاه یک اسرائیلی‌ است :
« همه ما در مدرسه این صحنه را دیده‌ایم که پسربچه‌ای کوچک و ضعیف با پسری بزرگ و قوی درگیر می‌شد. بعد به دوستانش می‌گفت که مرا بگیرید تا استخوان‌هایش را نشکنم! حالا حکایت دولت ما (اسرائیل) با ایران، مثل همین داستان است. هر روز در همه شبکه‌ها فریاد می‌زند که قصد دارد استخوان‌های ایران را خرد کند! »
مقاله آونری نکات جالب دیگری هم دارد. وی به صراحت تاکید می‌کند که اسرائیل هرگز به ایران حمله نخواهد کرد ! آونری برای اثبات عقیده‌اش دلائلی را ذکر می کند. اولین دلیل او این است که اسرائیل بعد از ماجرای کانال سوئز در سال ۱۹۵۶، هیچگاه بدون رضایت و چراغ سبز آمریکا اقدام به حمله نظامی نکرده است.

وی همچنین به یک حقیقت بزرگ اعتراف می‌کند که شنیدن آن از زبان یک اسرائیلی ( هرچند اسرائیلی ملایم و به ظاهر چپ کرده و طرفدار صلح ) شیرین است. در حالی که آمریکا و اسرائیل همیشه از انزوای ایران دم می‌زنند، آونری به صراحت به انزوای اسرائیل در دنیا اشاره می‌کند و می‌نویسد که تنها حامی قابل اعتماد اسرائیل در دنیا، آمریکاست ! وی سپس به طنز می‌نویسد« البته شاید در کنار فیجی و میکرونیزیا و جزایر مارشال و پالائو ( جزائری کوچک در اقیانوس آرام ! ) »
آونری در ادامه نتایج این جنگ احتمالی را بسته شدن تنگه هرمز، قطع منبع انرژی دنیا و همچنین باران موشک بر سر اسرائیل، آنهم از سه جهت ( ایران، حزب‌الله و حماس ) می‌داند و می‌نویسد ایران کشور پهناوری است و خیلی راحت می‌تواند تاسیسات هسته‌ای خود را در مناطق مختلف و در اعماق زمین پنهان کند !

وی توضیح می‌دهد زمانی که اولین هواپیمای اسرائیلی وارد حریم هوایی ایران شود، تنگه هرمز هم بسته می‌شود. نیروی دریایی ایران دارای کشتی‌ها و قایق‌های موشکی زیادی است، اما به آنها نیازی نیست. حذف تقریبا یک پنجم از نفت کشورهای صنعتی به فاجعه‌ای منجر می‌شود که تصورش هم سخت است ! آیا در حال حاضر آمریکا و ناتو توانایی این هزینه را دارند؟
آونری همچنین با اشاره به انقلاب‌های مردمی در منطقه و تبعات سیاسی حمله‌ی احتمالی به ایران می‌نویسد « ممکن است برخی کشورهای اسلامی با ایران مشکل داشته باشند، اما حمله اسرائیل به این کشور مهم اسلامی، همه مسلمان‌ها شیعه و سنی را از مصر و ترکیه و پاکستان و … با هم متحد و اسرائیل را به ویلایی در میان یک جنگل در حال سوخته شدن تبدیل می‌‌کند! » ( این یعنی اعتراف به نفوذ، محبوبیت و جایگاه معنوی ایران در میان مسلمانان دنیا )

آونری کیست؟
« یوری آونری » در سال ۱۹۲۳ در یک خانواده‌ی یهودی آلمانی به دنیا آمد و با به قدرت رسیدن هیتلر، به فلسطین مهاجرت کرد. از پانزده سالگی به جنبش مسلحانه‌ی صهیونیستی برای تشکیل دولت اسرائیل پیوست. در جنگ‌های اعراب و اسرائیل حضور داشت و دوبار مجروح شد. در سال ۱۹۵۲ خواستار حمله به مصر شد به این بهانه که اعراب ممکن است به اسرائیل حمله کنند! از سال ۶۵ الی ۷۴ میلادی و از سال ۷۹ تا ۸۱، عضو مجلس رژیم صهیونیستی ( کنست ) بود. در سال ۸۲ میلادی در بیروت با یاسر عرفات دیدار کرد که در آن زمان، به عنوان اولین اسرائیلی که با رهبر ساف دیدار می‌کرد، معروف شد.

Avnery & Arafat in Beirut

وی در سال ۱۹۹۳ جنبش “Gush Shalom” ( بلوک صلح یا کتلة السلام ) را تاسیس کرد که ظاهرا جنبشی طرفدار صلح با فلسطینی‌ها است! جنبش آونری از منتقدین سیاست تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی و طرفدار تشکیل دولت مستقل فلسطین در کنار اسرائیل است. وی همچنین از مخالفان سرسخت سیاستهای فعلی توسعه طلبانه آمریکا و جناح محافظه کار می باشد.
در سال ۲۰۰۱، آونری و همسرش، جایزه‌ی جنبی صلح نوبل را به خاطر تلاش‌های صلح‌جویانه، دریافت کردند. در نظرسنجی یکی از وب‌سایت‌های اسرائیلی درباره ۲۰۰ شخصیت برتر این رژیم، آونری به عنوان صدو بیست و هشتمین اسرائیلی تاریخ شناخته شد! وی همچنین از مخالفین جنگ وحشیانه اسرائیل علیه غزه و لبنان بود. به هرحال فعالیتهای آونری به سمتی پیش رفت که در سال ۲۰۰۶ رسما به مرگ و ترور تهدید شد.
آونری در معرفی خود و تفکراتش نوشته: «من صددرصد یک آدم بی‌خدا و ملحد هستم و از این بابت نارحتم که جنگ اسرائیل و فلسطین که همه زندگی ما را گرفته، به یک نزاع مذهبی تبدیل شده است ! » « با من درباره تروریسم صحبت نکنید. خود من یک تروریست بودم ! » و یا «من را یک پست‌- صهیونیستم بدانید. من صهیونیسم و اهمیت آنرا می‌دانم اما اعتقاد دارم که فصل آن در تاریخ به پایان رسیده و اکنون زمان فراتر رفتن از آن است »
البته هدف از انعکاس نظرات آونری تایید او به عنوان یک « اسرائیلی اشغالگر خوب ! » نیست، بلکه نظرات وی به عنوان یک صاحب‌نظر اسرائیلی که سوابق زیادی هم چه در جنگ و چه در عرصه روزنامه‌نگاری و رسانه‌ها دارد، برای من جالب بود .

باز نشر از " اینجا "

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱:٠٦ ‎ق.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳٩٠


معمری ؛ قذاف جان

The Emperor Has Some Crazy Clothes: The Style of Muammar Gaddafi Over the years, the 'Brother Leader' has cultivated a collection of bizarre ensembles.
معمر جان !؟
اگر این آقایان به شما التفات داشتند ( که راضی شدند باهاتان عکس دسته جمعی بگیرند ) نگران نباش ! خودشان بداد عزیزت می رسند جانم !!!؟
عکس از تایم

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱٧ اسفند ۱۳۸٩


رویای نیمه شب سبزها درباره انقلاب مردم مصر و تونس

این نوشته نه به معنای جدی گرفتن تحلیل های این روزهای سبزهاست، که به خاطر این است که بدانیم با چه جماعت متوهمی طرف هستیم!

تشبیه جنبش سبز به انقلاب مردم تونس و مصر به اندازه تشبیه جنبش سبز به انقلاب اسلامی مردم ایران مضحک و خنده‌دار است. ذوق زدگی سبزها هم از انقلاب مردم عرب آنقدر مسخره است که آدم را یاد شعارها و تحلیل‌های سال گذشته آنها می‌اندازد.

اگر یادتان باشد یک سال پیش هم که در انتخابات ریاست جمهوری و در یک فرایند کاملا قانونی و مردمی شکست خوردند، با اغتشاش و آشوب به خیابان‌ها آمدند و برای توجیه آشوب‌های خود، صحنه‌های مبارزاتی مردم ایران را در انقلاب اسلامی سال ۵۷ به رخ ما ‌می‌کشیدند!

سبزهای متوهم تصور می‌کردند که  انقلاب اسلامی، با همان شعارهای انقلابی سرنگون می‌شود! خیال می‌کردند چون انقلاب با شعار «الله اکبر» به پیروزی رسیده، پس با همان «الله اکبر» هم فرو می‌ریزد! گمان می‌کردند چون شعار مردم مظلوم و محروم ایران «مرگ بر شاه دیکتاتور» بود، پس جمهوری اسلامی هم با شعار «مرگ بر دیکتاتور» فرو می‌پاشد!

یادم هست همان روزهای آشوب و اغتشاش، برخی کاربران بالاترین که بدجوری خواب و خیال پیروزی انقلابشان را می‌دیدند، برای تقویت روحیه خود و دوستانشان می‌نوشتند «بچه‌ها نا امید نشوید. انقلاب سال ۵۷ هم از خیابان‌های شمال تهران آغاز شده بود!»

می‌خواستند جنبش موهوم سبز را به انقلاب اسلامی تشبیه کنند اما در نهایت به کاریکاتور انقلاب تبدیل شدند و امروز که از تشبیه خود به انقلاب اسلامی مردم ایران به جایی نرسیده‌اند، باز هم برای تقویت روحیه، خودشان را به انقلاب مردم تونس و مصر شبیه می‌کنند!

این روزها که نوشته‌ها و تحلیل‌های آبکی برخی سبزها را در سایت‌ها و وبلاگ‌های مختلف از جمله شبکه‌های اجتماعی می‌خوانیم، مطئمن می‌شویم که با آدم‌هایی طرفیم که هنوز هم در همان رویاها و حال و هوای توهمی سال گذشته خود سرگردانند.

از قدیم گفته‌اند هر گردی گردو نیست! اینکه هر کسی سنگ و کوکتل مولوتف به دست بگیرد و الله اکبر بگوید و مرگ بر دیکتاتور، الزاما حق با او نیست. اینکه سبزها با دست زدن ناشیانه و منافقانه به این قبیل اعمال، موفق نشدند اما مردم تونس و تا حدودی مردم مصر و یمن و اردن و عربستان موفق شدند، خود دلیل حقانیت مردم آن کشورها و ناحق بودن سبزهای متوهم است. اینکه حکومتی کمتر از یک ماه فرو می‌ریزد و رییس جمهور مستبدش فرار می‌کند، خود بزرگترین دلیل دیکتاتوری و غیرمردمی بودن چنان نظامی است و اینکه سبزهای آشوبگر، در طول چند ماه نتوانستند مردم را با خود همراه کنند، خود بزرگترین دلیل مردمی بودن نظام ماست.

شباهت را باید در جزء جزء قضایا جستجو کرد نه اینکه چون هر دوی ما شعار «مرگ بر دیکتاتور» سر می‌دهیم پس مخالف دیکتاتوری هستیم. آنجا حکومتی بر سر کار است که در ۲۰ یا ۳۰ سال گذشته، رییس جمهور دیکتاتورش در انتخاباتی فرمایشی و یک نفره، در قدرت ابقا می‌شد، اما اینجا نظامی وجود دارد که منتقدین فعلی، حداقل نیمی از ۳۰ سال گذشته را صاحب قدرت بوده‌اند! آنجا با اکثریتی مواجه هستیم که در هیچ انتخاباتی به بازی گرفته نمی‌شدند، اما اینجا با اقلیت دیکتاتوری که به هر قیمتی می‌خواست به قدرت برسد. آنجا مردم از سیاست‌های حکومت خود در قبال جهان اسلام و فلسطین و آمریکا و رژیم صهیونیستی شکایت دارند، اما اینجا شعار «نه غزه نه لبنان و مرگ بر چین» بلند بود!

کدام شباهت؟ سبزها دلشان را به چه خوش کرده‌اند؟ اگر جنبش مخملی آنها شبیه انقلاب مردم تونس و مصر و اردن و یمن بود، پس چرا اسرائیل و آمریکا و انگلیس و فرانسه و آلمان از آنها حمایت کردند و امروز از مردم یمن و مصر و تونس و اردن حمایت نمی‌کنند؟ چرا آمریکا سبزها را به خشونت بیشتر و مقاومت بیشتر در برابر جمهوری اسلامی تشویق می‌کرد، اما امروز مردم مصر و تونس را به آرامش دعوت می‌کند؟!

اگر شباهتی وجود داشته باشد، انقلاب مردم مصر و تونس را باید شبیه انقلاب اسلامی دانست که در هر دوی آنها، حکومت‌های دیکتاتوری وابسته به آمریکا در منطقه سقوط کردند و حرکت سبزها را هم باید شبیه انقلاب‌های رنگین و مخملی اوکراین و گرجستان و قرقیزستان دانست که حکومت‌هایی وابسته به آمریکا روی کار آمدند. پس سبزها به جای این خواب و خیال آشفته و تشبیه خنده‌دار خود به مردم تونس و مصر، بهتر است فکر کنند که چرا عرب‌ها توانستند و سبزها نتوانستند؟!

البته زمان انقلاب اسلامی هم آمریکا برای نجات سلطنت شاه و در حقیقت برای حفظ منافع خود در منطقه، گاهی مجبور می‌شد از شاه انتقاد کند، اما دیگر کار از کار گذشته بود، همچنانکه امروز هم دست و پا زدنشان در مصر و تونس فایده‌ای ندارد. پس دنبال شباهت ظاهری گشتن و معنا و مفهوم را ندیدن، دردی از جماعت سبز درمان نمی‌کند، جز اینکه موقتا آنها را در فضای توهمات و خیالات خود نگه می‌دارد که البته این حالت با مصرف چند قرص اکس و شیشه هم بدست می‌آید! باید دنبال شباهت باطنی باشند که شباهتی در کار نیست.

سبزها اگر کمی وقت می‌گذاشتند و علل اصلی انقلاب مردم عرب را می‌فهمیدند، شاید در جنبش خود موفق‌تر بودند. اگر معنای واقعی دیکتاتور و دیکتاتوری را می فهمیدند و اگر می‌دانستند که انتخابات فرمایشی مصر و تونس یعنی چه و دوره ۲۰ ساله یا ۳۰ ساله ریاست جمهوری یعنی چه و اگر معنا و مفهوم حمایت‌ کشورهای غربی از دولت های مرتجع و دیکتاتور عرب را می‌فهمیدند، آن وقت معنای پیروزی انقلاب مردم عرب و دلائل ناکامی  جنبش خود را هم می‌فهمیدند.

اما نه، این توقع زیادی است که انتظار داشته باشیم سبزها معنای این انقلابها را بفهمند! جماعتی که درد اصلی جامعه خود و مردم مملکت خودش را نشناسد، چطور ممکن است درد مردم مصر و تونس را بشناسد و بفهمد؟ جماعتی که هنوز نفهمیده علت اصلی فراگیر نشدن جنبش خیابانی سبز در ایران چیست، چطور می‌تواند علت موفقیت انقلاب مردم مصر و تونس را بفهمد؟

انقلاب مردم عرب که سالها به علت حمایت همه جانبه‌ی کشورهای غربی از جمله آمریکا از رژیم‌های استبدادی منطقه، در خفقان بسر می‌بردند، بزرگتر و پرمعناتر از این تحلیل‌های خاله زنکی سبزهاست. آنقدر پرمعنا که قطعا همه معادلات منطقه و دنیا را برهم خواهد زد.

چه کسی منکر این است که سرنگونی دیکتاتورهای منطقه، اول از همه به ضرر رژیم صهیونیستی و منافع آمریکا و غرب در منطقه است؟ و چه کسی منکر این حقیقت مسلم است که انقلاب مردم عرب، اول از همه به نفع جبهه مقاومت و جمهوری اسلامی در منطقه است؟

البته ما اصراری نداریم که سبزها حتما واقعیت را بپذیرند و منطقی باشند، ما خوشحالیم که این جماعت همچنان در توهمات خود به سر می‌برند و خیال بیدار شدن هم ندارند!

البته امید حسینی در « این پست » آهستان حرف های تازه تری هم دارد

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ روز ۱۸ بهمن ۱۳۸٩


حّرمت ژورنالیستی ؛

وقتی کسی می گه ما بی طرفیم و وظیفه سایت ما فقط خبر رسانی است ! پس چرا اطلاعات و اخبار را گزینشی برمی گزیند .. و صیقل داده .. و بعد می رساند ؟

وظیفه ما تنها خبر رسانی است

کافی است آدم بتونه خودش را راضی کنه تا نیم نگاهی به صفحه سراسر جانبدارانه اشون بیاندازه .. اونوقته که از هر چه فریب و نیرنگه متنفر می شه ..

برای نمونه ، این خبر پرداخت شده و بو دار صدای آمریکا  VOA  را که در قالب نظر سنجی است لطفا ببینید ..

نظر سنجی با گزینه های مورد درخواست !!

هلوع نوشت : پیدا کنید پرتقال فروش را !!

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:۳٢ ‎ب.ظ روز ٢٠ آبان ۱۳۸٩


تحریم کشکی !

ایران نشان داده که تحریمها تاثیری در پیشرفتش ندارد   نیشخند

این گفته ما نیست !

سخن دشمن سخیف ماست

بنیامین نتانیاهو !

ایشان فرمایش کردند : تنها راه متوقف کردن فعالیتهای هسته ای کشور ایران حمله نظامی می باشد زیرا این کشور نشان داده که تحریمها هیچ تاثیری در توقف پیشرفتهای هسته ایش ندارد.

اما رابرت گیتس وزیر دفاع آمریکا و از میزبانان کنونی ایشان ، ضمن رد این پیشنهاد بیان کرد که ایران سلاح هسته ای ندارد و لازم نیست که راه حل نظامی را در اولویت قرار دهیم چون هنوز راه های دیگری مقابلمان می باشند و تحریمها تاثیر خود را گذاشته اند !

البته خود بهتر می دانید ؛ نقل هیچ یک از این ادله ها نیست  خیال باطل

تحریم ها که هچ..

ملاحظه می کنید که .. خودشان هم اقرار دارند که کشک است  زبان

و اما اگر آن جنایتکاران جنگی « نمی توانند » به ایران حمله کنند بخاطر .. .. ..  ؟!

( ادامه اش را برای شما گذاشتم که بگویید سوال )

@ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @ @

و اما بشنوید از روش های جدید شکنجه در ایران = در اختیار نگذاشتن توالت فرنگی !  !

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۸ آبان ۱۳۸٩


وقتی نخست وزیر هوس ماشین سواری می‌کند !

.

نترسین بابا !

اینکه همه نخست وزیران که یه جورایی سواری می‌کنند (!) که قبوله ؟

خب حالا بعضی هاشون ماشین سواری می کنند !

این چه اشکالی دارد مگر ؟

ترکشی به دامن بعضی از نخست وزیران _ مثلا نخست وزیر دوران جنگ مقدس ما _ نگیرد ها !

ایشان را که عالم و آدم شنیده اند توانایی بالاتری دارند و " موج سواری " هم می کنند !

تازه ! آقا را با اسکورت و خدم و حشم اینور و آنور می برند که مبادا گزندی عایدشان نشود و سر نظام اسلامی نشکند !!

بگذریم ! زیاده بگوییم سیاسی می شود مطلب !

اما ببنید این خبر را که : وقتی نخست وزیر هوس ماشین سواری می‌کند

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ٩:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱٦ آبان ۱۳۸٩


اُنظرُ ...

سپردن خلع سلاح هسته‌ای به کسانی که بمب اتم دارند مثل سپردن امنیت شهر به دزدان است

اگه از من بپرسند نظرم راجع به جمله بالا چیه ؟ خواهم گفت :

بستگی داره کی این حرف را زده باشه !!

سید محمد خاتمی ؟

میر حسین موسوی ؟

شیخ مهدی کروبی ؟

انجمن مدافعان حقوق بشر در ایران ؟

محمود احمدی نژاد ؟

یا .. ؟ .. ؟ .. ؟

.. .. ..

اول بگو این سخن از کیه تا من بگم این جمله ، جمله خوبیه یا نه ؟ !!!!

 

اُنظر الی من قال و لا اُنظر الی ما قال ؟

 

یا

 

اُنظر الی ما قال و لا اُنظر الی من قال ؟

 

کدومشون بالاخره ؟؟!!!!

 

 باز نشر از اینجا

 

  
نویسنده : یوسف ; ساعت ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱٢ تیر ۱۳۸٩